پارت چهارم :

آن ها نقشه می کشیدند که چه طور در مهمانی حاضر شوند و آن مردکی که با آن سازمان دست دارد را بگیرند.
و من در کنارشان ایستاده و فقط تماشا می کردم.
در کنارِ هوشِ سردین و ارتباطات جرمی و یوجین من اگر حرفی می زدم به یقین گاف محسوب می شد.

نفس عمیقی کشیدم و به سمت پله ها رفتم که در باز شد و کارن داخل شد.
به سمتش رفتم و نایلون کوچکی را به سمتم گرفت و گفت:
-قبلا حساب کرده بودی؟
ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیما

    0

    ادامش

    ۲ سال پیش
  • شیما

    0

    چطور میتونم ادامه رومانو بخونم

    ۲ سال پیش
  • چطور میتونم ادامه رو

    0

    عاشق رمان شدم

    ۲ سال پیش
  • هنآ

    0

    چه طور می تونم ادامه شو بخونم ؟

    ۲ سال پیش
  • محبوبه جعفری

    0

    اصلا عاشق. رمان شدم

    ۲ سال پیش
  • استلااا

    0

    عالیییی

    ۳ سال پیش
کپی شد!