پارت چهل و ششم :

*****
تا همین چند دقیقه‌ی پیش مدام غر می‌زد که چرا تا چشم از امین بر می‌دارد به کوچه و نزد دوستانش باز می‌گردد؟ اما وقتی مرتضی و فرهاد با آن ظاهر عجیب و خاکی که پیدا بود از یک دعوای خیابانی برگشته‌اند را دید برادر کوچکش را به کلی فراموش کرد و حالا دلیل دیگری برای عصبانیتش پیدا کرده بود!
گلشن از کوره در رفت و فریاد کشید:
- چه غلطی کردی مرتضی؟
مرتضی دستش را توی هوا چرخاند و گفت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زکیه

    0

    تا اینجا که رمان جذابی بوده...

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی ممنون😍💚

    ۳ سال پیش
  • Fatemeh

    1

    دقیقا شخصیت مرتضی مثل شخصیت محسن(نوید محمد زاده) در فیلم ابد و یک روز هست ، خیلی هم نگران خواهرشه و با رفتارش این حس رو نشون میده ولی گلشن متوجه نیست🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی‌ها شخصیت مرتضی رو مثل نوید محمدزاده تو نقش محسن می‌بینن🤣 اتفاقا قد و قواره‌اش عینا همونه. گلشن از بس به خاطر اعتیادش ازش دلخوره که نگرانی‌هاش رو یا نمی‌بینه یا قبول نداره💔

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    سلام و خسته نباشی،اونجا که گفت سیگارواسه ما بی پول ها اعتیاده واسه پول دارا کلاسه واقعا هم راست گفت،نظرت چیه این مرتضی رو بافریال اشناکنی آزاده جون؟؟

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرتضی کجا فریال کجا😂 دقیقا همینطوره انقدر توی این فیلم و سریالها و رمانها شخصیتهای اصلی سیگارکشیدن ک فکر کردم باید اینو بگم ک سیگار کشیدن اعتیاده واقعا و ب قول مرتضی ربطی ب پولداری و بی پولی نداره

    ۳ سال پیش
  • سارا

    1

    باباآزاده جون ترکش میدیم ادم میشه از فرهاد بهترمیشه،🤣🤣😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    معتاد رو باید درک کرد تا ترک کرد😂😂😂😂 دیالوگ همه شون😂😂

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    خوب میریم گزینه ای بعدی ستاره دخترعمو چطوره؟زدم توکارامرخیرکسی موردداشت درخدمتم😄😉😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مگه ندیدی ستاره یا پشت چشم براش نازک کرده یا حوصله‌شو نداشته هم کلامش بشه🥲 در ضمن یه عقاب همیشه تنهاست😂😂

    ۳ سال پیش
  • طنین

    0

    مثل همیشه بهترین 🩵

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم😍💚

    ۳ سال پیش
  • ثنا بانو

    0

    مثل همیشه عالی بود ازاده جون♥♥فرهاد بیچاره🥺🥺عجب کار خفنی کرد مرتضی 😍مرتضی بی شعور تا لحظه اخر سعی داشت زیراب فرهادو بزنه 🤣🤣🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پارت بعدیش هم همین یه ساعت پیش گذاشتم اونجا هم باز بحث رو به سیگاری بودن فرهاد می‌کشونه... دیگه بهونه دستش افتاده

    ۳ سال پیش
  • مریم

    0

    صدای تیکه های دل شکسته ی فرهادو من شنیدم شماها چی🥲گلی خیلی ناخواسته دگرگون کرد حال دل بچمو...بگذریم آزاده جون تو این کارو نمیکنی تو اینکارو نمیکنی تو حتما پارت میزاری وگرنه باسمیرای زخم کاری طرفی🤣

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوب شد گفتی سمیرا اخه اسمش رو اوردی صداش تو ذهنم پلی شد که مالک رو می‌زد و می‌گفت تو این کارو نمی‌کنی😂😂😂😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • مریم

    0

    صدای شکستن دلش تا اینجا اومد 🥲

    ۳ سال پیش
  • مریم

    0

    صدای شکسته شدن دل بچمو شنیدم طبیعیه که الان بغضم بگیره🥲

    ۳ سال پیش
  • خخخخخ

    0

    نههههههه نامردیه تو به این خوشگلی به این مهربونی نمی خوای که یه ملتو ناراحت کنی نه ؟🥺

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چی شده؟ کی کیو ناراحت کنه جانم؟🥲

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    این گلشن چرا ب فرهاد گف مسئله تو نیستی 🫤نمونه بارز آب یخ و ترشی گلشن و اینکه منم اطلاعیع ها رو میخونم مرسی ازت ازاده جون فقط یادم میره براشون ج بنویسم .خودت و رمانت بینظیرین 🩷🧚 ♀️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گلشن یه لحظه حواسش نبود چی داره میگه واقعا فرهاد گناه داشت💔

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    0

    یعنی با تک تک کلمات اطلاعیه ات داشتم حرص میخوردم😐😐😐😐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چراااا؟😅

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    0

    ۱_اره۲_اینجوری(🙂بروزنمیده)۳_مرتضی عامل تمام دعوا۴_بخاطر مرتضی؟🥺۵_درست میگه مرتضی 😌 اما فرهاد عشق است مرتضی: چرا همه طرفدار فرهاد هستند؟ یقین دارم که توطئه ای در کار است😂😐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دقیقا ناراحت میشه ولی بروز نمیده💔 مجبوره! دقیقا توطئه ی بزرگی در کار است😅

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    0

    خیلیییی این پارتو دوس داشتممم🤩😃💙💙

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوشحالم که دوست داشتی😍 اطلاعیه هم عوض شده اگه به سوالات این پارت هم جواب بدی خوشحال میشم🤗💚

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    1

    اگ من جواب ب سوالا نمیدم مبنی بر این نیس ک اطلاعیه ها رو نمیخونم اتفاقا کامل میخونم 😉گفتم ک شما ناراحت نشین😅بعصی از سوالا واقعا جوابی براشون ندارم 🙈 درباره سوال ۱ ک همیشه همیطور بوده😁

    ۳ سال پیش
  • ملیکا

    0

    سوال دومی هم فک میکنم شبیه این استیکر🙁یااین😦 شده بوده 😂😂 سوال ۳ هم مرتضی ۴حس میکنم بخاطر اینکه کسی نیس ک بفکرش باشه و خانواده ای ک پشتش باشه رو نداره درصورتی ک مرتضی خیلی بفکرشه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی که بالاخره به سوالات جواب دادی😘💚

    ۳ سال پیش
کپی شد!