شیرشاه - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت هشتاد و سوم :
بزاق دهانم را به سختی قورت دادم
چانه ام وصله ی انگشتانش بود و نگاهش گیر لب هایم.
نیشخند زد:
_دیگه با اون مرتیکه نرقص…
سر قلمو را روی گونه ام کشید
_بزار پرنس مهربون و آروم باقی بمونم سیندرلا!
هنوز هم تپش قلب داشتم.
آن قدر که حس میکردم فشارم افتاده…
این مرد اخر مرا میکشت
ارام از روی صندلی بلند شد.
دختر که تمام مدت تکیه داده به سطون پشت سرمان ایست
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
✌️
2ابلفض یه *** جدید و در نهایت یه شخص جدید خدا بخیر کنه 😍😍
۴ سال پیش...
0خو *** ننه رها رو ا خودش میخواد دیه😞
۴ سال پیشHASTI
2فقط حرفا و حرکت های آروی 😅 ضرب المثله عالییی بوود.آدرسه کیو میخوااااد.. یه خماری تازههه اومد😂 بیصبرانه منتظر پارت بعدیم واقعا این پارت عالی بود😍👌👌
۴ سال پیشSaniya
5علامت سوال بعدی رمان هم مشخص شد *** کی رو می خوااد؟؟ وای عشق بدون هیچ قانونی پابرجاست:)) ولی من از وقتی که اروی همه چیز رو بفهمه میترسم
۴ سال پیشخب بعدش؟
0معنی ضرب المثل؟
۴ سال پیشAfra
10Amor regge senza legge عشق بدون قانون پابرجاست :)
۴ سال پیشAfra
3معنای ضرب المثلی که آیسو نفهمید...
۴ سال پیش...
1ادرس کیو یعنی رها ک گف مرده پ ادرس کی؟😐
۴ سال پیشکیانا
4بزار پرنس مهربون و آروم باقی بمونم سیندرلاااااا😭😭😭😭
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مرسل
3کشته مرده این شدم که رفتین معنی ضرب المثل رو در آوردین... 🤝🏻😍