پارت نود :

آوا سر به زیر انداخت. آهسته گفت:
- همه‌اش به خاطر تو نیست... الان دیگه با برملا شدن این راز، فقط کمال و خانواده‌اش نابود میشن. کمال که خودشم بی‌خبر بوده. اصل، خانوم‌بزرگ بود که الان دیگه چیزی ازش باقی نمونده. چرا ماه‌بانو و بچه‌هاش رو دربه‌در کنم؟ از یه طرف، اگه این راز باقی بمونه، من می‌تونم یه عمر راحتی شماها رو تضمین کنم. دیگه نمی‌ذارم بهتون زور بگه یا اذیت‌تون کنه.
- ولی...

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    خب اولیش انجام شد،گلناز برگشت 🤩ببینیم بعدش چی می شه 😏

    ۱۱ ماه پیش
  • نفسم

    1

    وای خدا دل تو دلم نیس ..آفرین ب شجاعت آوا ک تونست انتقام پدرو مادرش رابگیره

    ۴ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️