از خود رانده به قلم سنا فرخی
پارت هشتاد و چهارم :
با خنده از مادرش فاصله گرفت و زیتونی از کاسه برداشت و در دهان گذاشت.
- جدی میگم!
مهوش رو گرفت و با تکان دادن سر تاسف از کنارش گذشت.
- من بهش گفتم باید با یزدان و یاشار مشورت کنم.
یاشار تک خندی کرد و پشت میز نشست. با لودگی گفت:
- به کی گفتی؟ بابا خدابیامرز؟
زن پشت چشم نازک کرد و دیس لوبیا پلو را مقابلش گرفت.
- خانم فرهی رو میگم!
ظرف را از مادرش گرفت و روی میز گذاشت؛
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
:)
1عجبببب اصلا مگه کیان به هستی دستم زده؟! با گرده افشانی باردار بشه😐🤦 ♀️😂
۴ سال پیشهلیا
0سلام ثنا جون عزیزم تلگرامتون واسه من نمیاد راهنمایی میکنید
۴ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
سلام وقت بخیر آدرس تلگرام، آیدی شخصی من هست. میتونید همراه با @ توی چت تلگرام(پیامهای ذخیره) ارسال کنید بعد وارد لینکِ آیدی بشید.
۴ سال پیش۶۸
0احتمال داره هستی بره با رکساناصحبت کنه وبگه که ازدواجشون صوری بود ومعامله که دکسانا قانع بشه وسپیده بمیره هستی هم تنها به زندگیش ادامه بده
۴ سال پیشهلیا
0سلام عزیزم خوبید لطفا جواب منوبدیدعزیزم آیدی تلگرامتون واسه من نمیاد راهنمایی میکنید سپاسگزارم
۴ سال پیش1989
1وای خدا کاش رمان پایان خوش داشته باشه رمان غمگین و زیباست فقط پایانش خوش باش دل ماهم خوش بشه اولین رمان آنلانی هست که میخونم
۴ سال پیشدیبا
0آخی فقط هستی بیشترین ضربه رو هستی میخوره
۴ سال پیشRahs
1نظرمن اینه که کیان و رکسانا میمیرن این یه احتماله
۴ سال پیش...
1😐😂این کیان با خودش چند چنده
۴ سال پیشدخترای من
3خوب بالاخره اسمش توی شناسنامه ی هستی هست باید غیرتی بشه من که میگم شاید کیان دلبسته ی هستی شده چرا دلم برای کیان و هستی و رکسانا میسوزه از جاوید بدم میاد 😤
۴ سال پیشبهار
7آخر هستی مال یاشار میشه وکیان که تازه عاشق هستی میشه پشیمون میشه چرا هستی رو از دست داد مجبور برمی گردد به عشق قدیمی رکسانا
۴ سال پیشفافا
11این کیان معلوم نیست با زندگیش چی کار میکنه هم خودش رو بدبخت کرد هم رکسانا
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Raha
0احتمال داره هستی از کیان باردار بشه بعد کیان بمیره