سایه ی من به قلم زهرا باقری
پارت نوزده :
از جایی که من ایستاده بودم به بچهها دید نداشت، تنها چیزی که میدیدم سرشون بود. جدا از اون، هیچ صدایی هم ازشون درنمیومد.
خب شما که همش درحال فک زدنین الانم حرف بزنین دیگه!
اون سکوت بیشتر منو میترسوند. مونده بودم میلاد چرا انقدر خونسرده و توجه نمیکنه که الان دقیقاً تو دل جنگلای شمالیم، هوا تاریکه و محض رضای خدا یه دونه ماشینم رد نمیشه.
- خانوم حیدری؟
- ب...له؟
- میش
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آنیسا
2خیلی قشنگ بود🥺 دستت درد نکنه گلی❤️ زهرا جون مهتاب و کی میاری داخل ماجرا حس میکنم مهرداد عاشقش بشه😂😂
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
🥰🥰🥰 اومدن مهتاب نزدیکه 😎با این حال شایدم حست درست نباشه 😈
۳ سال پیشآنیسا
1خداروشکر حداقل مهتاب قراره بیاد❤️ وای انقد دارک جواب نده😂😂😂
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
😎😁
۳ سال پیشپانیسا
0یعنی میگی مهرداد عاشق مهتاب نمیشه پس مهرداد عاشق ترانه میشه ؟
۳ ماه پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
خوشبختانه مهرداد عاشق هیچکس نیست😎😎😎
۳ ماه پیشالناز
0خفن وترسناک
۱۲ ماه پیشنازنین زهرا
0عالی
۲ سال پیشAynaz
1عالی
۲ سال پیشایناز
0به نظرم پیش اینی ک میخان برن خودش ی پا اجنه هس😂😂
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
😹😹😹😹
۳ سال پیشپرسپکتیو
0تجربه ثابت کرده تو این وقتا اوضاع بسیار زیبا قاطی پاتی میشه🤭🤣 یعنی یه جورایی فکر کنم قراره عزیزان دلبندم حسابی کتلت بشن.ایشالله به حق پنچ تن اول ترانه ناقص بشه🦹🧟نظر تو چیه زهرا جونم🤣🤭
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
ترانه بدبخت زبونش تنده ولی دیگه حقش اینه عایا؟🥲🤣 اوضاع الآنم قاطی پاتی نشه در آینده حتماً خواهد شد😈😈😈
۳ سال پیششفق
0نترس عزیزم من از این اجنه ها خیلی دیدم یه مدت زیادی با هم درگیری داشتیم ولی از پسشون بر اومدم💪
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
پس تو از مینای منم شجاع تری 😎😎😎
۳ سال پیشZahraaa
0خوببببب درو باز کرد چیشد هووووف جای حساسسسسسس. خدایا
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
ایشالله که مشکل حل میشه هر چند که بعیده😈
۳ سال پیششفق
0عالی بود فقط امیدوارم این اجنه های بیشعور بلایی سرشون نیارن ، دستت طلا زهرا جونم خیلی قشنگ بود امیدوارم حال دستت بهتر بشه عزیرم
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
قربونت عزیزم 🥰 آقا من نمیدونم چرا یکی دیگه به اجنه فحش میده من میترسم 🤣 و خب... درسته! بعید میدونم رفتن پیش اون آدم مطمئن ته ماجرا باشه 😈
۳ سال پیشسمیرا
0❤️
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مهناز
0زیاد میلاد نگاه میکنه هاا🤨