پارت نود و یک :
- چرا این طوری نگاهم میکنی؟ نکنه جدی فکر میکردی تو گذشته ای؟
سرم رو به نشونهی آره تکون دادم که خندهای مثل خنده های آیاز کرد و گفت: خیلی احمقی! برو زودتر آماده شو.
اخمی بین ابروهام نشوندم و گفتم: حتما این کار رو میکنم، از اونجا هم یه راس میرم تهران خونه خودم!
با این حرفم متقابلا اخمی بین ابروهاش نشوند و گفت: مثل اینکه یادت رفته کی هستی؟ ما تو رو مفتکی نیاوردیم اینجا که هر
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
0عالیه خیلی خوبه
۳ سال پیشزهرا
0فقط به امید این رمان به برنامه سر میزنم خیلی عالیه. اسم جدیدی هم که گذاشتید جذابه و معنی باحالی داره
۳ سال پیش!(: یاشیل قیز
0سخنی ندارم جز اینکه مث همیشه عالی!💚✨
۳ سال پیشمزدور
11اول من فکر کردم یه اختلال تو برنامه است زاموفیلیا و ندیمه قرتی قاتی شدن😂اگه ایلی خواهر ایدین باشه سه تا کراشا پررر.یاشار که عموشه.ایدین و ایازم برادراش.فوقش بتونه با اون یارو پر مو اول رمان مزدوج شه
۳ سال پیشنازی
7لطفااااال نگید ایلی خواهر ایدینههههههه اوناااا خیلی بهمم میااااان
۳ سال پیشبهاره جوون
6اخه کاراشون ورفتاراشون تا حالا همش عین خواهر برادرا بوده
۳ سال پیشمبینا
6خب خب پی آیدین و آیاز خواهر دارن ... جذاب داره میشه ممنونم ❤️🌱
۳ سال پیش
2نمیشه پارت هارو بیشترین نویسنده جون🙂😍
۳ سال پیشبهاره جوون
5من تا اینجاش فهمیدم یعنی حدس زدم که به احتمال زیاد مهتاب خواهر ایدین وایاز میشه
۳ سال پیشهانی
5من پارسال این رمان رو شروع کردم و الان دو ساله پشت کنکورم و هنوز داستانش خیلی معلوم نیست چی میخواد بشه 😂ولی با این حال بازم خیلی دوسش دارم
۳ سال پیشآنیسا
3خیلی قشنگه خواهشا پارت ها رو زود ب زود بزار
۳ سال پیشاسرا
4عالیه
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
4بخدا اینا خواهر و برادر باشن من خودمو میکشم