پارت سی و چهارم :

دست به سینه خیره مانده بود به چشم‌های فرهاد و توی ذهن جفتشان علیه یکدیگر هیاهویی به پا بود. نمی‌دانست از چه اختلال و مرضی رنج می‌برد اما دلش می‌خواست یک سیلی به گوش فرهاد بکوباند و دستش را بگیرد و مانند یک بچه‌ی بدغذا او را کشان کشان بر سر میز شام ببرد!
فرهاد یک قدم به او نزدیک شد. حالا می‌توانست خشم درون چشم‌هایش را از فاصله‌ی نزدیک تری ببیند. گفت:
- تو یا مریضی یا خیلی بچه‌ای!

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    فقط ایران نیست که خانواده پسردوستن کشورآمریکای لاتین همسایه ایران بعضی ازکشورهای آفریقایی کشورهای مثل چین ژاپن ویتنام ...... کشورهایی که حاکمیتشون پادشاهی

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    1

    ازاده جون قبل اینکه که بگی من خودمم فهمیدم خیلی پسر دوست هستن! ن واقعا ادم یه جمله کوتاهشم بخونه میفهمه که اینجوره پس تو کارتودرست انجام دادی.. 😌 حتی تو دوران بلاک بودنم میخواستم بگم که چرا؟؟

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    که چرا پسر دوست هستن؟ اینجوری ان دیگه... خیلی از خانواده‌ها پسر دوست هستن این توی ایران چیز عجیبی نیست

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    3

    قطعا که اینطوره من تو دوران بلاک بودنم میخواستم بپرسم که چرا به فریال اهمیت نمیدن؟ و این یعنی تو چیزی که میخواستی تو ذهن خواننده حین خوندن ایجاد بشه درست انجامش دادی عا فرهاد هم خیلی بچه ننس😐

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اون‌وقت چرا با وجود بچه ننه بودنش دوسش داریم؟؟؟😂 حدس می‌زنم به این دلیل که عاشقانه‌ی قشنگی از خودش به اجرا می‌ذاره🤗😍

    ۳ سال پیش
  • سارا

    1

    سلام زهرا خوبی،چرابلاک بودی راستی؟از دیروز به فکر بودم!

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    1

    همون قشنگترازپریای سابقم نمیدونم انگار ی نویسنده منو بلاک کرده بود که به پشتیبانی پیام دادم دستشون درد نکنه درم اوردن😂 والا منن میدونم چی گفتم که اینکارو کرد طرف😐💔 ازاد شدم خوشحالم ننه 😂

    ۳ سال پیش
  • سارا

    1

    خوشحالم که از بلاک در اومدی،چه سحر خیز؟

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    1

    امسال من دهم هستم😁 و خب شاهد نزدیک شدن فصل زیبای پاییز هستیم .. منم مجبورا این ساعتا بیدار میشم که عادت کنم😁

    ۳ سال پیش
  • سارا

    1

    اهان موفق باشی ، تاجایی که میتونی ادامه بده درس رو ، من الان خیلیییی پشیمونم😔😔

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    1

    هیچوقت دیر نیست توام شروع کن میتونی کاری که میخوای کن تا چیزی به دلت نباشه و غبطه نخوری اگه میشه برو مدرسه بزرگسالان 🙃 یه خورده هم میترسم چون هی میگن تجربی سخته و اله و بله خیلی میترسم ازش دیگع🤧

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    الان دیگه ۲۸ام دوتا بچه دارم که یکی ۹و یکی۵ حوصله هم ندارم همین به این دوتابرسم خیلیه،از من گذشت ولی توادامه بده

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    1

    اصلا نترس علاقه داشته باشی راحت میگذره 🤍

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    1

    من درسایی مثل علوم رو دوست دارم مخصوصا زیست و فیزیک ولی خب تنها ترسی که دارم اینه ریاضیم معمولیع ولی ی سریامیگن ریاضیت بایدقوی باشه وگرنه درجامیزنی برا همین ترسوندم💔ولی من دوس دارم درساشو جالبن برام

    ۳ سال پیش
  • آرامش

    1

    کسایی مثل ترمه به دید بقیه منفورن اما کسی نمی بینه که اینا خودشون تقصیری ندارند بازیچه بقین.کسایی مثل فرهادم مامانین،راستش من نمیکنم همه ولی متاسفانه مسئله ناآگاهی خانواده ها تو تربیته نه فقط تبعیض

    ۳ سال پیش
  • ثنا بانو

    1

    ترمه دیگه داره میره رو عصابم 😡

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥤یکم آب بخور آروم شی💚

    ۳ سال پیش
  • مهیا

    1

    فرهاد یه شخصیت بچه ننه اس اما از وقتی که عاشق گلشن شده از این شخصیت فاصله گرفته و برای بدست اوردن گلشن داره هرکاری میکنه. عشق میتونه آدمارو عوض کنه و چقد این روی فرهادو دوس دارم 😍❤

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دقیقا عشق به گلشن داره اونو قوی و مستقل می‌کنه😍 به اندازه‌ای که از خونه مادربزرگش هم بلند شد و رفت یکی اجاره کرد😍💚💚

