شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و یازده :
فکر نمی کردم آنقدر صمیمی برخورد کند.
از اینکه آنقدر یهویی مرا کشید داخل خانه هم جا خورده بودم.
اما خودم را جمع و جور کردم و گفتم :
خواهش می کنم.
من داخل نمیام. میشه لطفا پسرتون رو صدا بزنین؟
اما سمج تر از این حرف ها بود. چون بدون آنکه اعتنایی کند، دستش را گذاشت پشتم و تقریبا هولم داد به سمت خانه.
- مگه من می ذارم همینجوری خشک و خالی تشریف ببرین؟
یه خونه درویشی هست در حد ت
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
پروانه
1عزیزم این پارته فکر کنم تازه قسمت ۳،۴ باشیم
۶ سال پیشزینب
3خیلی کوتاه بود ولی عالی بود
۶ سال پیشغزل
43از اینش خوشم میاد ک پارت صدو خورده ای هست ولی هنوز اینا هیچی حسی بهم ندارن😐😂والا چیه عین این رمانای ابکی تا همو میبینن زرتی دل عز کف میدن
۶ سال پیشRAHAII
12دقیقا! به نظر من رمان باید مثل فیلم ترکی ها باشه که بعد چهار سال هنوز تموم نشده تازه جذاب هم هست🤦🏻 ♀️🤣
۶ سال پیشZarnaz
5عالییی💜😍
۶ سال پیشآرام
12این پارت چیز خاصی نداش
۶ سال پیشمحدثه
18فقط اخرش جرررر😹🙏🤤...ولی خیلی کم بود😐💉
۶ سال پیشزلزله
16آخرش باحال بود😂😂😂😂این پارتم خوب بود ممنون از نویسنده🌹🌹
۶ سال پیشملڪہ یخے
44یعنی کنه تر از مامان حامی، حامی ، کنه تر از حامی مامانش جمله سنگین بود صلوات عنایت کنید😉😉☺
۶ سال پیش€:
37آرامش گناه داره😢از همه طرف فشار به اون وارد میشه. جشن تولد ۲۰ سالگی،کارای الانش،کمیل و باربد،حامی لجوج،الانم ننه حامی😐😑😐😑😐😐😐😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
۶ سال پیشنگین
32لطفا پارت ها رو زیاد کنید
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Ava
5خیلی کوتاهه الان ما چهار پارته توی خونه ی حامی هستن فکر کنم دو پارت بعدی هم هنوز تو خونه ی حامی باشن