شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و دوازده :
همینکه جلوی در رسیدم،با آرامش شاخ به شاخ شدم.
سریع قدمی عقب رفتم.
مادرم دستش را گذاشته بود پشتش، از حالت صورت آرامش فهمیدم که داشت به زور می آوردش.
یقه ی پیراهنم را صاف کردم و خیره به آرامش گفتم :
ببخشید زمان از دستم در رفت. بریم.
مادرم نگذاشت قدم از قدم بردارم.
با لحنی طلبکار گفت :
کجا بریم بریم؟
تازه ایشون رو راضی کردم بیان داخل.
چه عجله ایه!
یه چایی بخوری
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
...
31خوب که چی باشه مگه چی میشه رمان پارتی همینه نویسنده هم بیکار نیست که هرموقع وقت کنه رمان میزاره بعدشم نویسنده در حد توانش میتونه پارت بزاره و اگرم دقت کنی پارتاشو زود تر از بقیه رمان ها میزاره
۵ سال پیشRAHAI
22موافقم. نویسنده بیکار که نیست. بعدشم نمیشه مثل رمانای آبکی وسط خونه حامی اینا ول کنه بره یه جا دیگه. قدم به قدم:/
۵ سال پیشفضولو بردن جهنم
15واقعاحرفتونوقبول ندارم یعنی چی نویسنده بیکارنیس اگه خیلیکارومشکل داره رمان نذاره اینجاکار اصلیه ایشون اینه رمان انلاین هم هس بایدبه خواننده توجه کنن اگه نمیخوان اینکاروکنن بزارن رمان کامل شه بعدبزارن
۵ سال پیشالی
8خب منم حرف شما رو قبول ندارم نویسنده هر روز صبح بلند میشه میاد اینجا پارت می زارهاگر برای شماکم هست یه مدت نخونید زیاد که شد برید بشینید بخونید اگرمشکل اینه که یادتون می ره برید از اول بخونید
۵ سال پیشفضولو بردن جهنم
3ببین عزیزم شغل ایشون نویسندگی هستووظیفشون اینه که به طرز صحیح پارت بزارن تا اینجاروکه قبول داریوقتی شما یه رمان انلاینو شروع میکنی موظفی به نظرات بقیه هم گوشبدی در پارتگذاری اگه نمیخوای رمانتوکامل بزا
۵ سال پیش...
3کی گفته شغل ایشون نویسندگی شاید کار دیگی هم میکنه شما مطمئن نیستید که کار ایشون فقط نویسندگی
۵ سال پیشالی
3ما که از زندگی نویسنده چیزی نمی دونیم شاید واقعا کار داشته باشن و نتونن پارت زیاد بزارن یکم ایشون رو درک کنید
۵ سال پیشنرگس
11بچه ها بی انصافی نکنین به خدا تایپ کردن و نوشتن یه رمان به صورت همزمان واقعا سخته نویسندمون داره تلاششو واسه راضی نگه داشتن ما میکنه دیگه رمان به این قشنگی
۵ سال پیشAnobis
4خیلی خوشم اومد از رمان ی سبک جدید و خاص برای خودش و خواننده را مجذوب میکن احسن ب قلمتون واقعا شاهکار بود امیدوارم موفق باشید☺
۵ سال پیشAylin
7حاجی اینا رو دور اهستن 😂حال ندارن تکون بخورن 😐شاید بعد چهار پارت یه اتفاق خیلی خیلی کوچیک بیوفته مثلا یکی عطسه کنه 🙄ادم 120 تا پارت خونده نه خوشش میاد ولش کنه نه واقعا خوبه که ادامه بده 😕🐼🐾
۵ سال پیشیاشیل
6خیلی کنجکاوم قیافه مادر حامی رو ببینم😂
۵ سال پیشآهوو
3حامی خیلی باحالی گفتم الان جلوو ننه اش شروع میکنه گلایه از آرامش (البته با زبون بی زبونی)اما.... تو روخدا پارتا رو بیشتر کنین قلمت عالیه نویسنده جون
۵ سال پیشزلزله
6این حامی چقدر باحاله😂😂این پارتم عالی بود❤
۵ سال پیشZarnaz
7عالییی💜😍😘
۵ سال پیشملکه ی اتش
3عالیییی ولی اخه خیلی کمن الان سه روز که توی خونه ی حامی هستن😑
۵ سال پیشناشناخته
13اخه این سه روز توی خونه ی حامی هستن پارت ها کمن این پارت صدودوازه ولی اگه رمان کامل بود این صدودوازده پارت یک فصل میشدنند
۵ سال پیشملڪہ یخے
21قربون دستت قلمت عالیه ولی تورو خدا این همه طولش نده پارت ها کم هست و داستان بلندحداقل هیجانیش کن نگاه های عاشقانه یا روز موعود اینطوری خو نمیشه الان چهار روزه خونه حامی هستن تازه دارن چایی میخورن😒😥
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
چشانا
36طوری که معلومه دوپارت دیگه هم خونه ننه حامی به سر خواهند برد