پارت صد و یک :

برخوردم آنقدر بد و محکم بود که صدایی شبیه صدای "گومپ" در فضای اتاق پیچید.
درد سرسام آوری در پیشانی ام پیچید و کم کم کل سرم را فرا گرفت. دستانم را گذاشتم روی سرم و شروع کردم به ماساژ دادن.
- آخ.
صدای آشنا و بی حالش را شنیدم.
- آخ آخ گوجه شدی! گمونم سیمات اتصالی کرده.
در حد مرگ عصبانی بودم.
طوری که اختیارم را از دست دادم و بی توجه به اینکه رعایت سکوت در بیمارستان ضروری است

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لادن

    16

    ووی خدا اصلا عاشقانه نمیشه . اصلا انتظار چنین برخوردی از طرف آرامش نداااشتم😶

    ۶ سال پیش
  • Samin

    4

    خیلی خوب بود یعنی نیهان داره ب حامی فک می کنه ک کلافس؟؟؟

    ۶ سال پیش
  • مهراب

    8

    Samin جان نیهان نه ارامش

    ۶ سال پیش
  • فاطوش

    45

    ای بابا اینم شانس مایه آخه چرا دعواشون شدبابا قرار بود این بشه:( خوردم به یه جای سفت سرم رو که بالابردم به دوتا چشم نافذ برخوردم وای اینجا چقد گرمه نمیتونستم چشمامو از چشماش بردارم لعنتی!) ای بابا😑

    ۶ سال پیش
  • سورا

    26

    الان ما باید بریم خداروشکر کنیم که حداقل همدیگه رو نکشتن🙁🙁🙁

    ۶ سال پیش
  • زینب

    12

    دقیقا منم انتظار همین متنو داشتم ولی انگار این رمانه تا ۵۰۰ پارت هم میرسه😑

    ۶ سال پیش
  • hatm

    6

    نترس زینب خانم این رمان جد اندر جدم هم میخونن تمام نمیشه

    ۶ سال پیش
  • .....

    20

    وهنوزهم در بیمارستان هستیم،تاچندروزآینده از سرویس دهی بیمارستان لذت که نه چندش ببرید😒

    ۶ سال پیش
  • Aylin

    14

    خوبه رمان خوب،ولی دیگه واقعا داره خسته کننده میشه هیچ اتفاقی نمیوفته، تو یه پارت فقط راه رفت 😑🐼🐾

    ۶ سال پیش
  • آرام

    19

    نمی دونم چرا. آرامش یاد ویشکا آسایش تو فیلم ورود آقایان ممنوع میندازم همون قدر پر جذبه:-

    ۶ سال پیش
  • الی

    21

    خدایی رمان داره خسته کننده میشه نویسنده دست بجنبون

    ۶ سال پیش
  • یاشیل

    17

    هی اینا چرا عاشق نمیشن 😟

    ۶ سال پیش
  • S.A

    37

    آهان خوشم اومد باید داد بزنه دعواشون کنه تا بفهمن؟! واقعا حیرون چه آدامایی شده😂😂 نمی دونم حامی با اون حالش چقدر سفت بوده که سر آرامش اینطوری صدا داده😂 بیچاره آرامش

    ۶ سال پیش
  • ?

    36

    رمانی خوبه که غیر قابل پیش بینی باشه😉 آرامش این همه کار میکرد خسته نمیشد ما یه ظرف میشوریم از کمر میفتیم 😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • Zarnaz

    7

    عالییییییی💜😍😘

    ۶ سال پیش
  • بهار

    7

    واییی اینم از این قسمت و ما باز میندیم تو خماری اینکه یه صحنه عاشقانه ببینیم😑😫

    ۶ سال پیش
  • نسرین

    18

    من همون قسمت قبل گفتم با این نویسنده ای که ما داریم، تا پارت ۲۰۰ و اینا عاشقانه نمیشه رمان اخرین بوسه سر قسمت ۷و۸ عاشقانه شد ولی شومینه الان پارت ۱۰۱ هست ولی دریغ از جمله ای عاشقانه. ولی بازم ممنون..

    ۶ سال پیش
  • هلیا

    28

    من فک میکنم این تا پارت ۲۰۰،۳۰۰ عاشقانه نمیشه 🤒🥴😕

    ۶ سال پیش
  • شیطونک

    13

    مگه عاشقانه شده سرش خورده به *** ی حامی این دقیقا کجاش عاشقانه هس من دیگه نمیدونم

    ۶ سال پیش
  • فضولو بردن جهنم

    14

    فقط اونجایی که گف برخلاف انتظارم سفت بود😐💔😂😂😂

    ۶ سال پیش
کپی شد!