پارت یازده :

یک هفته‌ بعد :
اواسط پائیز بود و به‌حکم آبان،دومین پسر پائیز خیابان‌های تهران را برگ‌ریزان کرده‌بودند.عطر نارنگی ،پرتقال و خرما‌لو در بازار تجریش هر‌کس را مست خود می‌کرد.اگر مسیر‌ت به انقلاب ختم می‌شد ، رایحه قهوه از میان کتاب‌های خوش آب و رنگ عبور می‌کرد تا قلب‌ات را تسخیر کند و هنگامی که در گنج ‌دلت غرق خواندن کتاب هستی ،گوارای وجودت ‌می شد.هر‌کس که از هفت‌خان عشق عبور م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    واای قلمت واقعا عالیه خیلی خوشم اومد

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی دخترررر❤️❤️❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • Roya

    0

    من رمان خیلی زیاد خوندم خیلی زیادددد خوندم ولی این رمان واقعا خاصهههه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام ممنونم دوست عزیز😍 به جمع ما هم خوش اومدی❤️🌹 امیدوارم از خوندنش حسابی لذت ببری

    ۲ سال پیش
کپی شد!