پارت صد و سیزده :

مادرش اجازه ی پاسخ گویی به من نداد و گفت :
اینقدر حامی از شما تعریف می کرد که واقعا مشتاق دیدار بودیم. 
تو زمونه ای که فامیل به فامیل رحم نمی کنه، واقعا اشخاصی مثل شما یه گنجینه ی بزرگن.
با چشمان گرد شده با حامی نگاه کردم. 
مگر این بچه پرو تعریف و تمجید هم بلد بود؟ 
آن هم از من. 
خودش هم داشت با چشم های از حدقه بیرون زده به مادرش نگاه می کرد. 
معلوم نبود آن نگاه می خواست

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • عالی بود

    0

    از این رمان خیلی خوشم اومد عالی بود😌😌🤗☺️

    ۵ سال پیش
  • تینا.

    6

    ان شا الله عاشقم میشن بچه دارم میشن ولی در روز موعود نه الان الان دارن یکم احساساتی پیش میرن ببینیم چی از اب در میاد

    ۶ سال پیش
  • فاطمه

    5

    والا من نمیدونم چرا دوستان انقدر عجله دارن

    ۶ سال پیش
  • S

    2

    ای بابا اینقدر نگین اگه بلایی سرش آرامش بیاد چی خب بشه که چی بشه مطمئن باشین آرامش چیزیش نمیشع مثلا شخصیت اوله ها

    ۶ سال پیش
  • فاطی

    4

    کفف کردم خدایی ۱۰۰و خورده ایی پارت گدشته و هنوز من نه روز موعودی دیدم نه عاشق شدنی دیدم بابا خسته شدیم ب خدا نویسنده جون دست بجنبون دیگه😶 با ارادت😁💚

    ۶ سال پیش
  • ایلار

    1

    ارکان کمیل باربد کجان باربد اخرین بار که تو پارت ۵۰۰ سال پیش بود من دیگه کم کم داشت یادم میرفتش ارکانم تو پارتهای الان بیشتر اسمش هست تا خودش و یه چیزی موضوع داره پرت میشع روز موعود چی شد پیرمرده چی ش

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    11

    اگه آرامش و حامی عاشق نمیشن از همین الان بگین که دیگه هرروز به این امید پارتارو نخونیم

    ۶ سال پیش
  • RAHAII

    1

    ژانرش که عاشقانه است! شخصیت اصلی ها که آرامش و حامی ان! کسی هم که قراره توی هدف آرامش صد در صد کمکش کنه هم حامیه! پس چرا عاشق نشن واقعا؟!:/

    ۶ سال پیش
  • تنهاے مغرور

    3

    اینکه شخصیت اصلی باشن دلیل نمیشه عاشق هم بشن من رمان هایی خوندم که شهصیت های اصلیش عاشق یکی دیگه شدن

    ۶ سال پیش
  • فضول!به توچه من کیم؟

    4

    خب به حمد خدا از خونه اومدن بیرون ایشالا یه ۳۰۰ قسمت دیگه چیزی نی فقط ۳۰۰ قسمت دیگه یکم دلش به رحم میاد فقط رحم ها چیز دیگه نه ایشالا قسمت هزارم لبخندی کوچک در انتظار است مرسی با تچکر😐😒

    ۶ سال پیش
  • ملڪہ یخے

    44

    به حمد پروردگار یکم احساساتش به حریان افتاد انشالله صد پارت دیگه میریم برای لرزیدن دل ☺☺☺

    ۶ سال پیش
  • Asman

    16

    😂😂😂😂 چقدر تو بامزه ای ولی خدایی به نظرم یکم ریتم داستان کنده این باعث میشه مخاطب های رمان کم شن

    ۶ سال پیش
  • ووووو

    2

    😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂

    ۶ سال پیش
  • ایسان

    4

    والا اینجوری که داره پیش میره 100 سال که نه 200 سال دیگه هم دلش نمیلرزه شاااایددد ترحم کنه

    ۶ سال پیش
  • Tara

    10

    همگی ی صلوات ختم کنید😐😐 به حمد الله از خونه حامی خارج شدن 😂😂

    ۶ سال پیش
  • Zarnaz

    3

    عالییی💜😍😘

    ۶ سال پیش
  • بهار

    22

    من به یه نتیجه رسیدم که حامی جوری رانندگی میکنه که ماباید ۴الی۵روز منتظر باشیم🤣🤣🤣

    ۶ سال پیش
  • سورنا

    28

    واییییییییی خدا بخیر کنه دوباره نشستن تو ماشین حالا باید ۳ روز منتظر باشیم تا آرامش خانوم از ماشین پیاده شن🤧🤧🤧😭😭😭😭

    ۶ سال پیش
  • ..

    9

    عالی بود

    ۶ سال پیش
  • آرام

    14

    حالا سه پارت دیگه میرسن خونه 😁

    ۶ سال پیش
  • M

    24

    مثل همیشه عالی بود🌹 فکر کنم آرامش برای هستی کار جور میکنه

    ۶ سال پیش
کپی شد!