    ۳ سال پیش
  • سار

    2

    سلام متاسفانه پسر دوست بودن توایران خیلی مرسومه واین واقعا بد ضربه ای که دختر میتونه ببینه از طرف خانوادش،وقتی محبتی نبینه اون محبت وعشق رو توکوچه خیابان دنبالش میره واخرش.....😔😔بله متوجه شده بودیم

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    1

    باهات موافقم امادراخردخترمیشه عصای دست پدرومادرش چه زن ها که نیستن بخاطر پسرزا بودن به همه فخر میفروشن! و دخترو خوارو زلیل میکنن هنوزم که وجود داره چنین زن هایی و رمان به خوبی اشاره کرده به این موضوع

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فرهاد چند پارت قبل به گلشن میگفت عزیزجون یکی از دلایل تنفرش از خاله ریحانه این بوده که پسر نیاورده واسه عموم💔

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همین‌طوره💔💔

    ۳ سال پیش
  • زهرا_هستم

    1

    به نظر من اینکه بگیم ترمه غرورنداره اشتباس! چون ترمه هم قربانی خواسته بزرگترها شده ازبچگی تو سرش فروکردن توفرهادمال همین اون هم تقصیری نداره فقط نمیخوادبپذیره که چیزی طبق خواسته قمر و بقیه پیش نمیره!

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی که انقدر حرفه‌ای رمان رو می‌خونی😭💚💚 دقیقا همینطوره ترمه هم واقعا گناه داره یادته فرهاد بهش گفت من انتخاب خودت نیستم انتخاب عزیز جونم برات! به خودت بیا💔 هههعععییی روزگار🤧

    ۳ سال پیش
  • هلن و هیوا

    1

    قوم ها هم این مرسومه مثل کردهاوب نظرم کافی بوده فقط باید رمان با تمام وجودت دوست داشته باشی وبخونی اونوقت درک کردنش راحته البته به قلم نویسنده هم بستگی داره قلم تو واقعاعالیِ خسته نباشی آزاده جان 🌷💗

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بله دژاوو با تمام روان بودنش یکمی ریزه کاری داره و باید بهش دقت بشه. به خاطر همینه که میگم درمورد دلیل پیمان من یه سرنخ دادم به صورت دیالوگ و کسی متوجه‌اش نشده

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اما خوشحالم که شخصیت ها رو اونطور که توصیف کردم درک کردید و پذیرفتید😍💚

    ۳ سال پیش
  • هلن و هیوا

    1

    آزاده عزیزم تو خیلی خوب رمانت نوشتی من از اول هم متوجه لوس بودن فرهاد شدم من می دونم به چشم دیدم تبعیض بین پسر و دختر حتی توی خانواده هایی که اشرافی نیستن و تفکر قدیمی ندارن هم دیده میشه در بعضی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربون شما دوتا💚😘 هر خانواده‌ای یه جامعه‌ی کوچیکه وقتی هر خانواده این تبعیض رو از ذهن خودش پاک کنه به مرور جامعه‌ای خواهیم داشت بدون هر گونه تبعیض💚

    ۳ سال پیش
  • ثنا بانو

    0

    عالی مثل همیشه❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فدای تو ثنا بانو جانم😘💚

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    1

    باتاسف من پسر دوست بودن تو ایران مرسومه شخصیت فرهادهم تاحالا توجه ب بچه ننه بودنش نداشتم ولی ازاینکه از توجه زیادبه بیتوجهی گلشن دلداده یایجورایی حتی لذت میبره.تو همیشه کارت درسته چی بگم من بهت آخه💖

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت پرنیا جانم😍💚

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    2

    مثل همیشه درجه یک ❤️مرسی بابت توضیح های که دادی😘آره متن ها تونسته این توصیف را از فرهاد کنه👍😍🤗

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوشحال شدم خداروشکر😍💚

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    2

    بچه ها ممنونم بابت این همه لطفی که ب دژاوو دارید💚 همه کسانی که از روز اول کنارم بودن و زیر تمام پارت ها دونه به دونه برام کامنت گذاشتن و حمایت کردن.. تک به تکتون رو توی بغلم فشار می دم و می بوسم🫂😘

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    2

    بچه ها رمانمون توی این دو هفته اخیر واقعا به لطف شما ترکونده😍نزدیک به هفده هزار بازدید فقط توی این دو هفته داشتیم و کلی خواننده جدید به جمع مون اضافه شده که من به همه تون خوش آمد می گم😍

    ۳ سال پیش
  • مریم

    2

    عالی هستی کاش میشد وی ای پی رمان بزاری برای کسایی که میخوان زودتر تمومش کنن 🤍🙂

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم😘💚 فکر نمی‌کنم روزهای پارت گذاری رو بتونم افزایش بدم چون همچنان در حال تایپم و طبق برنامه دارم پارت ها رو تقسیم میکنم که یه زمانی با شرمندگی بهتون نگم پارت آماده ندارم💔

    ۳ سال پیش
  • آیدا

    1

    ترمه هم دیگه خیلی داره میره تو فاز غرور نداره این بشر

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همینطوره💔 ترمه از وقتی خودش رو شناخته بهش گفتن تو قراره با فرهاد ازدواج کنی دیگه مدام خودش رو کنارش تصور کرده💔

    ۳ سال پیش
کپی شد!