پارت نوزده :

صدای بلبل زرد رنگی که روی شاخه درخت توت نشسته بود، بیش از حد گوش نواز بود.

ساک کوچکم را روی دوش جابه‌جا کردم که با شنیدن نجوای آرام و بچ‌بچی، حواسم به پشت حیاط جلب شد. آرام به سمت دیوار رفته و مخفی شدم.

- هیس دختر، خوبه میترسی یکی ببینتت، اون وقت با صدای بلند جیغ‌جیغ میکنی؟ دستم رو برمیدارم ولی سر و صدا نمیکنی‌ها!

نیاز به فکر کردن نبود. من از لحن حرف زدن او میفهم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!