در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت چهل و هفتم :
سهیل به طرفش رفت و گفت:
- مرتضی تو یه رودهی راست هم تو اون شکمت نیست بعد داری میگی خونه رو خریدی؟
- خریدم! آره میگم خریدم! چیه مگه؟
سهیل برای اینکه ناباوریاش را نشان بدهد و طعنهای زده باشد گفت:
- شما اگه صلاح میدونی اول زیر اون پیکنیک کوفتی رو خاموش کن بعد بیا حرف بزن!
مرتضی نگاهی به ستاره انداخت و گفت:
- این داداشت رو یه روز میزنم نفله میکنم ها!
ستاره
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی که بالاخره کامنت گذاشتی برای دژاوو😎💚
۳ سال پیشزهرا_هستم
3الله وکیلی خیلی باحال بود.😂 تو روحت مرتضی😂😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرتضی خیلی خوبه دیگه نگی چندشت شده ها😅 بنده خداجدیم حرف میزنه ولی خودمو ک کلی میخندونه. توی پارتهای قبلی نوشتم که ی صدای دورگه ی تو دماغی هم داره حالا فکرکن من صداشوهم توی سرم میشنوم😂
۳ سال پیشملیکا
2وایی دقیقا منم صداشو میشنوم🤣🤣
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بخدا دیشب از بس با کامنت هاتون ذوق کردم که خوشتون از اینجای رمان اومده که خواب این دعواشون رو دیدم🤣
۳ سال پیشملیکا
0چه سعادتی 😅🧡 امیدوارم همیشه اینجوری خوشحال باشی 😊💙💙
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
شما هم همینطور😍💚🫂
۳ سال پیشنفس
0سلااااام سلااااام من بازم اومدم چند روزی بود نتونستم دژاوو رو بخونم تقریبا ۴یا۵پارتی رو باهم خوندم بازم مث همیشه عالییی بودی گلممم دست خوش
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوشحالم که اومدی و خوندی و نظر دادی😍💚
۳ سال پیشزهرا_هستم
1۱_سهیل اونجایی که که میگف نی قلیون و اینا خیلی باحال بودن😂۲_خق میدم چون احساس مسئولیت میکنه بچه۳_اگه تو رمان بودین دلتون میخواست بین فرهاد و پیمان کدومو بکشین؟؟
۳ سال پیشمینا
2اونجاکه فرهاد گفت پایین نزن نکته انحرافی داشت یا فقط من منحرف بودم؟؟😁یه جایی هم به عطا گفته بود منت برنده شدنم رو سرم میزاری.خیلی بی تربیته😂
۳ سال پیشزهرا_هستم
0اوووه منم ذهنم منحرف شدا فکر کردم فقط خودم منحرفم😂بچم بی ادبیاشم عشقه😂😐😅
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی های دیگه قطعا منحرف شدن فقط کسی چیزی نگفته😅 منظورش رو درست گرفتید😅 فرهاد بی تربیت معلوم نیست به کی رفته☹️
۳ سال پیشزهرا_هستم
0به عطا 😐😂... میخوای خودتو بکشی چقدر تو مهربون و دست و دلبازی؟؟😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فقط فرهاد و باباش هم از پس زبون همدیگه بر میان🥲
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه به درستی منحرف شدی🙈
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بین فرهاد و پیمان من آزاده رو انتخاب میکنم😂
۳ سال پیشرمان خون
0به نظرم پیمان هم از دست مرتضی فرار کرده😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اینم یه حرفی🤓
۳ سال پیشملیکا
1سلاام🙋🏻 ♀️پارت باحالی بود 😃کلا سکانس هایی ک تو خونه گلشن ایناس رو خیلی دوس دارم 🙂اینجا هم دوست داشتم جای مرتضی میبودم و کلی بهشون میخندیدم 😂😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوشحال شدم ملیکا جان از اینکه تو هم دوست داشتی😍 منم سکانس های خونه ی گلشن رو دوست دارم چون دعوا میکنن خیلی باحال میشن😅 بازم در آینده داریم از این پارتها
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
میدونی جریان این دعواشون خیلی طولانی شدهمش میترسیدم دلو بزنه وشماروخسته کنه واسه همین گفتم توی ی روز هردو پارتش رو بذارم ک هم تموم بشه این قسمت هم اینکه فازش از بین نره از این پارت تا اون پارت
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
میترسیدم این چند تا پارت به خاطر طولانی بودنشون شما ها رو خسته کنه ولی خداروشکر ترکوندن😇💚
