شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد :
با تعجب گفتم : وضعیت چیه؟
بی قرار گفت: قاراشمیش آقا قاراشمیش.
- یعنی چی؟!
تند دستی به صورتش کشید و گفت : بابا باید برم مستراح!
تازه منظور حرفش را گرفتم.
چندش وار اخمی کردم و گفتم : حال بهم زن.
و بعد با چشم غره از اتاق بیرون رفتم و پرستار آن طبقه را صدا زدم.
وقتی به اتاق برگشتم، انگار که زیرش آتش روشن کرده اند، مثل دانه ی اسپند بالا و پایین می پرید. از رنگ سرخش فهمیدم به
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
بهار
19بابا ما شانس نداریم الان رفته ت بغل پرستاری ک از صدای اینا اومده ت اتاق😐
۶ سال پیشدختر جنگل
30نه،مطمئنم رفته بغل حامی، بعد 100 پارت، اولین جرقه خورد، خدا خیر اون پیرمرده بده 😄
۶ سال پیش.....
18پس تا پارت دویست برای عاشقانه بعدی بدرود
۶ سال پیشدخترجنگل
9بدرود🤣😃💪🏻🤤🙌🏻
۶ سال پیشزینب
5آره واقعا فکر کنم از این جا به بعد حامی عاشقش بشه ولی از ترس ببرش نتونه خواستگا ی کنه
۶ سال پیشسوگند
3وایییییی خیلی باحال گفتی دمت گرم😂😂😂😂😂
۶ سال پیشم
2خدا به خیر کنه اووووووووف
۶ سال پیشزهرا
7آرامش یک چیز گمشده داشته یا شخص گمشده شاید یک خواهر دیگه داره ک اسمش ساراست و پیش اون پیرمرده زندگی میکنه فکر کنماااا
۶ سال پیشمریم
9اصلا نه به حامی خورد نه به پرستاره 🙄 شاید رفته تو دیوار😐🤕
۶ سال پیشسورا
25واییییی من برم به داداشم بگم که بره شیرینی بخره کل محله رو شیرینی بدم اخه ارامش رفت تو حامی😍کوفتت شه ارامش منم موخواممممممم🙁🙁🙁اصن میرم بغل داداشم😒🙁🙁🙁
۶ سال پیشنرگس
20داداش ادم ک حال نمیده بیا من داداشم و میدم تو بغل کن تو ام داداشت و بده من بغل کنم🤣🤣🤣🤣🤣😈
۶ سال پیشساتیا
8😂😂
۶ سال پیشسورا
9بیا داداشم رو ببر یه سرخر کمتر🤣🤣🤣
۶ سال پیشنگار
15من که داداش ندارم چی کار کنم به نظرتون 😜😂همیشع حسرت داشتم یه داداش از خودم بزرگ تر داشته باشم دلمم واسه این پیره مرده سوخت اخه مگه می مردی آرامش اگه اجازه میدای بغلت کنه
۶ سال پیشیه بنده خدا
2من بشتر اوقات نظر نمی نویسم وقتیم می نویسم از دویست کلمه بیشتر میشه که پاک می کنم اخه چرا خدا
۶ سال پیشزهرا
7واییی جونم الان رفته بغل حامی بعدش میگه وا چشاش و دقت نکرده بودم چشماش سگ داره لامصب.😂😂😂😅😅
۶ سال پیشهستی
3😪اخی بیچاره پیر مرده
۶ سال پیش.......
8حس میکنم کَله حامی نسبت به تنش خیلی کوچیکه😑
۶ سال پیشآیدا
7وای اگه حامی نباشه بد ضد حالی میخوریم😅😅
۶ سال پیشساتیا
8عاقا این چرا انقدر نا مرده *** دقه وایسا این پیرمرده بگیرتی دیگه 😕 بنده خدا دلم سوخت براش
۶ سال پیشزینب
44اون جسم هم جسمی نیست جز بغل و چشم های نافذ حامی بزن کف قشنگه رو بعد از ۱۰۰ پارت اولین صحنه ی عاشقانه ایجاد شد بزن کف قشنگه رو😂😂👏👏👏👏👏
۶ سال پیشفاطوش
22امیدوارم دیگه از این پارت به بعد عاشقانه بشه 😑 فک کنم رفت بغل حامی شیطون😎😂
۶ سال پیشنسرین
15والامن فکر نمیکنم با این نویسنده ای که ما داریم، صحنه عاشقانه بشه...اون جسم سخت حامی هست ولی فک نمیکنم عاشقانه بشه😟
۶ سال پیشReza
7دمت گرم میخواستم بگما ولی تو گفتی 😂😂😂
۶ سال پیشS.A
10ای بابا آرامش چه گیری کرده با این پیرمرده😂🤦 بیچاره آرامش. حامی هم نمیاد از دستشویی برن. دارم تصور میکنم آرامش دور اتاق میچرخه پیر مرده دنبالش پرستاره هن دنبال پیرمرده😂😂 ببینیم خورد به کی؟!🤔
۶ سال پیشمهرآصا
6خورده به حامی
۶ سال پیشZarnaz
6عالییییییییییی 😍💜
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Fatemeh
12اونایی که میگن اولین جرقه خورد 😂 این نه تنها جذب نشد و جرقه نخورد ، بلکه فحشش هم داد 😂