سایه ی من به قلم زهرا باقری
پارت بیست :
برخلاف تصور من، اتاقی که واردش شدم اصلاً ترسناک یا شکل و شمایل خاصی نداشت.
یه فضای ده، دوازده متری بود که با چندتا لامپ بزرگ کاملاً روشن شده بود و یه موکت ساده هم زمینشو پوشونده بود. هیچ وسیلهی خاصیم تو اتاق وجود نداشت.
- سلام. بیا دخترم، در و ببند بیا اینجا بشین!
با یه صدای ناشناس، در اتاق و به آرومی رو به چشمای کنجکاو دوستام و مهرداد و میلاد بستم و تازه نگاهم خورد به یه مرد ج
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
رزا
1وای نکنه باباش ببرش مینا و میلاد و جنا و رمان و ما رو همه باهم ناکام بزاره
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
اصلا بعید نیست شایدم همینجا تموم شده رمان😌😎
۳ سال پیشنو نو
1شوخی نکن.من قلبم ضعیفه میمونم رو دستت😥😥😦😦
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
😬😬😬😬😬😬 نگران نباش حالا فعلا هستم در خدمتتون😎
۳ سال پیشپانیسا
0نه من نوموخوام این طوری رمان تموم شه 😭😭
۲ ماه پیشپانیسا
0نه ترو خدا باهام همچین شوخی نکن
۲ ماه پیشنازنین زهرا
0عالی
۲ سال پیشآنیسا
2عجب جن شیطونی😂😂❤️ منم بحث غذا باشه بقیه رو فراموش میکنم😂 وای خیلی جای حساسی تموم شدددد والا الان مثل معتادی ام که بهش مواد نرسیده😐😂
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
عه اینجا هم حساس بود؟🥲💔
۳ سال پیشآنیسا
2رمانت انقد خوبه که هر جا تموم شه واسه ما حساس به حساب میاد
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
رمان خوبه چون شما خوبین آخه 🥲♥️
۳ سال پیشمهیا
1عالیهههه رمانت هرچقد عه خوب بودنش بگم کم گفتم چقد تو خوبی اخه خوشگلمممم😍😋💋❤
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
لطف داری عزیززززم🥺🥺🥺😍😘
۳ سال پیشپرسپکتیو
1نوچ نوچ افسوس که این مهدی آدم نشده هنوز🤦🤦دخترم تو خواب چقدر ملوسه🤦🤦🤣🤣🤣🤣 بچم میلاد ضربه فنی کرد.مهرادم ضایع کرد🤣🤣😂🤭 خوب دیگه چی بگم 🤔 پارتم خوب بود کلا. جن شیطونم🤭🤭🤭😂🤣 توام زهراجون😂
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
کلا مهدی چیزی از پدرش ارث نبرده😶🤦 ملوس؟ رسماً یه گربه ی خشن و پاچه گیره 🤭🤭🤭 قربونت عزیزم 🥰😁
۳ سال پیشپرسپکتیو
1خب عسلم😀 گربه در مرحله اول بسیار ملوسه😀😂 اما بعد خشن وپاچه گیر بودنشو نشون میده مینا ام همینطوره.همیشه آماده پرخاش گردنه. مثلا کسی مینا تو خواب ببینه فکر نمیکنه وحشی باشه درسته🤭🤭ها ها 🧟🦹
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
پس میلاد باید خیلی مراقب خودش باشه😎😏
۳ سال پیششفق
1فقط اونجایی که واسه خاطر کبابا میخواست زوزه بکشه یعنی پوکیدم از خنده 😂 یه دونه ای زهرای عزیزم کارت درسته بخدا👌
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
مینا عین خود من همه چیز و همه جارو غذا میبینه و مقاومت نمیتونه بکنه😋 مرسی عزیزممم🥺🥺😘😘
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مهناز
0محمد منتظرتونه🤣🤣مهدی لامصب از مهردادم باحالتره