۳ سال پیشملیکا
2دژاوو هرگز خسته کننده نیس 🤩😉
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🫂😍💚
۳ سال پیشغزاله
1سوال : بنظرتون فرهاد و گلشن اولین بچشون چیه و اسمش رو چی میزارن ، شایدم چند قلو شد😌😌
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فرهاد از همین الان ذوق مرگه هی میگه بگید من شوهر گلشنم حالا فکر کن بفهمه تو به یچهشون فکر کردی میمیره از خوشی😂
۳ سال پیشغزاله
0میگیرم مرتضی رو میزنمها چطور دلش اومده از سهیل اجاره بگیره آخه حالا هرچند هی بگه چند ماه یبار آقاااا اینجانب وکیل مدافع سهیلم😂😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اون لحظه که مرتضی گفت حساب یکی از بچههاست کارتش دست منه قطعا قیافهی سهیل دیدنی بوده احساس میکنم ترکیبی از این دوتا بود😐😦
۳ سال پیشغزاله
0آره بچم هنگ کرد اصلا
۳ سال پیشغزاله
0۲. حق داره نگران باشه خب یبار اشتباه کرده و نمیخواد گلشن دوباره شکست بخوره :) ولی خب طفلی فرهاد رو داره اذیت میکنه🥺بچه خوبیه ما قبولش داریم یکی ب مرتضی بگه کمتر اذیتش کنه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ما فرهاد رو می.شناسیم ولی مرتضی ذرهای شناخت نداره ازش
۳ سال پیشپرنیا
0من دوست داشتم جای گلشن بودم اونجا ک گفت فرهاد سیگاریه بساطشو بالگد از هم میپاچوندم .بگو فرهاد چیکار داری طماع😡
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اخه این خودش میدونه اعتیاد بده و دوست نداره شوهر خواهرش اینجوری باشه یه وقت💔 بعد اینکه دیگه اینجا هم سواستفاده میکرد از بحث خونه در بره😅
۳ سال پیشفرگُل
0یعنی چی که خونه رو خودش خریده بعد از سهیل پولم میگیره مرتیکه موفنگی😐دلم یه لحظه برای فرهاد سوخت، ولی دلم همیشه گه میخوره بیخبال😎عطا رو قبلا گفتم که شخصیت عنی داره، حالا ترمه هم اضافه کن بهش
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرتضیئه دیگه! گاهی وقتا حریصه... تازه چقدرم منت میذاره که چند ماهی یه بار پول اجارهی یه ماهو دادی و چیزی نگفتم هر صاحبخونهی دیگهای بود نمیذاشت!🤣
۳ سال پیشفرگُل
0دوست داشتم جای سهیل باشم وتا میخورد مرتضی رو کتک بزنممممم یعنی خیلی حرصم گرفت ازش
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اگه گلشن و ستاره جلوشو نمیگرفتن اتفاقا میزد😟
۳ سال پیشزهرا_هستم
4وای فقط از اونجایی که سهیل گفت نی قلیون و تا اونجا ک مرتضی گفت مگه من خواستم زن بگیرم؟؟😂 تفففف تففففف
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😅😅
۳ سال پیشMina
1آره دقیقا!به خصوص اونجاکه سهیل گفت این نه اینکه خودش پاکه🤣چقدرم مرتضی جواب آماده داره... میگه بیشعور مگه من خواستم زن بگیرم🤣اینا به کنار!سهیل بهش گفت اگه صلاح میدونی زیر پیکنیک رو خاموش کن🤣🤣🤣🤣
۳ سال پیشرمان خون
3چقدردیالوگ های این رمان عالی ان😂😂 دیالوگ هاشون توی این دعواشون فوق العاده بود بخدا مردم از خنده🤣🤣🤣 مرتضی به ستاره میگه الان داداشت رو میزنم از اون ور هم سهیل به گلی میگه الان داداشت رو میزنم🤣
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوشم میاد هر کدومتون به یه قسمت متفاوت از این دعوا توجه کردید😅
۳ سال پیشرمان خون
0بازم ایناروبه جون هم بندازباحالن😆مرتضی تا کم میاره میگه فرهاد سیگاریه😂 توصیفاتش از فرهاد همه قافیه دار😂😂 من یه چیزی میزنم تو چی میزنی که زرات مفته😂خیلی نامحسوس گفت زرای خودم مفتن😂😂😂دمت گرم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بسه😂😂😂 دارم با مرتضی و این پارت تلفات میدم انگار🤣🤣🤣
۳ سال پیشخخخ
1عزیز دلم یه جوری کن گلشن عاشق فرهاد بشه باشه وگرنه خودم شخصا نیام دم خونتون
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اگه عاشق فرهاد نشه شبیخون میزنی؟🥲
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هیچکس
0❤❤