پارت هفتاد و دوم :

همگی سمت دکتر رفتند. مرد میانسال، ماسکش را برداشت و نگاهش روی چهره‌های نگران و پرسشگر آن‌ها چرخید.
- چی شد؟ حال پسرم چطوره؟
فرنگیس بود که با آشفتگی این را پرسید و دکتر در جوابش گفت:
- خوشبختانه به خیر گذشت. فعلا عمل موفقیت آمیز بوده، امیدوارم بعد از به هوش اومدن هم شرایط خوبی داشته باشه.
***
فرهاد پلک‌های سنگین و خسته‌اش را به سختی باز کرد. احساس تشنگی شدیدی داشت. همه جا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • :|

    7

    این فرنگیس چه منتی میذاره.مثلا اگه نمیموند پیش فرهاد و دختراش کجا میخواس بره این شوهر مرده؟وظیفشو انجام داده.راحیلم با مادرشوهر فلج و خواهرشوهر احمقش یجا زندگی میکنه، موندم واس چی بااون پلیس بی عقله.

    ۴ سال پیش
  • @

    15

    خیلی بده پشت سر مادر همچین حرفی بزنی ،فرنگیس وظیفه ای نداشته هرچه برا بچه ها زحمت کشیده لطف کرده وظیفه بچه ها به گردن مادر خودشون بوده که اونم فرار کرده و زیر بار مسولیت بچه ها نرفته،با انصاف باشیم🙏

    ۴ سال پیش
  • S_a_ra

    3

    حاجییی بیا بخورش ننه هه رو ،ببخشیدا ولی اگه فرنگیس میخواس پسرشو ول کنه فرهاد اواره میشد نه فرنگیس چون خونه مال فرنگیسه.معلوم نی از کجا عصبیی اومدی سر شخصیتا بدبخت خالی میکنی ریلکس باش

    ۴ سال پیش
  • Zzzz

    6

    نمیدونم چرا به شیدا حس خوبی ندارم همش فکر میکنم میخواد امیرعلی رو یه جوری پیش شیوا خراب کنه

    ۴ سال پیش
  • تی تی

    31

    به نظرم شیوا وشیدا هرچقد قهرکنن دلخورباشن حقشونه،دلارام و فرهاد باید یک عمرتاوان بدن،وقتی اختلاف داشتن نبایدبچه دار میشدن نه یکی اونم دوتا،آخه تاکی باید چوب حماقت والدین رو بچها بخورن؟این انصاف نیس😔

    ۴ سال پیش
  • //

    19

    اون که 100%. من از هون اول میگفتم دلی و فرهاد رسما *** اخه انقد اینا هول بودن، الابختکی و زود ازدواج کردن حالا بدرک فوقش طلاق میگرفتن ولی چرا دوتا بچه بدبختو انداختن وسط که اینجور پیچیده شه. بیمغزا

    ۴ سال پیش
  • N

    10

    میدونی دلم واقعا براشیوا میسوزه که تلاشش بیهودست 💔مگه اینکه یه جوری ریما حذف بشه،ریماهم حذف بشه باز امیرعلی هست که به ریماربط داشته،امیدوارم شیدابا این اخلاق مزخرفش بزاره امیرعلی واسه شیوا بمونه

    ۴ سال پیش
  • تی تی

    11

    دردبزرگ برا شیوااینکه میدونه پافشاریش برای خانواده داشتن بیهودس ولی بازم میخوادخودشو گول بزنه و تلاش کنه،واقعاچرا فرهاددنبال دلی نرفت؟چرا نزاشت باشهرام ارتباط داشته باشن؟شاید می فهمیددلی پشیمون شده😔

    ۴ سال پیش
  • سیب

    5

    مطمئنا فرهادم تو رفتن دلی مقصر بوده،آدم وقتی زندگیش رو ول میکنه میره که به یه زندگیه بهتر از قبل برسه،ولی دلی بهتر که نشد هیچ بدترم شد،شاید فرهاد به خاطر سن کمش واقعا بهش بی توجه بوده که دلی رفته

    ۴ سال پیش
  • >>>

    12

    مگه دلی رف امریکا؟ دلی رف نه برای زندگی بهتر فقط چون نمیخواست مثل یه ادم بزرگ مسئولیت اشتباهشو بعهده بگیره و سرزنششو بشنوه.مثل یه بچه.فرهادم جوون بود مثل دلی مسئولیتای زندگی رودوش اونم بود ولی وا نداد

    ۴ سال پیش
  • //

    9

    عزیز شرایط زندگیشون سخت بود چون بچه داشتن.نمیشه واقعا رو سر فرهاد خراب شد،خیلیها تو شرایط دلی یهمچین اشتباهاتی نمیکنن.بهرحال تاوان داره.موندم چرا والدین دلی بچه ها رو نگه نمیداشتن؟ یا کمک مالی نکردن؟

    ۴ سال پیش
  • //

    4

    حالا اینا رو ولش دیگه بحث راجع به این موضوع و جانبداری از فرهاد و دلی تکراری شده. هرکسی متناسب با اشتباهاتش سختی کشیده تامام. دیگه بیخیال. از اینجا به بعدو بچسبین.

    ۴ سال پیش
  • //

    5

    میگم فک کنم اینجا یسری ها بچه بزرگترن با دل پر که خاربرادر کوچیکترشون با لوس بازی وسایلشونو میگیره :).شیدا امیر رو از شیوا بگیره مگه اسباب بازیه؟ :) ملت از خودشون اختیار دارن.شیداام یقه کسی رو نگرفته.

