پارت هشتاد و نهم :

زنجیر را داخل جیبم گذاشتم و پله ها را دو تا یکی رفتم بالا.
یادم افتاد دوربین ها را هم چک نکردم.
پشت در اتاقش ایستادم و سه تقه به در زدم.
صبر کردم تا جوابی بدهد، اما صدایش نیامد.
صدایم را صاف کردم و این بار همراه در زدن، صدایش زدم.
- خانم؟ ساعت هفته. بیدارین؟
سر و صدای کوچکی آمد و بعد صدای گرفته ی خودش به گوش رسید : بیدار شدم.
این را که گفت، لبخندی شیطانی زدم و رفتم پای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ارمــان

    7

    ای خدااااا😂😂😂😂😂😂😂😂وای وای 😜😜😜😜😜😜😜مردم از خن😂😂😂😂 ده😂😂یکی😂😂😂😂بیا😂د 😂😂😂منو 😂😂😂😂بگی😂😂😂ره😂😂

    ۵ سال پیش
  • کپیده قشنگو

    6

    دمت گرم حامی حقش بود

    ۵ سال پیش
  • فضولو بردن جهنم

    21

    بهله ارامش خانم داشیمون بلده فک نکن فقط خودت زرنگی ولی خب گناه داشتی😂

    ۵ سال پیش
  • ساتیا

    10

    انا الاهه انا الیهه راجعون خخ درست نوشتن مهم نیست مهم اینه که جوان خوبی بود او را ناکام می ماند😁😂

    ۵ سال پیش
  • حاتم

    6

    انا لله و انا الیه راجعون

    ۵ سال پیش
  • ساتیا

    3

    آهان مر۳۰😁

    ۵ سال پیش
  • آفرت( دایانا

    6

    عالی نرگسی بلاخره بعداز۴روزماموربت اعصاب خوردکن ازته دل خندیدم خداروشکرتنهازندگی میکنم والا اگ مادرم بودفک میکرددیوونه شدم😂دمت جیزانقدرخندیدم ازدست حامی وآرامش تمام غماموفراموش کردم دستت مرسی❤❤❤❤❤❤❤❤

    ۵ سال پیش
  • آفرت( دایانا

    9

    اتفاقابه نظرمن کار حامی خیلی اشتباه بوداین کارش ممکنه باعث سوحازمه بشه من خودم سر یه شوخی مضخرف یه ماه نتونستم درست حسابی چیزی بخرم آرامش هربلایی سره این موجوداضافی بیاره حقشه منم پشتشم والادمشم گرم😗

    ۵ سال پیش
  • Neda

    2

    بیچاره حامی الان میکشتش یعنی صحنه خیلی بدی بود سوووسم ذوق 🤮🤮🤮 من خودم الان حالت تهوع گرفتم آه

    ۵ سال پیش
  • Mahan

    6

    و اینک آرامش خانوم هم آبیاری میشود😅😅🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • دخی بی احساس

    11

    ایوللللللل حامیییییییییییییی😂😂😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • `-'

    8

    😂😂😂😂😂اوفففف آبیاریش کرد

    ۵ سال پیش
  • S.A

    9

    😂😂😂😂😂😂 وای چقدر خندیدم😂😂 از دست این دوتا😂😂😂 وقتی با کمر افتادن زمین و تا صبح درد داشتن شوخیه حتما دل و روده تو بالا بیاری هم شوخیه دیگه😂😂

    ۵ سال پیش
  • نِـگےنَـمــ

    5

    فقط میتونم بگم دمت گرم حامی😂😂

    ۵ سال پیش
  • پانیذ

    4

    رمان عالی هستش ممنون از نویسنده اگه میشه سریع تر پارت بعد رو بزارید جای حساسش تموم شد

    ۵ سال پیش
  • هلینا

    17

    مرگ جوان ناکام شهید حامی را به تمامی دوستدارانش تسلیت میگم 😢😢و به دوستداران آرامش تبریک 😁😁😁حامی و جانکو میخوره🐯🐯نه نه جانکو نه خود آرامش میخورتش👹👹😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • asal

    7

    موافقم باهات👍🏻😂😂😂👊🏻

    ۵ سال پیش
  • ب تو چ

    11

    الفاتحه😞🏴جوان خوبی بود😂😂

    ۵ سال پیش
  • محدثه

    10

    برای خورده نشدن حامی توسط ارامش صلوات😹💖👌

    ۵ سال پیش
  • لیلی

    8

    واای چقدر اینا باحالن

    ۵ سال پیش
  • دلسا

    6

    این آرامشم خود خواههه ها شوخی به این خری 🙄وا

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!