پارت بیست و پنجم :

- میلاد دیر رسیدی، استاد کارشو تموم کرد.
مهرداد و کمال با دوتا پارچه دو طرف ماهیتابه رو گرفته بودن تا بزارنش روی زیلو.
وقتی دوباره نشستن مهرداد پرسید:
- راستی بابا چی می‌گفت؟
برخلاف میلم دوباره دروغ گفتم:
- هیچی می‌خواست بپرسه روبه راهیم یا نه.
- مهدی می‌خواست اینو بپرسه که زنگ زد؟ عجب، دیگه کم‌کم دارم نگرانش می‌شم!
وقتی من و مینا بازم مسئول پخش املتا شدیم ترا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نازنین زهرا

    0

    وای عاشق این رمان شدم

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    عالی بود وزیبانوشتید

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم 🥰

    ۳ سال پیش
  • شفق

    0

    خیلی خوب بود یعنی عاااالی بود عالی دستت درد نکنه زهرا پنجه طلای عزیزم همیشه بدرخشی دختر🥰💖

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    مرسی از نظرای دلگرم کننده و قشنگت 🥺♥️

    ۳ سال پیش
  • مهیا

    1

    اخجون مهدی بزنه پگاه رو جر بده دلم خنک شه🤤😂

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    😹😹😹😹 دیگه پگاه جرئت داره به پسر مهدی بگه بالا چشمت ابروئه🤨🤨🤨

    ۳ سال پیش
  • سمیرا

    1

    عاالیییی ولی میلادچرارفت😪

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    رفتنی می‌ره 🥲🥲

    ۳ سال پیش
  • الناز

    0

    دمت گرم زهرا بانو ولی فکر کن جناب محترم همراه میلو برن باهاش تهران

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    احتمالا برن بالاخره اونا هم باید یه آب و هوایی عوض کنن 😹

    ۳ سال پیش
  • مونا

    0

    امروز پارت جدید قرار نمیدین؟

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    چرا گذاشتمش، گاهی وقت واسه ادیت کم میارم 🤦امروزم دیر شد و دیگه انقدر پارت و خوندم که الان نمی‌دونم اوکی هست یا نه🤦

    ۳ سال پیش
  • الناز

    0

    اشتباه تایپی بود منظورم جنا همراه میلاد میرن تهران 😐😐😐

    ۳ سال پیش
  • رزا

    1

    میلاد رفت😶

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    ...به آغوش گرم طبیعت😹

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️