پارت صد :

با تعجب گفتم : وضعیت چیه؟
بی قرار گفت: قاراشمیش آقا قاراشمیش.
- یعنی چی؟!
تند دستی به صورتش کشید و گفت : بابا باید برم مستراح!
تازه منظور حرفش را گرفتم.
چندش وار اخمی کردم و گفتم : حال بهم زن.
و بعد با چشم غره از اتاق بیرون رفتم و پرستار آن طبقه را صدا زدم.
وقتی به اتاق برگشتم، انگار که زیرش آتش روشن کرده اند، مثل دانه ی اسپند بالا و پایین می پرید. از رنگ سرخش فهمیدم به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Fatemeh

    12

    اونایی که میگن اولین جرقه خورد 😂 این نه تنها جذب نشد و جرقه نخورد ، بلکه فحشش هم داد 😂

    ۶ سال پیش
  • بهار

    19

    بابا ما شانس نداریم الان رفته ت بغل پرستاری ک از صدای اینا اومده ت اتاق😐

    ۶ سال پیش
  • دختر جنگل

    30

    نه،مطمئنم رفته بغل حامی، بعد 100 پارت، اولین جرقه خورد، خدا خیر اون پیرمرده بده 😄

    ۶ سال پیش
  • .....

    18

    پس تا پارت دویست برای عاشقانه بعدی بدرود

    ۶ سال پیش
  • دخترجنگل

    9

    بدرود🤣😃💪🏻🤤🙌🏻

    ۶ سال پیش
  • زینب

    5

    آره واقعا فکر کنم از این جا به بعد حامی عاشقش بشه ولی از ترس ببرش نتونه خواستگا ی کنه

    ۶ سال پیش
  • سوگند

    3

    وایییییی خیلی باحال گفتی دمت گرم😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • م

    2

    خدا به خیر کنه اووووووووف

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    7

    آرامش یک چیز گمشده داشته یا شخص گمشده شاید یک خواهر دیگه داره ک اسمش ساراست و پیش اون پیرمرده زندگی میکنه فکر کنماااا

    ۶ سال پیش
  • مریم

    9

    اصلا نه به حامی خورد نه به پرستاره 🙄 شاید رفته تو دیوار😐🤕

    ۶ سال پیش
  • سورا

    25

    واییییی من برم به داداشم بگم که بره شیرینی بخره کل محله رو شیرینی بدم اخه ارامش رفت تو حامی😍کوفتت شه ارامش منم موخواممممممم🙁🙁🙁اصن میرم بغل داداشم😒🙁🙁🙁

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    20

    داداش ادم ک حال نمیده بیا من داداشم و میدم تو بغل کن تو ام داداشت و بده من بغل کنم🤣🤣🤣🤣🤣😈

    ۶ سال پیش
  • ساتیا

    8

    😂😂

    ۶ سال پیش
  • سورا

    9

    بیا داداشم رو ببر یه سرخر کمتر🤣🤣🤣

    ۶ سال پیش
  • نگار

    15

    من که داداش ندارم چی کار کنم به نظرتون 😜😂همیشع حسرت داشتم یه داداش از خودم بزرگ تر داشته باشم دلمم واسه این پیره مرده سوخت اخه مگه می مردی آرامش اگه اجازه میدای بغلت کنه

    ۶ سال پیش
  • یه بنده خدا

    2

    من بشتر اوقات نظر نمی نویسم وقتیم می نویسم از دویست کلمه بیشتر میشه که پاک می کنم اخه چرا خدا

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    7

    واییی جونم الان رفته بغل حامی بعدش میگه وا چشاش و دقت نکرده بودم چشماش سگ داره لامصب.😂😂😂😅😅

    ۶ سال پیش
  • هستی

    3

    😪اخی بیچاره پیر مرده

    ۶ سال پیش
  • .......

    8

    حس میکنم کَله حامی نسبت به تنش خیلی کوچیکه😑

    ۶ سال پیش
  • آیدا

    7

    وای اگه حامی نباشه بد ضد حالی میخوریم😅😅

    ۶ سال پیش
  • ساتیا

    8

    عاقا این چرا انقدر نا مرده *** دقه وایسا این پیرمرده بگیرتی دیگه 😕 بنده خدا دلم سوخت براش

    ۶ سال پیش
  • زینب

    44

    اون جسم هم جسمی نیست جز بغل و چشم های نافذ حامی بزن کف قشنگه رو بعد از ۱۰۰ پارت اولین صحنه ی عاشقانه ایجاد شد بزن کف قشنگه رو😂😂👏👏👏👏👏

    ۶ سال پیش
  • فاطوش

    22

    امیدوارم دیگه از این پارت به بعد عاشقانه بشه 😑 فک کنم رفت بغل حامی شیطون😎😂

    ۶ سال پیش
  • نسرین

    15

    والامن فکر نمیکنم با این نویسنده ای که ما داریم، صحنه عاشقانه بشه...اون جسم سخت حامی هست ولی فک نمیکنم عاشقانه بشه😟

    ۶ سال پیش
  • Reza

    7

    دمت گرم میخواستم بگما ولی تو گفتی 😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • S.A

    10

    ای بابا آرامش چه گیری کرده با این پیرمرده😂🤦 بیچاره آرامش. حامی هم نمیاد از دستشویی برن. دارم تصور میکنم آرامش دور اتاق میچرخه پیر مرده دنبالش پرستاره هن دنبال پیرمرده😂😂 ببینیم خورد به کی؟!🤔

    ۶ سال پیش
  • مهرآصا

    6

    خورده به حامی

    ۶ سال پیش
  • Zarnaz

    6

    عالییییییییییی 😍💜

    ۶ سال پیش
کپی شد!