از خود رانده به قلم سنا فرخی
پارت نود :
***
صبح دم برآمد و آفتاب بر کوچه پس کوچههای شهر تابید... شهر در روزِ پاییزی پر از غوغا بود و هرکس مشغول کاری، در خیابان ها پرسه میزد. رهام بیرمق ترمز دستی ماشین را کشید و همان طور که ورودی بازار را نگاهی میانداخت گوشی را به دهان نزدیکتر کرد و گفت:
- یاشار باهاش حرف زد! من که نمیدونم... الان هم دارم میرم پیش بابا.
پدرام با یکدندگی حرف خودش را میزد:
- پسر خوب بابای تو این
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
F
4هستی خیلی گناه داره کاش جدا نشن..
۴ سال پیششادی
4وای کی تمام میشه کشت مارو
۴ سال پیشتابان
9نویسنده جان واقعا اگه هستی و کیان رو ازهم جدا کنی خیلی بد میشه بقول دوستان هستی بوده که همه جوره با هر شرایطی کنار کیان حاضر بود
۴ سال پیشگل سرخ
9این وسط رکساناهم گناه داره اماالان هستی زن کیان هست نه رکسانااگه کیان هستی روطلاق بده نامردیه
۴ سال پیشبتی
6درست میگید نامردیه من با شما موافقم
۴ سال پیشزیبا
8هستی همه جوره کنار کیان بودبا بداخلاقی با بی توجی کیان، کیان غرورهستی رو خیلی راحت خوردمیکرد ازدواج بارها زد توسر هستی به نظر من واسه جبران نباید جدا بشن، حالا هرکسی دیگه بود زبون دارازی میکرد به کیان
۴ سال پیشدخترای من
6فکر کنم نمیره حداقل تا تکلیف هستی مشخص نشه جاوید خییییییلی پروتشریف دارن 🤬🤬🤬🤬
۴ سال پیش۱۸
5وای چه پیچیده شده... آره اگر جدا بشن داستانو بد میکنه فقط امیدوارم پایان خوشی داشته باشه.. خانم نویسنده گفتن داریم به پایان نزدیک میشیم اینجور که پیداست کیان میره دنبال رکسانا،
۴ سال پیشتینا
7اینجور که پیش میره و رکسانا داره میره کیان میره دنبال رکسانا واز هستی جدامیشه ولی ازنظر من اگر از هستی جدا بشه خیلی بد میشه
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مدیسا
3هستی جدا میشه، ولی از نظر من جدایشون از جذابیت داستان کم میکنه باید باهم بمونن