دشمن بی نقص به قلم فاطمه سیاوشی
پارت شصت و چهارم :
ﺗﻠﺦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ، ﺗﻠﺦ
ﻣﺜﻞ ﺯﻫﺮﯼ ﮐﻪ ﭼﮑﯿﺪﻩ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻇﻠﻤﺎﻧﯽ ﺷﻬﺮ
ﻣﺜﻞ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺗﻮ
ﻣﺜﻞ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻃﻮﻓﺎﻥ
ﭘﺮﭘﺮ ﺷﺪ
زندگیم مزه زهرمار گرفته بود .هر چقدر ایمیل التماس میدادم به فرهاد که حداقل بگه دلیل این همه بی معرفتیش چیه جوابمو نمیداد ...دیگه شده بودم مثل دیوونه ها ....حتی وقتی که خونه رو تحویل گرفتم هیچی نفهمیدم از
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

گل سرخ
3فاطمه جان پایان رمان روخوش تموم کن نه غمگین