پارت صد :

نسترن‌ تی‌خیس را روی سرامیک‌ها می‌کشید. محل‌کار جدیدش‌ خوبتر‌بود و مبلغ‌خوبی را به‌عنوان‌ حقوق می‌دادند؛ ناگفته‌ نماند که اهالی آپارتمان همه‌ افراد خانواده‌دار و مهربان‌بودند و گاهی پول‌بیشتر هم می‌دادندش.
این‌روزها گه‌گداری پیش‌ زن‌سالخورده‌ای که تمام‌ اهل‌خانواده‌اش در خارج‌زندگی می‌کردند و او تنها بود سری می‌زد، زن‌هم که مینا‌خانوم نام‌داشت پیشنهاد کردÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • خاطره

    5

    خدا قوت سپاس دم و بازدمت گرم عالی بود 🌸🌸🌸🌸

    ۴ سال پیش
کپی شد!