پارت پنجاه و دوم :

در ورودی خانه باز شد و پیمان توی درگاهی ظاهر شد. از آمدن مادرش اصلا اطلاعی نداشت و حالا با دیدنش خشک ایستاده بود. ریحانه لبخندی که بر لب داشت را پهن تر کرد اما اصلا برای پیشواز پسرش از جای بلند نشد!
مامان منیر نگاهش کرد و گفت:
- بیا تو مادر چرا خشکت زده؟! چشم دلت روشن مامانت اومده...
حالا پیمان به خودش آمد و در را به آرامی بست‌. چند قدم به جلو برداشت و آن‌قدر خشک و جدی مقابل مادرش ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثنا بانو

    0

    دیگه دوستتون ندارم یه مدت نبودم کسی دلش برام تنگ نشد🥺🥹🥹😭😷😷پارتها رو باهم خوندم عالی بو❤️ 🔥❤️ 🔥

    ۳ سال پیش
  • Sayeh

    0

    پیمان طفلی گناه داره اما یه دلیل محکم تر از فرهاد برای ازدواج با گلشن داشت و حتی میتونست بر خلاف میل ریحانه با گلشن ازدواج کنه همونطور که توی ۸ سالگی ریحانه ولش کرد..

    ۴ ماه پیش
  • نگار

    0

    بازم به نظرم نباید گلشن رو ول می کرد حتی اگر مادرش این کارو کرده باید میموند

    ۵ ماه پیش
  • آرزو

    1

    ریحانه با بابای گلشن رابطه داشته؟

    ۵ ماه پیش
  • پری

    0

    ⚠️حاوی اسپویل اره باباشو گول زده

    ۵ ماه پیش
  • حدیث

    1

    دلم برای پیمان خیلی سوخت گناه داشت طفلی🫠

    ۶ ماه پیش
  • نفس

    1

    ویییییی چقد از این ریحانه بدم اومد چقد خودخواهه💔😪

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم ازش بدم میاد☹️

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    0

    سیلامم من اومدم ببخشید ی چند وقتیه بنایی داریم مودم هی قطع میشه اما پارتت و جیگر منی ک برای پیمان کباب شدد لعنت بهت ریحانهه من چرا نمیتونم خودم و کنترل کنم ازاده ی امیدی برای ادامه ی زندگی ب من بده😭

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزم امیدوارم به خوبی کارتون تموم بشه😍

    ۳ سال پیش
  • مهلا

    0

    مطمعن بودم دلیل پیمان دلیل بزرگیه🙂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره خیلی بزرگه💔

    ۳ سال پیش
  • محدثه

    0

    ۱وای من چقد از ریحانه بدم میاد به نظرم باعث مرگ پدرش شده 2اره حق میدم به پیمان و همینطور به گیر دادنای مرتضی به نظرم پیمان باید میموند 3به نظرم ارجور شده نمیزاره فرهاد و گلی به هم برسن ۴

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی از نظرت عزیزم💚😍

    ۳ سال پیش
  • محدثه

    0

    خواهش میکنم گلم 💚

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    عزیزم پیمان ی کم دیگه برای گلشن غصه بخوره من میزنم تو یر فرهاد 😂چقد ادم میتونه سنگ دل باش ک کاری کنی ک بخاطر اینکه تو فکر کسی ک دوسش داری اون اعتماد نشکنه بذاری بری

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    الان نفهمیدم از پیمان تعریف کردی یا انتقاد کردی بهش؟🥴

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    ریحانه منظورمه .ولی خوابم میومد جمله بندی درست از آب درنیومده😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    خیلی وقته من میگم ک هرچی هست ب بابای گلشن مربوطه مردنش هم ب ریحانه ربط داره .آزاده جونم فقط منو میپیچونه.بمن اختصاصی بگو خببب🥲🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همچنان می‌پیچونم...😅

    ۳ سال پیش
  • طنین

    0

    چرا احساس میکنم ریحانه یه اسیبی به بابای گلشن رسونده؟🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نمی‌دانم... اطلاعی ندارم☹️

    ۳ سال پیش
  • آرامش

    1

    به نظر میرسه یه معما حل شده که یه معما پیچیده تر شروع میشه🤦🏻😂 این ریحانه به حدی منفوره که نمی دونم چی بگم 🤦🏻🤦🏻 واقعا همچین مادری... عجب. مرسی آزاده جون🌹🌹 بی صبرانه منتظر پارت بعدیم🧡🧡🧡

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم💚 خودمم منتظر پارت بعدی‌ام🤗

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    شاید گلشن دختر عمو پیمان باشه ریحانه هم رفته خونه رو از مرتضی گرفته گفته سهم پیمان هم میشه تو یکی از پارت ها مرتضی گفت پول خونه از دست رفت شاید اصلا خونه فروش نرفته

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آیا درسته؟؟🤷 چقدرش درسته یعنی؟؟؟🤔

    ۳ سال پیش
  • moon

    0

    چیکار دارین کردن واقعا؟؟؟؟چرا حس میکنم یا کار ریحانه کاری به مامان و بابام گلشن داره یا مرتضی واقعا این پارته گیج شدم و نمیتونم پیمان رو قضاوت کنم 🫠

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره دیگه... هی می‌گفتم کسی پیمان مادرمرده رو قضاوت نکنه گناه داره🥲 هی می‌گفتم مادر مرده که راهنماییتون هم کرده باشم که همه چیز زیر سر مادرشه😂

    ۳ سال پیش
  • فرگُل

    1

    ااون خونه ای که گلشن قبلا به مرتضی گفت پول فروشش چیکار کردی بعد مرتضی گفت کدوم پول،،، فکر کنم همین ریحانه هه خونه رو بالا کشیده، یعنی یه جورایی اینارو به خاک سیاه کشونده واینا

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آیا حدس فرگل درست می‌باشد یا خیر؟؟؟🤷

    ۳ سال پیش
کپی شد!