پارت سی و سوم :

پارک کرد و در سکوت منتظر ماند تا اینکه بالاخره سر و کله‌ی گلشن از آن طرف خیابان پیدا شد. فرهاد با دیدنش احساس کرد نبضش تند تر می‌زند! یک پالتوی چهارخانه آبی پوشیده بود و یک شال کرم رنگ چهره‌اش را قاب گرفته بود.
بوق زد تا او را متوجه‌ی خودش کند. گلشن نگاهش کرد و سری تکان داد. با احتیاط چپ و راست را می‌پایید و از میان انبوه ماشین‌ها بالاخره خودش را به فرهاد رسانید.
- سلام!
خودش ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مرضیه

    0

    باید ترمه رو ضایع کنه تو جمع ...دختره ی آویزون 🫠🫠🫠

    ۷ ماه پیش
  • شیم شیم

    2

    واااای چقدر ترمه گیره به فرهاد، بابا مگه تو غرور نداری هرکی بود بیخیال شده بود، آزاده جون واقعا رمانت تا اینجاش عالی بود فقط ترمه خیلییییی رو اعصابههه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم خداروشکر که دوسش داری امیدوارم به مونالیزا هم سر بزنی😍 ترمه رو اعصابه چون واقعا همین‌طوره😅 رو اعصاب خودمم هست که یه ذره غرور نداره🙄

    ۲ سال پیش
  • پیمان

    0

    عالیه نگارشتونم خوبه 👍👍👌👌

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی ممنون🙃💚

    ۳ سال پیش
  • حنانه

    0

    چرا برنامه کامنتمو میخوره

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چه پیامی گذاشته بودی عزیزم؟ کامنتت که هست

    ۳ سال پیش
  • moon

    0

    چرا ترمه اینطوریه چرا ول نمیکنه فرهاد و گلشن خیلی بیشتر خوبن بهم میاد خب🥲🥲🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چون ول کنش به فرهاد اتصالی کرده😔😂

    ۳ سال پیش
  • مهراب

    0

    به شدت از دخترای آویزون و رو اعصابی مثل ترمه متنفرم حتی حاضر نیستم یه لحظه هم اونا رو تحمل کنم ولی نویسنده کارتون بی نظیره لطفا چند تایه دیگه هم از رماناتون مثال بزنید

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوشحالم که دوست داشتید💚 دیگر رمان های عاشقانه من: بی تردید و دومینو هستن که البته اونا دانای کل نیستن و رمان از زبان شخصیت ها بیان میشه

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    0

    پریا بیا تورو خدا دیگه حدس نزنیم چی ب چیه بخدا بین روز همش فک میکنم ک نکنه ب این دلیل پیمان رفته،یا اینکه پیمان پسر اصلیه و فرهاد سرراهی چیزی بوده توجه بهش زیاده .مغزم پوکیده آزاده جونم 😭😭😭😭

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    من می‌بینم شما انقدر فکرتون درگیر دلیل پیمانه استرسی می‌شم بخدا🤐

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    0

    من دیگه ولش کردم حدسدونم خرابه😂 با این کارا فقط ابرو خودمو میبرم😂😂😂ازاده نمیبخشمت.. ازاده دلیل بدبختی ماست اقای رنگو😂🥺 شوخی میکنما تو ازاده گل مایی🥲 پارت بعد اسممو میگم پریا صدام نکنید😁😁

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اینا رو می‌بینی آقای رنگو؟ اینا هر پارت فکرشون درگیر دلیل رفتنه پیمانه... خوندن رمان دژاوو خیلی سخته... خععععلللیی سخت

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    0

    اقای رنگومیبینی این نویسندس!نویسنده ای که حقشه لایکای رمانش بیشترازاین بشه که نمیشه ولی بعضیا با بی هنری لایکاشون بیشتر میشه درسته که زحمت میکشن ولی کلیشه ای و تکرارین(خیلی حق بود🥲) اسمم زهراست😌🚶

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا زهرا هستی یا قشنگ تر از پریای سابق؟😁

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    0

    قشنگتراز پریای سابق بودم چون اهنگشو دوست داشتم اینو گذاشتم😂الان اسم واقعیمو گذاشتم بمونه😁🚶🚶🚶آزاده باورم نمیشه امشب پارت داریم چقدر خوشحالم😂😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم خیلی خوشحالم روزایی که پارت داریم😁💚 اطلاعیه پارت امشب رو هم که از همین حالا گذاشتم😌💫