    ۴ سال پیش
  • مارال

    6

    البته که نمیشه کسی رو به زور گرفت اینو خود شیدا هم میدونه و ناراحتیش واسه همینه اما بین این همه مشکل اینم با این کاراش داره یه مشکل دیگه ایجاد میکنه

    ۴ سال پیش
  • Saghar

    19

    شیدا دیگه داره خیلی شورش و درمیاره و خودشو لوس میکنه.بابات چاقو بخوره بهش نری عیادتش بیای خونه برای پسر مردم گریه کنی؟ی عشق ساده نوجوونی این حرفارو نداره ک😐خدایا منو شپش کن

    ۴ سال پیش
  • مارال

    7

    وای دقیقا😂

    ۴ سال پیش
  • ...

    4

    به نظرتون نویسنده نظرای مارو میخونه؟

    ۴ سال پیش
  • سوگی

    5

    حتما میخونه.نظرات خواننده مهمترینه واسه نویسنده.البته بعضی از نویسنده ها 😐احترام میزارن

    ۴ سال پیش
  • ---

    3

    اره. میبینه وقتی سوال داریم جواب میده. ولی کلا اگه میخونه موندم چجوری سرسام نمیگیره از این حجم از تناقضات تو نظرات.

    ۴ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان

    نظر همه برام محترم هست اینو مطمئن باشید داستان هر طور پیش بره باز اختلاف سلیقه زیاده و عده ای ممکنه مخالف باشن. من تمام تلاشم رو می کنم بهترین نوشته ی خودم رو ارائه بدم و جانب داری از هیچ شخصیتی نباشه

    ۴ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان

    سلام دوستان عزیز بله تک تک پیاماتونو می خونم و از همراهی و نظراتتون ممنونم مهربونا

    ۴ سال پیش
  • ...

    4

    نویسنده جون اگه نظرات رو میخونی بیا و یکاری کن..همینجوری رمان جلو بره اعصاب برا ما نمیمونه،همش باید حرص اینو بخوریم که این همه بدبختی دارن..لطفا اگه میشه روزای بیشتری رو تو هفته پارت بزارید🙂🙃

    ۴ سال پیش
  • S_a_ra

    12

    شرافتا حالا اگه من یکی از این کارا شیوا و شیدا رو میکردم الان دور از جون تک تکتون *** بودم اونم به دستا ننم انوق اینا یکیشون ارامبخش میخوره یکیشون زندگی رو ول کرده رفته پیش دایی و ننش،لوس لوس لوس

    ۴ سال پیش
  • //

    6

    همینو بگو.اخیش بالاخره یکی حس منو داشت.من اینجا سعی میکنم عین یک ادم بزرگ باشعور جفت اینا رو درک کنم،انتقاد کنم و از این چرت و پرتا ولی حقیقتا خیلییییی اینا لوس ان یعنی عوق.

    ۴ سال پیش
  • ساناز

    9

    من فکر میکردم الان شیدا از پدرش پرستاری میکنه ولی زی خیال باتل پرستاری که نکرد هیچ رفت پیش دلارام

    ۴ سال پیش
  • ب

    13

    شیدافقط به فکر عاشقی خودشه چقدر بده نه مادر، خواهر پدر تمام گریه حال بدش بخاطر این امیر علی نمخوادش ،از شیوابدش میاد شیوا بی تقصیر خودش همیشه برای امیرعلی درست میکردتوجه اون جلب بکنه شیوااینکار نمیکرد

    ۴ سال پیش
  • ساره

    9

    آفرین اینو خوب اومدی منم دلم واسه اون شیدای اول رمان تنگه

    ۴ سال پیش
  • سوزان

    9

    خداروشکر فرنگیس هست فرنگیس نبود همه رو آب میرفتن، این چه اخلاق گندی بود شیدا از خودش نشون داد وقتی با ازدواج پدرت مشکل نداری این حرکتا چیه من موندم این وضعیت شیر توشیر قرار چجوری درست بشه

    ۴ سال پیش
  • س

    4

    بابات زن بگیره حالت چطورمیشه اونم پنهونی؟ باید به شیدا زمان دادتا خودشو جمع جور کنه اون بخاطر اینکه یاد امیر علی افتاده نه ریما جان ناراحته سوزان جان قصه نخور هنوزم طرفداره ریماست

    ۴ سال پیش
  • سوزان

    7

    عزیزم بحث طرفداری نیست زمانی باید از زن گرفتن بابات ناراحت شی که عاشق مامانتی مثل شیوا، شیدا که گفت حتی مامانش هم یادش نمیاد و دوسش نداره بعدش مگه قرار امیرعلی دائم بیا اونجا تازه شیوا که نیست نمیاد

    ۴ سال پیش
  • ..

    14

    من مخالف شیوا نیستم ولی اینکه شیوا این همه سال کنار پدرش بزرگ شده پدرش هم چقدر اونو دوست داره به راحتی رها کرد رفت کنار مادرش که بعد از این همه سال برگشته حالا به هر دلیل خیلی بی منطقی برای من قابل پ

    ۴ سال پیش
  • فاطمه

    8

    دلم تنگ شیوا شده کاش ازون بنویسی ببینیم حالش چطوره

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    8

    آفرین مامان فرنگیس 👏 پس کی سعید میاد شیدا رو از غصه در بیاره 🤔 یعنی عالی 👌

    ۴ سال پیش
کپی شد!