پارت نود و دوم :

هر که رد می شد، خیره نگاهم می کرد.
بی اعتنا به اطراف، راهم را گرفتم و به سمت اتاقم رفتم.
باز یاد فکری که در سرم جرقه زد افتادم و با شوقی باور نکردنی، سرعتم را زیاد کردم.
کیفم را داخل اتاق گذاشتم. دستمال خونی را داخل سطل کنار در انداختم.
پشت میزم نشستم و اتاق نگهبانی را گرفتم.
- مجتبی؟
نگهبان که مرد مسن و مطیعی بود، با مهربانی گفت : بله خانم؟
- زود بیا اتاقم.
- چ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • خوبه

    0

    بسیار خوبه ممنون

    ۲ سال پیش
  • ...

    1

    خوبه حامی لاغر میشه با این کار آرامش😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • سورا

    16

    وایییییییی حامی کارش ساخته است منم دقیقا همین بلا رو سر داداشم اوردم تا صبح تو دستشویی بود و تا ۱ماه هم فحشم میداد😎😎😋😋😂😂😂🤣🤣🤣

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    11

    من اگه خواهرم چنین کاری میکرد ، نتیجه همین کارش رو میکردم تو حلقش

    ۶ سال پیش
  • Aylin

    3

    😂😂😂باحاله

    ۶ سال پیش
  • زینب

    17

    بدبخت حامی🤣🤣🤣بچه ها یه خبر خوب من فهمیدم این رمان هر روز ساعت ۸ صبح پارت جدیدش میاد اینجا 😉😉😉

    ۶ سال پیش
  • لیلا

    14

    هنر کردی عزیزم من میدونستم

    ۶ سال پیش
  • فضولو بردن جهنم:|

    14

    من میدونم اخرش میمیرم میرم جهنم میبینم ابلیسم داره این رمانو میخونه:)))))) و هنوز اق حامی و طوفانی خانوم عاشق نشدن👌😐😂

    ۶ سال پیش
  • سورا

    5

    عجبا غریب خودت فهمیدی یا کسی کمکت کرد؟😐

    ۶ سال پیش
  • ساتیا

    6

    خسته نباشی دلاور چقدر شما زرنگی 😱😂😂

    ۶ سال پیش
  • سارا

    6

    مرسی پهلوون که مارو از خواب عفلت بیدار کردی😂😂

    ۶ سال پیش
  • zeinoo

    21

    دقیقا کی قراره عاشق شن؟؟؟ اگ الان من جای یکیشون بودم الان دو تا بچه داشتم!!!؟

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    4

    نه بابا عاشق بشن چندش میشه ، همین طوری خوبه

    ۶ سال پیش
  • فاطی

    3

    وویی ننه این ارامشم مارمولکیه هاا ایول داری اجیییی با عرض معذرت خدمت به خانم نعمت زاده ولی پارتاتون هم کمه هم هنوز اتفاق خاصی نیوفتاده منم ک کم صبررر خواهش میکنم بیشترش کنین بوس بوس 😘

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    26

    ببخشید یه سوال فنی؟ این رمان داره به صورت مورچه ای پیش میره و الان پارت 92 هستیم و اتفاقی نیفتاده ببخشید این رمان با این وضع حتما نزدیک پونصد شونصد تا پارت داره نه? 🙄🤣

    ۶ سال پیش
  • Negarr

    10

    شک ندارم من وارد یه مرحله دیگه از زندگی میشم این رمان تموم نشده

    ۶ سال پیش
  • H

    7

    من خیلی کم رمان انلاین میخونم چون اصولازیادصبورنیستم امااین رمان عالیهههه فقط کاش طولانی تربودپارتاش

    ۶ سال پیش
  • ᴳᴴᴬᶻᴬᴸ

    2

    ینی من عاشق این دوتام خعلی خفنه تلافی کردناشون و اگ میشه اداقل روزی دوتا پارت بزارین بابا ما تا شما پارت بزارین از کنجکاوی مردیم😸👋

    ۶ سال پیش
  • محدثه

    5

    حامی کارت تمومه یعنیااااا میری اون دنیا و برمیگردی😂😂😂😂😂😑

    ۶ سال پیش
  • Samin

    4

    وای دمش گرم😂😂😂😂 ممنونم خیلی خوب بود😍😍

    ۶ سال پیش
  • آرمــان

    4

    آخ خدا من چقدر عاشق حال گیری این دوتام

    ۶ سال پیش
  • Negarr

    3

    این دو تا چرا انقدر چندش بازی درمیارن

    ۶ سال پیش
  • سپیده

    8

    به نظرم که رمان عالی و از اون دست رمانا نیست که بدون هیچ دلیلی عاشق هم بشن و از نظر من این رمان و جذاب میکنه و قطعا زمانی عاشق بشن عشقشون آبکی نیست ممنون از نویسنده عزیز❤️❤️

    ۶ سال پیش
  • نازنین

    8

    بدبخت حامی 🤦 ♀️

    ۶ سال پیش
  • Zarnaz

    6

    خدابه داده حامی برسه😅😅😅مثل همیشه عالییی ممنون😍😘ممنون نرگس جون😍😘

    ۶ سال پیش
  • الهه زندگی

    18

    بدبخت حامی 😂😂 این دیگه خیلی نامردیه 😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • اری

    13

    تو خودت رو بزار جا ارامش سوسک بندازن تو چاییت و خیس اب کنت چیکار میکنی منکه تلافی میکنم حالا هر *** روش خودش رو داره

    ۶ سال پیش
  • ساتیا

    11

    عاقاااا این نامردیه چرا اینجوری میکنه الاغ 😕 حداقل سفتش میکرد😂😂

    ۶ سال پیش
کپی شد!