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    آزاده خانم دیدی بیشتراز۱۶۷لایک خوردی حالامبخای باگلسن فرهادپارت بعدچه بکنی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    زر زدم آقا زر زدم! بخدا فکر نمی‌کردم انقدر لایک بخوره🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • ثنا بانو

    0

    خیلی تمیزتمیز کارترمه و پیمانو بسازکه یه قطرخون ازدماغ کسی نیاد😈😈😈تلاشتوبکن آزاده جون تومیتونی فقط گیر نیوفتی😜😜

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    باشه اول یه جوراب پارازین بکشم رو سرم که شناخته نشم بعد می‌رم سر وقت پیمان و ترمه🥸

    ۳ سال پیش
  • آرامش

    1

    من نمی دونم چرا احساس میکنم بعدا که دلیل پیمانو بفهمیم برگامون می ریزه🤔والا🧐این حسو به من داری میدی آزاده جون😂من به فرهاد به دید یه حامی نگاه میکنم کسی که بشه بهش تکیه کرد کسی که اعتماد تو نشکنه😂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فرهاد رو فقط عطا قبول نداره و مرتضی😁

    ۳ سال پیش
  • Zahra

    1

    خیلی خوبه ازاده جون موفق باشی😍ولی خداوکیلی کارای فرهاد جوری که منم روش کراش زدم حیف 😅😂ازاده میشه حداقل بگی اخرش چی میشه؟؟🤔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یادته ترمه چند پارت قبل تر چی گفت؟ گفت فرهاد همه رو عاشق خودش می‌کنه🤗 واقعا همین‌طورم شده حتی بین خواننده ها🙃🌹

    ۳ سال پیش
  • لونا

    1

    من هنوز رمانتون نخوندم ولی دارم زیاد تعریف میشنوم و واقعا هیجانی بهم دست داد که بخونم

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    0

    بهترین کاری که انجام میدی همینه بخون نه ابکی نه کلیشه ای ومهم ترازایناادمایی با چهره معمولی نه اینکه زیبایی الهی دارن داخلش نیستن😣این رمان ی طوریه ک انگار داری از نزدیک اتفاقات رومشاهده میکنی 🥲

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پریا جانم چقدر تو به رمان لطف داری🥺💚

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزم💚 واقعا همه لطف دارن که از دژاوو تعریف می‌کنن😍♥️ لونا جانم وقتی خوندی حتما نظرت رو بهم بگو منتظرم💫

    ۳ سال پیش
  • هیوا

    0

    ج س : فرهاد یه عاشق جسور و مهربون و عشقش به گلی شاعرانه هستش وفرهادعاشق قلب مهربون وکمی هم عصبی بودن گلی وغرورو در آخرهم عاشق چشم سیاهش شده من خواهر دوقلوی هلنم این پیام هم از طرف من و هم اون هستش♥️❤

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ندونسته دلمو به غریبه سپردم اون غریبه رو ساده شمردم گول چشم سیاهشو خوردم💔🥲 همه‌ی شعر و ترانه ها منو یاد عشاق دژاوو می‌اندازن🤧

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    و اینکه مرسی خواهران دوقلو رمان منو می‌خونید🥺😍♥️ واقعا چه قشنننگگگ 💚💚

    ۳ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    0

    کی راز پیمان برملا میشه؟؟؟ چند تا پارت مونده بهش بررسه؟... خودم میدونم ازاده میخواد رو فرهاد ی حرکتی بزنه😖😣 نمیخوااام 😖😖

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    پریا جانم حساب نکردم تو پارت چندم می‌افته🤔 ولی فکر کنم هفته‌ی آینده هم یه سرنخ داریم و هم بعدش یه قدم به جواب نزدیک بشیم اون موقع دیگه حدسش براتون خیلی ساده می‌شه

    ۳ سال پیش
  • Zahra

    0

    دیگه هر کی این رمان بخونه عاشق فرهاد میشه😍😍❤️ اخه بچم جذبه داره 😢ولی با اتفاقایی که افتاده خیلی سختی کشیده

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️