از خود رانده به قلم سنا فرخی
پارت نود و هفتم :
صدای آب تنها جوابی بود که دخترک گرفت؛ با استرس کنترل نشدهای سوی کیف سپیده دوید که گوشهی هال افتاده بود. زیپ کیف را باز کرد و با دستهای مرتعشش درونش را گشت.
مابین قرصهای مسکن و رسیدهای ته کیفش پوشهی آزمایشگاهی را بیرون کشید.
با اخم پوشه را باز کرد و متعجل برگههای درونش را بیرون ریخت.
نگاهی به حروف انگلیسی روی برگهها انداخت و گیجزده آنها ورق زد. عکسهای آندوسکوپ
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

سنا فرخی | نویسنده رمان
🥸😬چه جالب نمیدونستم همهی رمانها این طوریه😅 ولی خب سپیده که منفی نیست فقط زیاد اشتباه کرده! اگه دقت کرده باشید همه شخصیتهای رمان اشتباه دارن🙃
۴ سال پیشبند
2کاش کیان پیش هستی بمونه واسه همیشه
۴ سال پیش...
5من که عاشق این رمانم موضوع غیر قابل پیش بینی داره و این رمانو جذاب کرده و ایکه به قول کیان از این مادر و پدری مثل جاوید اصلا انتظار دختری مثل هستی رو نمیشه داشت
۴ سال پیشسیتا
4تو رو خدا اسم پارت گذاری منظم رو نیارید که میترسم این رمان هم پارت گذاریش نامنظم بشه
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
😂واقعا خودمم تن و بدنم میلرزه... امیدوارم که این اتفاق نیوفته و از رمان راضی باشید♥️
۴ سال پیشدخترای من
4وای مرسی نویسنده جان عالی بود 🥺
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
ممنون از همراهیتون🌸
۴ سال پیشتی تی
3بی نظیرید نویسنده جان عالی بود🌹
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
لطف دارید🌹
۴ سال پیشSweet
3عالی بود خسته نباشی🧡
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
خیلی ممنون😍
۴ سال پیششیرین
8چقدر هستی مظلوم هستش نویسنده عزیز ممنون که به خواننده ها احترام میزاری و پارت گذاری منظم داری قلمت مانا عزیزم🌹
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
متشکرم امیدوارم تا پایان راضی باشید🌸
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

یآرآ
3ی سوال. چرا توی تمام رمانها مادر یا پدری ک به هر دلیل چهره منفی داستانه. به بیماری تومور مغزی و سرطان دچار میشه؟!