از خود رانده به قلم سنا فرخی
پارت هشتاد و نهم :
شلاق باران روی پنجره میخورد و شنیدن صدای صحبت پدر کیان را ناممکن میساخت. روی تخت دراز کشید و موهایش را از بند کش رها ساخت. خرمن موهای خرمایی رنگش را با دست پراکنده کرد و همان طور که اشک را از سوک چشمش پاک میکرد به پهلو غلتی زد.
نمیشد تا ابد زندگیاش را وسط زندگی کیان بسازد، باید کاری میکرد... هنوز در این امید واهی بود که جاوید زندگی ویرانهاش را از نو بسازد؛ اگر میشد! اگر میپ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

سنا فرخی | نویسنده رمان
دوست عزیز بنده تحقیق کردم فرزند در ازدواج موقت همون حقوقی که در نکاح دائم معین شده بهش تعلق داده میشه. چیزی که شما فرمودید برای حق الارث همسر موقته🌹
۴ سال پیشدخترای من
3فکر کنم جدا نشن 😏
۴ سال پیشتی تی
2خیلی پیچیده و درهم شده به نظرمن باید زود داستانو تمام کنه چون ادامه داربشه کیفیت داستان از بین میره
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
اگر بشه دیگه داریم به پایان نزدیک میشیم🌹
۴ سال پیشامیر
2آخر داستان چی میشه بیاید باهم نظر بدیم خواهریا
۴ سال پیشبتی
3ای جانم هستی دخترمون خانم شده کیان انتظار داشت مثل سری پیش بغلش کنه ولی دخترمون خانم شده بمونید سرخونه زندگیتون
۴ سال پیشسیتا
5خونه کیان تصادف کرده حالا اومده خونه هستی
۴ سال پیش....
3فک کنم منظورش اینه که ماشینش حکم خونشو داره،مثلا عشق داره ولی پیشه عشقش نیس یا زن داره ولی پیشه زنش نیس،کلا اوضاع قاطی پاتی ای داره این کیان موحد
۴ سال پیش۳۵
12هستی و کیان نباید جدا بشن
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

رها...
0با اجازتون بچه ای که از ازدواج موقت یا همون *** متولد میشه تا وقتی که رسمی نشه حق الارث نداره...!!!