پارت نوزده :

این مردک مرا برای هزارمین بار قاتل میکرد!

_باشه بیا شروع کنیم.
در سکوت نگاهم میکرد،نگاهم را از دستبندی که به دستانش زده بودند گرفتم.
سال ها به همین وضعیت دچار بود؟
شنیده بودم، برای تحلیل نرفتن عضلاتش،چند بار در هفته،روی تردمیل زنجیرش میکردند تا بدود…
درون همان باکس شیشه ای…
درحالی که دست هایش بسته بود.
مجبورش میکردند،که زنده بماند!
_زندگی!

در

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شایلی

    0

    وای خدا آیوار و آروان 😍😍😍😍

    ۲ سال پیش
  • آرام

    6

    پشماممم آیوار و آروان همه جا ردشون هست.. خدا کنه تو بقیه رمان باشن😂😍 ولی تا اینجا یه سری نکنه های غیرمنطقی هست با اغراقات، نچسپه کاش تو بقیه رمان توضیح داده باشی

    ۲ سال پیش
  • An

    3

    دردنده و کوسه پشمامممم حاجییییی مرجان جان دمت گرم ۱ روز نیست این رمان گرفتم عاشقشمممممم

    ۲ سال پیش
  • آنوشاه

    6

    آیوار و اروان عزیزم ایوار کوسه اروان درنده یعنی این دوتا برادر عشق منن سردین ک جای خود داره جیمین و جرمیی

    ۳ سال پیش
  • HASTI

    2

    عااالی بود😍😍😍

    ۳ سال پیش
  • rozhina

    3

    پشمام یعنی تموم این مدت و شروع و پایان هر فصل از این مجموعه همه دنبال نخود سیاه بودیم؟😂🤝🏻 نتانم دیگرررررر ولی درنده و کوسه ی عزیزمم🥹

    ۳ سال پیش
  • shabnam

    2

    از این کراش تر نمیشه لعنتیییییییییییییییییی

    ۳ سال پیش
  • مطهره

    0

    خیلی عجیبه که رستاک از مرگ استیون خبردار شده بود و عجیب تر اینه که چرا ویونا وقتی توی اتاق بود و میخواست از کمک یا همون نخ استفاده کنه ملاحظه نکرد در صورتی که میدونست اتاقش دوربین داره

    ۳ سال پیش
  • اسما

    0

    مرجان لطفاً خودت بعداً توضیح بده من یکم گیج شدم الان سازمان سیگاری با سازمان لولیتا در ارتباط بوده ؟

    ۳ سال پیش
  • Najmeh

    0

    دقیقا منم گیج شدم😭

    ۳ سال پیش
  • فریماه

    5

    وارد شدنشون به بازی باید دیدنی باشه احساس میکنم یه دعوا کوچیک بین ایوار و رستاک حتما هس

    ۳ سال پیش
  • ارامش

    5

    اگه همچین اتفاقی بیفته مطمئنی دعوا کوچکیه؟ آخه رو شناخت از آیوار وکراش اعظم رستاک فکر نکنم کوچک باشه ها😂😂😂😘🤩😍

    ۳ سال پیش
  • Saniya

    5

    نه بابا کوچیکه فکر کنم اگه بشه فقط یه چند تا ایالت رو میزنن نابود میکنن😔

    ۳ سال پیش
  • باران

    2

    یه حسی بهم میگه قراره یکی از شخصیتای سه فصل قبلو از دست بدیم و بمیره به خاطر همین از همین الان گریه هاتونو شروع کنید .😌

    ۳ سال پیش
  • Aram

    10

    خوشم میاد سه فصل همه دنبال نخود سیاه می گشتن😐😂

    ۳ سال پیش
  • فریماه

    2

    می دونستم یعنی مطمئن بودم که ایوار و اروان و بقیه نتونستن سازمان رو نابود کنن

    ۳ سال پیش
  • H

    1

    من تا فردا میمیرم

    ۳ سال پیش
  • Saniya

    4

    ویت کوسه و درنده منظورشون ایوار و اروانه؟؟بعد نکنه اون کد همون کدی هست که همراز فهمیده بود و فکر میکردن برای اصلحست؟؟ مخم داره ارور میده

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️