سایه ی من به قلم زهرا باقری
پارت هجده :
- ترانه من دارم میرم، اگه هنوز مطمئنی میخوای باهام بیای...
- یه دقیقه وایسا، حواسم و پرت نکن!
- بابا یه ساعته یه لنگه پا ایستادم اینجا، این پسره نیم ساعت پیش گفت پنج دقیقه دیگه میرسم!
ترانه ریملشو آورد پایین و با تعجب پرسید:
- یعنی الان دم دره؟
- بله! ولی جهت اطلاع اونقدر با شخصیته که به روی خودش نمیاره.
اینو که گفتم ترانه که انگار نه انگار معنی حرفم چیه دوباره رÛ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
بهار
0نویسنده جان من حاضرم بهت پول بدم خاهشا این ترانه رو بکش
۲ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
ای بابا یعنی در این حد رو مخه؟؟🤣
۲ سال پیشنازنین زهرا
0خیلی خیلی عالیه
۲ سال پیشالهام
0❤❤💜💜👏👏👏
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
😘😘😘😘😘
۳ سال پیشنسرین
1سلام نویسنده جون لطفأ رمان رو رایگان کن دستتون هم انشآءالله زود خوب شود
۳ سال پیشهیفا
0اره کاشکی رایگان کنه خیلی دوست دارم بدونم چی شد
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
😶😐
۳ سال پیشاسرا
0این پارت رایگان داده بودزهراخانم خوندمش بهرحال
۳ سال پیشالناز
0ممنون ولی پار تا کوتاه شده نمیشه از کسی کمک بگیرین شما بگین اون تایپ کنه دستت هم استراحت میکنه😐😐😐
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
🤭🤭🤭🤭 یکاریش میکنم، کسی که نه نمیتونه کمک کنه، چون من اصلا نمیتونم چیزای تو ذهنم و بلند بگم😬🤫
۳ سال پیشسمیرا
0میلادخیلی گوگولیه
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
میلاد یا مهرداد ؟😁
۳ سال پیشسمیرا
0میلاددیگه😄😄
۳ سال پیشمزدور
0رمان عالیه ..فقط استاد بعضی جاها میلاد و مهرداد و جا به جا می نویسی ..پارتای قبلیم دیده بودم همچین چیزی رو ..نمیخوام نمره رمانت با این بی دقتی ها بیاد پایین
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
قربونت عزیزم 🥰 جدی؟؟ چه خوب شد گفتی پارت چندم؟؟
۳ سال پیشمزدور
0پارت ۱۸ گفته مهرداد روزمین زانو زد.پارت ۱۷ گفته که فکر کردم مهرداد اذیت میکنه ولی میلاد پشت شیشه نبود.پارت ۱۵ مهرداد میگه منو برسون خونه نوشته مهراد
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
ای وای 🤦🤦🤦 ممنونم عزیزم ❤️❤️
۳ سال پیشپرسپکتیو
0مرسی عزیزم بابت وقتی که برای ما میزاری😍😘🤩 انشالله دستت هر چه زودتر خوب بشه😢😥مواظب زهرا جونم باش😘😍🤭 زیادی خودمونیم(شرمنده)🤭🤭🤦🤦پارتم مثل همیشه بیست بیست بود.لعنتی حرفمو پس میگیرم میلاد خوبه
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
عزیزم راحت باش🥰🥰 مرسی از دعای قشنگت 😘❤️ آره من که گفتم میلاد خوب چیزیه😎😁 قربونت 😘
۳ سال پیششفق
0غلط نکنم این اجنه ها لاستیکو پنچر کردن 🤔
۳ سال پیشایناز
0شک نکن😂
۳ سال پیشآنیسا
1متاسفانه ترانه خیلی رو مخ😑😂 این پارتم مثل قبلیا خیلی قشنگ بود ، مرسی که انقد مسئولیت پذیری و ایشالله دستتون زودتر خوب شه زهرا بانو♥️
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
قربونت عزیزم 🥰🥺🤩
۳ سال پیشرزا
1نههههههه زود تموم شد
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
دستم نمیزاره زیاد طولانی بنویسم 🥲🥲🥲🥲
۳ سال پیش!(: یاشیل قیز
1من ادامشو میخوام بیستو چهار ساعت نمیتونم صبر کنم! نمیشه! 🙂💔 این رمان معتادم کرده:))))))
۳ سال پیش
زهرا باقری | نویسنده رمان
ذوبم کردی 🙂🥲♥️
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مهناز
0آخیی چه پارت آرومی🫠