پارت بیست و هفتم :

گلشن پیشانی‌اش را چسباند به شیشه‌ی بخار گرفته و خنکِ در آهنی. چشمانش را بسته بود. به شبی که گذشت بارها و بارها فکر کرد. چهره‌ی پیمان مدام به یادش می‌آمد و همین باعث سردردش شده بود.
ستاره بارها سراغش را گرفته بود و به صورت تب دارش دست می‌کشید. از دیشب که گلشن به خانه برگشته بود مدام فکر می‌کرد و همین بیمارش کرده بود. هر لحظه حرارت بدنش بیشتر می‌شد. ستاره نصیحت گونه غر می‌زد و هیچ فای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرزو

    2

    قمر جون همینطور نمیرن خونه کسی که

    ۶ ماه پیش
  • arezoi

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • سیتا

    1

    اول صبح از خواب بیدار شدم رمان بخونم باز این قمر پیدا شد هم عصاب من رو خورد کرد هم فرهاد و گلشن نویسنده مگه ما چی کار کردیم اول صبح با قمر رو به رو شدیم 😭😭😭😭😭

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بنده بی تقصیرم🤷

    ۳ سال پیش
  • فرگل حسینی

    1

    اقاااا چه فرهاد سواستفاده گری داریم ما😂ولی اینجا از فرهاد خوشم اومد، همچنان طرف پیمانم ولی یه نمه فرهادی هم هستم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    داری از مرز رد می‌شی و به جمع فرهاد دوستان می‌پیوندی😂😂

    ۳ سال پیش
  • هلن

    0

    هاست و به واقعیت هم نزدیک ممنون بابت این رمان در مورد سوال این پارت من از سوم شخص بودن رمان لذت میبرم البته این هم بگم که فقط این رمان برام لذت بخش بود برای رمان های دیگه اکثرا اول شخص ترجیح می دم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم که نتونستی جلوی خودت رو بگیری و در آخر کامنت گذاشتی برام💚

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نمی‌دونی چقدر خوشحال شدم که می‌گی شخصیت‌ها در نظرت عالی هستن و مثل یک فیلم اونا رو می‌بینی😍💚💚

    ۳ سال پیش
  • مریم

    1

    فوق العاده قلم قوی ای داری رمانتم واقعا قشنگه خسته نباشی🤍🦋

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم😍💚

    ۳ سال پیش
  • هلن

    0

    سلام آزاده جان خیلی وقت بود به خودم قول داده بودم نظر ندم ولی خوب بازم نتونستم جلوی خودم بگیرم رمان خیلی خوبی هست و من انگار دارم زندگی چند نفر به طور زنده میبینم شخصت هایی عالی و داستانی که شبیه فیلم

    ۳ سال پیش
  • آرامش

    0

    مرسی عزیزم رمانت عالیه😘 چند بار بگم 🤦🏻😒 خسته شدم خوب😂😂من اول شخص ترجیح میدم اما نوع نوشتن تو عجیب خوبه برای همین ازت می گذرم. تو جواب نده به نظرات تا شبانه بیام بالا سرت🏃🥷🤫😂تشکر گوگولی😍🤩🌹

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم که انقدر تکرار می‌کنی دژاوو خوبه😍💚

    ۳ سال پیش
  • نرگس

    0

    😍❤

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی که دوباره کامنت گذاشتی😍

    ۳ سال پیش
  • ریحان

    1

    عالیه نویسنده جون❤

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم شما ها هم عالی هستید😍😘💚

    ۳ سال پیش
  • شفق

    1

    درباره این رمان زیبا و نویسنده بینظیرش هر چی بگم کم گفتم به افتخارت آزاده جان❤🧡💛💚💙💜❤💚👌

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💃💃💃

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    1

    اینطورباشه بهتربادانای کل آش شله قلمکامیشه بعدکنجکاوی خواننده ازبین میرهمین جوری بریدبهترواقعامرتضی همینجورتصورکردم فقط چشماش درشت بودتوذهنم

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چقدر خوشحالم که تونستم مرتضی رو اون‌طور که تصور می‌کنم توصیف کنم😍 خوشحالم این‌طوری توی ذهنت دیدیش😍💚

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    رفتی عمرو سعد رو سرچ کردی؟😂 اصلا کپی مرتضی عه این بشر😂

    ۳ سال پیش
  • ساناز

    0

    سلام نویسنده لطفا از طرف سوم هم حرف بزن

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خب تا اینجای رمان که سوم شخص بوده ولی اگه منظورت اول شخص هست که باید بهت بگم به خاطر شخصیت‌های زیاد رمان و اینکه هر کدومشون نقش مکمل همدیگه هستن امکانش اول شخص نیست.چون باید احساسات همه‌شون مشخص باشه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    رمان‌هایی که اول شخص هستن معمولا(دقت کنید نمی‌گم همیشه) شخصیت های مکمل ندارن. یه شخصیت دختر دارن و یه شخصیت پسر و نهایتا یه نفر دیگه. و باقی شخصیت‌هاشون فرعی هست و نه مکمل.

    ۳ سال پیش
  • رزا

    3

    آزاده جان رمانت را هر چی لایک بگیره بازم کمه قلمت عالی عزیزم خسته نباشی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت😍😍😍😍 خوشحالم که در نظرت دژاوو انقدر خوبه🫂

    ۳ سال پیش
  • پرنیا

    3

    راجع به سوالتم ،بنظر من ک همین روال دلچسبه میدرخشی مث الماس 😇🥰😍

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم😍

    ۳ سال پیش
کپی شد!