پارت شصت و سوم :

خونه رو به بالاترین قیمت از مزایده خریدم .....
بی بی هنوز برنگشته ولی مطمئنم اگه برگرده کلی شوکه میشه ....
تمام وقت روزانم با شرکت و مامان میگذره .‌...فرهاد هنوز جواب نداده و من نگرانشم ...دلم نمیخواد عادت کنم به نبودنش ....وای امان از روزی که ادم عادت کنه به نبودن کسی ....

روزهایم شبیه زیپ بی دندانه کاپشنم شده است،
بالا می اید،
گیر میکند،
میگذرد
اما جفت و جور نمیشو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    0

    عالی بود 🥰

    ۳ سال پیش
  • صدف

    1

    خسته نباشی فاطمه جون،عالی بود🥰

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    4

    یعنی چی درخواست طلاق داده یاچی دیگه؟عالی خسته نباشی

    ۳ سال پیش
کپی شد!