پارت صد و دوازده :

همینکه جلوی در رسیدم،با آرامش شاخ به شاخ شدم.
سریع قدمی عقب رفتم. 
مادرم دستش را گذاشته بود پشتش، از حالت صورت آرامش فهمیدم که داشت به زور می آوردش.
یقه ی پیراهنم را صاف کردم و خیره به آرامش گفتم :
ببخشید زمان از دستم در رفت. بریم.
مادرم نگذاشت قدم از قدم بردارم.
با لحنی طلبکار گفت :
کجا بریم بریم؟
تازه ایشون رو راضی کردم بیان داخل.
چه عجله ‌ایه!
یه چایی بخوری

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • چشانا

    36

    طوری که معلومه دوپارت دیگه هم خونه ننه حامی به سر خواهند برد

    ۵ سال پیش
  • ...

    31

    خوب که چی باشه مگه چی میشه رمان پارتی همینه نویسنده هم بیکار نیست که هرموقع وقت کنه رمان میزاره بعدشم نویسنده در حد توانش میتونه پارت بزاره و اگرم دقت کنی پارتاشو زود تر از بقیه رمان ها میزاره

    ۵ سال پیش
  • RAHAI

    22

    موافقم. نویسنده بیکار که نیست. بعدشم نمیشه مثل رمانای آبکی وسط خونه حامی اینا ول کنه بره یه جا دیگه. قدم به قدم:/

    ۵ سال پیش
  • فضولو بردن جهنم

    15

    واقعاحرفتونوقبول ندارم یعنی چی نویسنده بیکارنیس اگه خیلیکارومشکل داره رمان نذاره اینجاکار اصلیه ایشون اینه رمان انلاین هم هس بایدبه خواننده توجه کنن اگه نمیخوان اینکاروکنن بزارن رمان کامل شه بعدبزارن

    ۵ سال پیش
  • الی

    8

    خب منم حرف شما رو قبول ندارم نویسنده هر روز صبح بلند میشه میاد اینجا پارت می زارهاگر برای شماکم هست یه مدت نخونید زیاد که شد برید بشینید بخونید ⁦ اگرمشکل اینه که یادتون می ره برید از اول بخونید

    ۵ سال پیش
  • فضولو بردن جهنم

    3

    ببین عزیزم شغل ایشون نویسندگی هستووظیفشون اینه که به طرز صحیح پارت بزارن تا اینجاروکه قبول داریوقتی شما یه رمان انلاینو شروع میکنی موظفی به نظرات بقیه هم گوشبدی در پارتگذاری اگه نمیخوای رمانتوکامل بزا

    ۵ سال پیش
  • ...

    3

    کی گفته شغل ایشون نویسندگی شاید کار دیگی هم میکنه شما مطمئن نیستید که کار ایشون فقط نویسندگی

    ۵ سال پیش
  • الی

    3

    ما که از زندگی نویسنده چیزی نمی دونیم شاید واقعا کار داشته باشن و نتونن پارت زیاد بزارن یکم ایشون رو درک کنید

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    11

    بچه ها بی انصافی نکنین به خدا تایپ کردن و نوشتن یه رمان به صورت همزمان واقعا سخته نویسندمون داره تلاششو واسه راضی نگه داشتن ما میکنه دیگه رمان به این قشنگی

    ۵ سال پیش
  • Anobis

    4

    خیلی خوشم اومد از رمان ی سبک جدید و خاص برای خودش و خواننده را مجذوب میکن احسن ب قلمتون واقعا شاهکار بود امیدوارم موفق باشید☺

    ۵ سال پیش
  • Aylin

    7

    حاجی اینا رو دور اهستن 😂حال ندارن تکون بخورن 😐شاید بعد چهار پارت یه اتفاق خیلی خیلی کوچیک بیوفته مثلا یکی عطسه کنه 🙄ادم 120 تا پارت خونده نه خوشش میاد ولش کنه نه واقعا خوبه که ادامه بده 😕🐼🐾

    ۵ سال پیش
  • یاشیل

    6

    خیلی کنجکاوم قیافه مادر حامی رو ببینم😂

    ۵ سال پیش
  • آهوو

    3

    حامی خیلی باحالی گفتم الان جلوو ننه اش شروع میکنه گلایه از آرامش (البته با زبون بی زبونی)اما.... تو روخدا پارتا رو بیشتر کنین قلمت عالیه نویسنده جون

    ۵ سال پیش
  • زلزله

    6

    این حامی چقدر باحاله😂😂این پارتم عالی بود❤

    ۵ سال پیش
  • Zarnaz

    7

    عالییی💜😍😘

    ۵ سال پیش
  • ملکه ی اتش

    3

    عالیییی ولی اخه خیلی کمن الان سه روز که توی خونه ی حامی هستن😑

    ۵ سال پیش
  • ناشناخته

    13

    اخه این سه روز توی خونه ی حامی هستن پارت ها کمن این پارت صدودوازه ولی اگه رمان کامل بود این صدودوازده پارت یک فصل میشدنند

    ۵ سال پیش
  • ملڪہ یخے

    21

    قربون دستت قلمت عالیه ولی تورو خدا این همه طولش نده پارت ها کم هست و داستان بلندحداقل هیجانیش کن نگاه های عاشقانه یا روز موعود اینطوری خو نمیشه الان چهار روزه خونه حامی هستن تازه دارن چایی میخورن😒😥

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!