پارت صد و بیست و چهارم :

***
صدای زنگ آیفون بلند شد و مارال گفت:
- شمیم... دخترم، کامیار اومده. آماده‌ای؟
شمیم بی‌حوصله شال را روی سر انداخت و موهای پریشان کنار صورتش را هُل داد زیر آن؛ کیفش را روی دوش انداخت و از اتاق بیرون رفت. نیم‌نگاهی به اسد و مارال که روی مبل نشسته بودند انداخت و زیر لب «خداحافظ» آهسته‌ای گفت. تا پشت در سالن رفت. خم شده و مشغول پوشیدن کفش‌هایش بود که اسد سمتش آمد. دخترک کمر راست کر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سیتا

    3

    اهوووووو چه خبره الان دیگه میخواد چیکار کنه جهانیار رو نابود کردن رفت چیزی ازش نموند

    ۴ سال پیش
  • دلنیا

    1

    وایی چه بد شد همه چی

    ۴ سال پیش
  • ااا

    3

    سلام نگار جان مثل همیشه عالیه ممنونم.. فقط رمان های دیکه هم داری ک انلاینی نباشه تا برم اونا هم بخونم. هرچه رمان انلاین از نگارجان بوده خوندم..

    ۴ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان

    سلام عزیزم، ممنون از لطف و همراهی شما و سایر عزیزان. تمام رمانام، آنلاین و آفلاین داخل همین برنامه و همون لیستی هست که بعد از پارت نشون داده شده.

    ۴ سال پیش
  • ااا

    2

    سلام ممنونم همش خوندم هرچه اینجا هست واقعا عالی هست تمام رمان هاتون

    ۴ سال پیش
  • رکسانا

    4

    دلم برای جانان سوخت... کامیار خیلی خوب شخصیت جانانو توصیف کرد کاش جهانم به همین اندازه جانانو می شناخت... جهان زود جانانو قضاوت میکنه بعد الان از نفرتش ناراحته

    ۴ سال پیش
  • ااا

    2

    سلام جانان هم خیلی خطا کرده به حرف خانواده اش نیست.. خب جانان هم طوری برخورد کرد ک جهان فکر کار اون هس.

    ۴ سال پیش
  • رکسانا

    3

    سلام آره میدونم خطاهاش زیاده ولی با همه ی این خطاها و رفتارا آزارش به کسی نمیرسه... کاش جهانم اینو میدونست و اونقدر تند نمیرفت

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    3

    ای داد بیداد🥺

    ۴ سال پیش
  • رویا

    4

    تو رو جون جدت زودی زود بقیه اشم بذار خواهش میکنم

    ۴ سال پیش
  • زهرا

    4

    من که گفتم کار فرشته است حالا معلوم نیست میخواد با شمیم چیکار کن چقدر احمق کامیار که عقلش را دست فرشته داده

    ۴ سال پیش
  • نفسم

    7

    خیلی بی شعوری کامی😭جهان حقش نبود..چرا ادم های خوب همیشه باید ضربه ی خوبی هاشون را ببینن

    ۴ سال پیش
  • اسرا

    4

    جالبه

    ۴ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️