در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت پنجاه و سوم :
*****
آسمان صاف و بدون ابر بود و خورشید یک جایی در همان حوالی مستقر شده بود و میدرخشید. فرهاد توی کارواش نشسته بود توی ماشینش و نگاه میکرد به شیشهی کف آلود مقابلش.
مادرش از پشت خط به او غرید:
- وای به حالت فرهاد... وای به حالت اگه نیای!
- جدا اگه نیام چی میشه؟
لبخند تمسخر آمیزی زد و ادامه داد:
- با دمپایی میزنی؟
- مسخره بازی درنیار! امشب تولدشه و تو هم حتما میای...
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بله دقیقا! خودشون مخالفت دیدن و حالا هم مخالفت میکنن💔
۳ سال پیشنفس
1آویزون تر از ترمه ندیدم والا ینی چی اخه بیچاره فرهاد چقد بهت بگه دوووووست نداره آزاده جون نمیشه فصل دوم ترمه رو کلا حذف کنی😩
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ترمه از بچگی با این حرف بزرگ شده و همیشه خیال پردازی کرده💔
۳ سال پیشمانیا
0عالیییی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم😍💚
۳ سال پیشمحدثه
0اره ببخشید اشتباه شد
۳ سال پیشزهرا_هستم
0تصور من ازسحرزن قدبلندک مسن و موهاش کوتاه شیری رنگه که همیشه موهاش اتو کرده و یه وَر ریخته..فرهاد عزیزمن خیلی شیرین زبونه! ببخشید من معلماخیلی سخت میگیرن ودرگیرخوندنم الان ی هفته بود ک نتونستم بیام☹️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
زهراجانم!درکت میکنم عزیزم ولی هروقت اومدی واسه هر پارت یه کامنت جدا میخوام😁هم شما و هم دیگرانی که چند وقتی یه بار میان میخونن😅
۳ سال پیشزهرا_هستم
0باشهههههههه... باور کن امروز ساعت ۲ از مدرسه اومدم به قول بچم مثل جنازه بودم قشنگچگ بیهوش شدما...😐😐
۳ سال پیششفق
0چرا قهری عزیزم قهر نباش دیگه تکرار نمیشه🌹😉😘
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی شفق جون😍💚 راستش رو بخوای یکیشون تو بودی! الان اسمت رو سرچ کردم آخرین بار پارت بیست و هفت کامنت گذاشته بودی هااا😅
۳ سال پیشمهیا
0اینجا کسی دلش برای من تنگ نشده بود؟🥺😂من اومدممممم بلخنویسنده جون ببخشید که چن وقته کامنت نزاشتم یکم مشکلات بود اما رمان قشنگتو نمیشه نخوند عزیز دلم😍😌❤
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بله بله... خوب هم میدونم خیلی وقته کامنت نذاشتی! بخدا حواسم هست فقط اسم نمیبرم کسی رو ناراحت نکنم... وگرنه الان هستن کسانی که خیلی وقته برام کامنت نذاشتن و باهاشونم قهرم☹️
۳ سال پیشمونا
0واقعا رمان قشنگیع.ارزش خوندن داره.
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم مونا جان بازم منتظر نظراتت هستم😍💚
۳ سال پیشZarnaz
0از ریحانه بدم میاد😁😁فکر کنم از عدد 3 خوشت میاد یا عدد شانست هست که سوالات و فصل رمان هات با سه هست🥰راستی ببخشید یه چند روز نبودم 😁ولی خیلی خوشم آمد داخل یکی از پارت ها آهنگ گذاشتی بازم بزار لطفا
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عدد سه برای ماه تولدمه! خرداد ماهی ام😍 واقعا دلم برای نظراتت تنگ شده بود🥲 خوش برگشتی💚 تو همیشه کلی برام کامنت میذاری😍
۳ سال پیش.
