پارت نود :
آوا سر به زیر انداخت. آهسته گفت:
- همهاش به خاطر تو نیست... الان دیگه با برملا شدن این راز، فقط کمال و خانوادهاش نابود میشن. کمال که خودشم بیخبر بوده. اصل، خانومبزرگ بود که الان دیگه چیزی ازش باقی نمونده. چرا ماهبانو و بچههاش رو دربهدر کنم؟ از یه طرف، اگه این راز باقی بمونه، من میتونم یه عمر راحتی شماها رو تضمین کنم. دیگه نمیذارم بهتون زور بگه یا اذیتتون کنه.
- ولی...
لطفا صبر کنید...

میم
1خب اولیش انجام شد،گلناز برگشت 🤩ببینیم بعدش چی می شه 😏