پارت نود و سوم :

چهره ای مصمم و خونسرد به خود گرفتم که یک وقت اگر رو به رو شدیم، به چیزی شک نکند.
چون به هر حال او منتظر تلافی از جانب من بود.
رفتم سراغ نقشه ی دوم! به جای بازگشتن به اتاقم، به سمت اتاق نگهبانی رفتم.
مشهدی مجتبی آنجا نشسته بود و داشت با تلفن حرف می زد.
وقتی فکش گرم می شد، دیگر نمی فهمید اطرافش چه خبر است.
یک دختر دم بخت داشت که روزی چند ساعت با او حرف می زد.
نمی فهمیدم این پ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ملودی

    3

    حق باشماست خانم ایدا همش شده شوخیای مسخره چند تا رمان خوب بخونید بلد باشید چطوری شوخیای جالب بکنید

    ۶ سال پیش
  • ایدا

    15

    یکنواخت کسل کننده بی محتوا و بی حاشیه نه هیجانی نه اتفاق خاصی فقط شوخی های چندش از جمله رمان خوب نیست انقدر طولانی باشه حامی از به ته رسیدن فیتیله سیگارشم میگه

    ۶ سال پیش
  • مهراب

    22

    ایدا خانم شما خوشت نمیاد چرا میخونی رمان رو ول کن برو رمانی که مد نظرته بخون کسی مجبورت نکرده این رمان رو بخونی به نظره من رمان محشره

    ۶ سال پیش
  • fati

    4

    لا یک بهت داش👍👍👍👌

    ۶ سال پیش
  • سوگند

    5

    از ی طرف راست میگه چون رمان باید ی مقدار آدمو ب چالش بکشونه و هیجان بده ب نظر منم باید زودتر بره روی چیزای مهم تر و اگ عاشقانس پس ی احساسی هر چند ریز بینشون نشون داده بشع

    ۶ سال پیش
  • محدثه

    3

    ای خدا حامی خدا به دادت برسه ...مثل اینکه میخاد سیر اب یه کار کنه اب قط شه😐💕😹😹

    ۶ سال پیش
  • ب ت چ

    2

    نویسنده عزیز رمانت عالیه دستت درد نکنه😍😍فقط مثلا روزی ۲تا پارت بزار مرسی

    ۶ سال پیش
  • فضولو بردن اردبیل

    9

    عالی بود ولی اچار به چه دردش میخوره؟؟

    ۶ سال پیش
  • ساتیا

    16

    میزنه با اچار دست به ابو نابود میکنه که دیه داش حامی نتونه بره دستبه اب😕

    ۶ سال پیش
  • دخترجنگل

    12

    واااا، پس بدبخت حامی چکار کنه😄😄🤭

    ۶ سال پیش
  • ساتیا

    3

    هیچی اونجا بمونه از مناظر استفاده کنه😂😂

    ۶ سال پیش
  • *دلارام *

    3

    وای حالا ک حامی بخوره دست شویی بیرون ک خرابه داخلم ک خودش میخواد با آچار خرابش کنه میمونه دست شویی اتاق ارامش ک به نظرم 3-1به نفع آرامش هس هم باعث شکم روش حامی شد هم دستشویی رو دستکاریش کرد

    ۶ سال پیش
  • پریسا

    5

    خدا به حامی رحم کنه با این نقشه ارامش دلم براش سوخت

    ۶ سال پیش
  • ...

    9

    حامی بیچاره مریض میشه اون قرصه دوزش بالاعه

    ۶ سال پیش
  • شیطونک

    25

    واو ارامش گناه داره ارامش قرص را تو غذای حامی ریخته تا ایهال بگیره شیر های دستشویی ها رو هم خراب میکنه تا حامی نتونه به w. C بره حامی خودشو خراب نکنه یه وقت دلم براش سوخت😥😥😥😥

    ۶ سال پیش
  • زینب

    14

    وای خدا الان فهمیدم قضیه چیه واااااااااای خدا🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣چه بی رحمه این آرامش به خدا حامی گناه داره🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۶ سال پیش
  • Samin

    15

    وای خیلی خوشم میاد از آرامش😍😍 ممنونم از قلم عالیتون🙏❤

    ۶ سال پیش
  • محدثه

    7

    😂😂😂حامی موظاب خودت باش😂😂

    ۶ سال پیش
  • ملڪہ یخے

    11

    دمت گرم آرامش منم برم همینکارو رو یکی دیگع پیادع کنم یکم بخندم در کل مرسی از همه چی رمان خیلی خوبی هست فقط اگر زود به زود پارت بزارین نمیمونیم توی خماری مرسی

    ۶ سال پیش
  • ᴳᴴᴬᶻᴬᴸ

    15

    اخه ینی چی هم رمانش کوتاهه هم روزی ی پارت میزارین بابا ما تا شما پارت بعدیو بزارین مردیم توروخدا یا پارتارو زیاد کنین یا طولانیش کنین اخه انصافه یکیو تو خماری میزارین😐😐💔

    ۶ سال پیش
  • فضولو بردن جهنم

    21

    واقعا درک نمیکنم که چرانویسنده اصن به حرفهای ماگوش هم نمیکنه میش یکم هیجانشو بیشتر کنین حداقل عاشق بشن این تلافیای مسخره چیه اخه همه اینارو توی یه پارتمیتونستین بزارین الان کلداستان شده تلافیه ایندوتا

    ۶ سال پیش
  • تینا

    10

    این پارت که هیچی نداشت ایشاالله بهتر بشه

    ۶ سال پیش
  • S.A

    14

    اوه اوه اون بس نبود دیگه می خواد چیکار کنه!😂😂 هنوز دلش پره. بیچاره حامی😂😂

    ۶ سال پیش
کپی شد!