پارت دوازده :

زانا با نگرانش خیره‌اش شد.
- خزال خان...
چشم‌هایش را با اطمینان بست و افسار اسب را به راست کشید تا بچرخد.
- من خودم باهاش حرف می‌زنم.
زانا سری تکان داد.
آراس اسب را به حرکت در آورد و به سمت روستا حرکت کرد.
نمی‌دانست این حرکتش درست است یا غلط اما باید امانتی دلنیا را پس می‌داد.
دلنیایی که از شب گذشته، توی اتاق نشسته بود.
ژاکاو آن‌قدری از دستش عصبانی بود که دلنیØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دلنیا در رمان شروانو (شَروانو) دلنیا
تصویر شخصیت آراس در رمان شروانو (شَروانو) آراس
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    پارت بعدی قراره خاص و زیبا و هیجان انگیز باشه واقعا قلم محشری داری الهه جون از رمانای متفاوته

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بیچاره مامانش این همه فکر و خیال میکنه نمیدونه آراسی که خان روستاست اومده دیدن دلی برا پس دادن هدیه ش وااای چه قشنگ

    ۴ ماه پیش
  • Zahra kh

    0

    برا چی عصبانی باشه دختر به این خوبی داره زنش میشه🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    عالی تا اینجا ممنون نویسنده جونم

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    0

    خدا خفت نکنه خان..بیچاره مامان دلینا.گیج شده

    ۲ سال پیش
  • سومین

    1

    خیلیییییی عای دستت طلا نویسنده جون .بژی عزیزکم سرکوتوبی

    ۳ سال پیش
  • Sana

    1

    عزیز دلم یه جوری بشه دلنیا فرار کنه بدزدنش ولی عاشق آراس نشه تحمل همچین مادر شوهری سخته بزار دخترمون عذاب نکشه

    ۳ سال پیش
  • نرگس

    0

    🥺

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    2

    بیچاره ژاکاونمیدونه آراس دل داده دلنیا البته امیدوارم تاآخراینطوربمونه عالیه آمنه خانم

    ۳ سال پیش
  • الناز

    1

    عالی خیلی رمان اربابی دوست دارم قلمت پایدار نویسنده براووووو👏👏👏👏

    ۳ سال پیش
  • شفق

    2

    خیلی خوبه این رمان من همه رمانهای این نویسنده رو دوست دارم 💚

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️