از خود رانده به قلم سنا فرخی
پارت هشتاد و هفتم :
تایی به ابرو داد و حق به جانب پرسید:
- کی گفته من همهچیز رو سر اون خالی میکنم؟
بردیا چیزی نگفت ولی او فکر کرد... به روزهایی که همهچیز را سر او خالی کرده بود! چند بار پیش آمد که دختر بچه بی آن که بداند نقشش چیست درگیرِ حال بدیهای کیان شده بود؟
- خسارت ماشین چی میشه؟
بردیا که او هم در فکر بود فرمان را منحرف کرد و لب زد:
- تو نگران نباش! خودم حلش میکنم.
پلکش را بست، اما
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
اسرا
1عالیه
۴ سال پیش?
5هستی کیانو دوس داره:)
۴ سال پیشملی
4حالا کیان بره بلاخره هستی از کیان جدامیشه چون مشخصه
۴ سال پیش?
3کیان نمیره به خاطره روکسانا،حالا اتفاقی میوفته که کیان نمیره اینجا روکسانا دخالت داره
۴ سال پیش۰۰۰۰۰
6کیان داره خودخواهانه فکر میکنه فقط به فکر حال خودشه اصلا منطقی نیست
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آفتاب
10کیان یقه یاشارومیگیره زنم زنم میکنه غیرتی میشه ،بعد خیلی راحت میگه من میرم جاوید خرج هستی رومیده، عجب...