پارت هشتاد و هشتم :

بی حرکت ایستاده بودم و نگاهم بین ماهرو و آرامش می چرخید.
یک دفعه ماهرو با جیغ به کنار پایم اشاره کرد و گفت : سوسک.
سوسک زشت و بدترکیب کنار پایم بود و داشت شاخک هایش را با تمسخر برایم تکان می داد. حس می کردم دارد به ریشم می خندد.
قبل از آنکه حرکتی کنم، آرامش جلو آمد.
از کنار کمد یک لنگه دمپایی برداشت و کوبید در سرش.
با چندش نگاهش کرد، دمپایی را پرت کرد کنار کمد و گفت : جمعش کن.<

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Mahan

    5

    عالی حرف نداره دلم برا آرامش میسوزه با این نقشه ای که حامی کشید🤣🤣🤣🤣😅

    ۶ سال پیش
  • K

    7

    والا من از وقتی که رمان آنلایین می خونم صبرنداشتم کمتر شده اخه می خوام هر چه زودتر امروز بگذره روز بعدی بیاد تا پارت بعدی رو ببینم دگع کم کم دارم نگران عمر نازنینم می شم 😜رمانش عالیه متشکر از نویسنده

    ۶ سال پیش
  • سورا

    4

    چی شود؟😱سوسک مرده اونم تو چایی؟😨اوققق🤢ولی خوشم اومد ازت حامی از بسکه باهوشی پسرم فقط به بعدش هم باید فک کنی😉فک کنم اینبار خدایی دیگه جانکو تو رو میخوره یا ارامش جوری میزنت که نصف بره تو زمین🤣🤣🤣

    ۶ سال پیش
  • مهسان

    2

    وووییی حالم بدشد . همچنان منتظر واکنش ارامش جان هستم😁

    ۶ سال پیش
  • ایسو

    2

    تصورشم حالمو بهم میزنه🤢😫🤮 صد در صد این دفه آرامش حامی رو میده به جانکو

    ۶ سال پیش
  • بهار

    2

    نگران نباش بخیر میگذره😂😂

    ۶ سال پیش
  • الهه

    2

    زودتر عاشقانش کنین👽 نود پارت شد دیگع💔

    ۶ سال پیش
  • Negarr

    15

    دوستان دقت کردید این رمان های انلاین بجز سرگرمی به ما یاد میدن صبر داشته باشیم تا یه چیز خوب رو به دست بیارم من که یکی روزای اول سختم بود ولی الان صبرم بیشتر شده مرسی از همه نوسندگان😉😉😉😉

    ۶ سال پیش
  • هلینا

    18

    خدا لعنتت نکنه حامی حالت تهوع گرفتم بدبخت آرامش 😂😂😂😂تا دقایقی دیگر شهید حامی رو باید جمع کنیم ای ددم😂😂😂😂😂😂😂😂الفاتحه مع الصلوات😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • بهار

    5

    واییی من هلاک این نقشه های حامی شدم خداوکیلی😂

    ۶ سال پیش
  • دخترجنگل

    10

    اَی حامی خدا چی کارت نکنه حالمو بهم زدی،خدا کنه آرامش قبل از خوردن اون معجون حامی پز، اون سوسک بی پدر و مادرو میدید، (اووووووووق) 😖😫🤪😱🤮🤮🤮🤢🤮🤢🤮🤢🤮🤢🤮🤢🤮🤢🤮

    ۶ سال پیش
  • فاطوش

    13

    به به چه خوش مزه 😋 سوسک با اون شاخک هاش بره تو دهن ارامش😣

    ۶ سال پیش
  • هستی

    7

    جانکو عزیز منتظر صبحانه ات باش👊

    ۶ سال پیش
  • هانی

    10

    عفقققققققققق چای سوسکی😷

    ۶ سال پیش
  • شیطونک

    8

    به به چای با خون و ات اشغال سوسک مرده😋😋😋😋 چه شود خخخخخخخ

    ۶ سال پیش
  • باران

    10

    وااااا خدااااا اگه ارامش سوسکه رو ببینه این دفعه دیگه واقعا حامی جان غذا ببره میشه😀😀😀

    ۶ سال پیش
  • مبینا

    16

    وای بی صبرانه منتظر لحظه ای هستم که ارامش سوسک رو میبینه ای خدا چقدر این پارت خنده دار🤣و حال به هم زن🤮🤢بود😂😂

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️