پارت چهل و دوم :

- توهین نکن زن‌عمو. خوبه فهمیدی خود اِلیاس بهم داده.
لحظه‌ای چشمان اِلیاس بسته شد و لب‌هایش را به هم فشرد که زن‌عمو دست او را پس زد و نزدیکم شد.
- خودش غلط کرده با تو.
- مودب باشید لط...
در کسری از ثانیه یک طرف صورتم سوخت و قدمی عقب رفتم. کتاب را رها کرده و صورتم جایگزین شد توسط دستانم.
- مامان!
به صدای معترض اِلیاس توجهی نکرد.
- دفعه آخرت باشه اِلیاس صداش میزنی. او

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!