1خداروشکر اسفند به دنیا نیومدی وگرنه تعداد فصلا ۱۲ تا میشد😭😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😂😂😂 اینم یه حرفی! نه بابا در اون صورت این فاز رو بر نمیداشتم
۳ سال پیشسارا
0عزیزم خردادی هستی،دخترم و همسرم خردادی هستن،خصوصیات خاصی دارین ،رک وصریح،لجباز،زود عصبانی میشن ولی دل مهربونی دارن،شماهم اینجوری هستید،یا نه؟یکم از خصوصیاتتون بگید من بهتر این خردادی هارد بشناسم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خب اینایی که گفتی تازه خصوصیات خیلی عالی و خوب خردادی های هزار چهره هستن!😂
۳ سال پیشZarnaz
0چه خوب 😍😍فدات بشم من این از محبت خودت نویسنده جونم ❤️❤️از این به بعدم ادامه داره😘😘😘 نگران نباش تو همشون بیدار میکنی من مطمئنم 😜برای گلشنم... 🐃اینم دقیقا 🤣👍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم😍😍💚💚
۳ سال پیشآرامش
0مرسی آزاده جان مثل همیشه عالی بود🥰 فقط دوران هجران زیاد نشه دیگه دلمون برای فرهاد تنگ میشه🥺فرهاد گل سر سبده بلاخره.ولی خدایی به گلشن که شخصیت اصلی تریه اونقدر علاقه نداره کسی😂خطاکنه( پیمان)همه🔪🔪
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دقیقا همینه! گلشن خیر سرش شخصیت اصلیه🥴 میدونی قصه درمورد دژاوویی هست که توی زندگی گلشن اتفاق افتاده ولی این وسط شخصیت فرهاد شکل میگیره و پخته میشه😍
۳ سال پیشسیتا
0واقعا عالی اگه کمتر یک هفته باشه اخه من قبلا دنیا رمان زیاد میومدم ولی یه مدت انگار همه چیز قاطی شده بود رمان های که دنبال میگردم هم آنلاین پارت گذاری یا اول هفته ای شد بعدچندماه یه بار بعضی کنسل شد
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره عزیزم قول میدم طول نکشه! حالا فعلا که فصل اول چند تا پارت ازش مونده... من هرگز رمان رو کنسل نمیکنم مطمئن باشید😍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
تازه در حال نگارش یه رمان دیگهام که به تازگی استارتش رو زدم... بعد دژاوو پارت گذاری میکنم😍 البته اگه سازنده اجازه بده چون به خاطر دژاوو خیلی شلوغ بازی کردم😂
۳ سال پیشZarnaz
0هوراااا واقعا 😍😍😍💃💃💃ایول دمت گرم ❤️❤️❤️❤️
۳ سال پیشفرگُل
1سلسه ای پیمانیان معذرت میخوام، داره از این مرتیکه فرهاد هم خوشم میاد گوش شیطووون کر، فقط اونجاییکه گفت من این شیرین عقلو نمیگیرم یااونجا که گفت هزارتومنم کف دستش نمیزارم دمت گرم فرهاد داداش😂😂😂😂😂❤
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
گفته بودم لب مرزی داری میای سمت فرهاد😎
۳ سال پیشپرنیا
0خستم ولی دمتگرم پارتت خستگیمو در کرد 😊😊فرهاد خیلی رک و بانمک و ی جورایی سرنترس داره.پیمان بیچاره هم ی کم ترسو و درونگرا کم رو خجالتی ی دونه ای ازاده جونم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم😍خوشحالم به دلت نشسته😎 کامنت های شما هم خستگی منو در میکنه😍💚
۳ سال پیشطنین
0مررسی عالی بود فقط توروخدا بینشون فاصله ننداز جزئیات یادمون میره بعد کار خودت سخت تر میشه هاا😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نمیذارم یادتون بره😎 اصلا میخوام یادتون بره که سرنخ های قضیهی پیمان رو گم کنید😈
۳ سال پیشهانیه
0عالییی مثل همیشه😍 و اینکه تروخدا بین فصل ها فاصله ننداز ممکنه جزئیات یادمون بره☹
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه فاصله زیاد نمیاندازم و اینکه نمیذارم هیچی یادتون بره من که مدام توی اطلاعیه ها همه چیز رو تکرار میکنم🤓
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
1از ریحانه و سحر متنفرم ک بخاطر منافع خودشون بچه هاشونو بیچاره کردن و خصوصا قمرالملوک خرفت فقط کنه اخرش فرهادو گلی بهم برسن عاشقانه