پارت هفتاد و سوم :
باران باریدن گرفته بود و غرش ابرها دل دخترک را میلرزاند. صدای قیژ قیژ برف پاککن در سکوت سرد ماشین، روی اعصابش خط میکشید و نگاههای گاه و بیگاه رانندهی جوان از آینهی ماشین آزاردهنده بود. نگاهش کنجکاو بود و انگار در چشمهای سرخ و صورت رنگ پریدهی شیدا دنبال جواب سؤالش میگشت. تاکسی مقابل خانهی شهرام متوقف شد و شیدا نفسی از سر آسودگی بیرون داد که بالاخره به مقصد رسیده و میت
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
N
7نویسنده جون قلمت خیلی عالیه،ممنون که به وقت پارت گذاری میکنین💜💙💚 اولین رمان آنلاینی که میخونم و واقعا لذت میبرم،خیلی خوب همه جوانب رو درنظر میگیرین میشه بگیدکلا چند پارت داره البته اگه میشه🤭🙃
۴ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان
ممنون از محبت شما و سایر دوستان🌹 عزیزان رمان آنلاین اصلا مشخص نیست چند پارت بشه و کی تمومش کنم چون در حال تایپه
۴ سال پیشسلنا
7چرا نویسنده داره شخصیت های خوب رو خراب میکنه اون از ریما که رفت اینم از شیدا چرا اینقدر بدجنس شده شیوا هرچی بود حداقل خواهر خوبی بود اصلا نمیتونم سعید رو کنار این شیدا تصور کنم نویسنده جواب گوباش چرا
۴ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان
عزیزم من نمی خوام از هیچ شخصیتی یک قدیسه بسازم.هیچ آدمی بدون خطا نیست و گاهی از سر خشم، هیجانات، احساساتی شدن یا... کاری انجام میده که شاید بعد پشیمون بشه، دلیل بر بد بودن آدما نیست
۴ سال پیشساناز
4من که واقعا رد دادم و نظری ندارم و امید و ارم که همه چی به خوبی خوشی تموم بشه و دل کسی تشکنه
۴ سال پیشسارا
22چقد شیدا بدجنس و لوسه شیوا هر چی که بود هوای خواهرشو داشت ولی شیدا چی؟!
۴ سال پیشمارال
24آخ گفتی سارا جون بالاخره یکی پیدا شد که با من هم نظر باشه این شیدا خیلی خودخواهه فقط بلده شعار بده این همه سال به شیوا میگفت که مرگ مادرشونو قبول کنه بعد الان خودش نمیتونه حقایق زندگیشو قبول کنه
۴ سال پیشسارا
11دقیقااا باهات موافقم
۴ سال پیش>>>
7خب الانم شیدا قبول داره نمیتونه با امیر باشه فقط واقعیتو به شیوا گف. خب که چی بالاخره که شیوا میفهمید. شیوا اگه واقعا عاشقه، همینجوری امیر رو بخواد. میتونن راهشونو جدا کنن از بزرگترا،همین الانشم کردن.
۴ سال پیشمارال
11بله ولی قبول نداره که امیرعلی عاشق خواهرشه و خوشش میاد که بینشون خراب بشه شیوا هم البته که واقعا عاشقه و امیرعلی رو میخواد الانم بیخیالش نشد فقط دچار شوک شد که خب اینم طبیعی بود
۴ سال پیش?
5دوستان خواهشا اینجوری برخورد نکنید درسته بدجنسی کرد ولی آخرش که شیوا باید متوجه موضوع میشد پس فرقی نمی کرد که کی متوجه میشد هروقت می شد عکس العملش همین بود
۴ سال پیشمارال
12بله اما اگه توسط شخص دیگه و با توجه به عکس العملش موضوع بهش گفته می شد فرق می کرد تا یکی مثل شیدا بیاد و با بدجنسی و سواستفاده از نقطه ضعفش موضوع رو بهش بگه
۴ سال پیش۹
3حالا خداروشکر رمانه واقعیت نداره ولی اگه راست بود شماها چیکار می کردین
۴ سال پیشمارال
9درسته این رمانه و واقعیت نداره اما نظرات زیر هر پارت هم واقعیت نداره؟ اونایی که این نظراتو میدن واقیعین و تو زندگی واقعی هم همین نگاه سطحی رو به افراد دارن که باعث وجود ناحقی های زیادی میشه
۴ سال پیشتی تی
6خیلی خوبم واقعیت داره آدم دوبهم زنو از آب گل آلود ماهی بگیر همیشه همین جاهاسر وکلش پیدامیشه،اگه من جا شیوابودم و بعدامی فهمیدم شیدااز قصد این کار رو کرده به بهترین حالت ممکن حالشومیگرفتم جوری که تا..
۴ سال پیشمارال
5کاملا موافقم... رمان واقعی نیست اما امثال این شخصیتا تو واقعیت وجود دارن
۴ سال پیشتی تی
10گفتن داریم تاگفتن.شیدااخلاق شیوارو خوب بلده میتونست اول آمادش کنه نه اینکه شیوارو هیزم کنه خودشم کبریت زیر آتیش. کاملامعلومه ازشیدا خواهری برا شیوادر نمیاد که اگه اینطوربوداین همه سال خودشونشون میداد
۴ سال پیشمارال
9مثال خیلی خوبی زدی تی تی دقیقااا هدف شیدا آتیشی کردن شیوا بود حتی نزاشت دلارام بهش سر بزنه مثلا اگه شیوا به دلارام می پرید و دلارام ناراحت میشد برای شیدا خیلی مهم بود؟؟؟ با بدجنسی کامل رفتار کرد
۴ سال پیش:)
8احتمالا شیوا بعد از فهمیدن قضیه به خودش آسیب رسونده برای همین درگیر اونن واگر نه شیدا میومد پیش فرهاد اون که با ریما مشکل نداره مشکلش امیرعلیه چون صحنه اخر صدای شکستن اومده...
۴ سال پیش---
6وقتی نظرات رو میخونم حس میکنم اکثرا تو میدون جنگ ان. سمت یه شخصیت رو میگیرین، سمت بقیه شون خمپاره پرتاب میکنین. این همه نفرت و غیظ از کجا میاد....
۴ سال پیشسیب
9اینکه این نفرت و جبهه گیری از کجا میاد مهم نیست بیا اینو بگیر 🪖 بزار رو سرت تا خمپاره به شمام اصابت نکرده
۴ سال پیشمارال
12بقیه رو نمیدونم اما غیظ من از نگاه ظاهربین مردمه که با این دید تا به امروز طرف شخصیت شیدا بودن و سمت شخصیت شیوا خمپاره پرتاب کردن این مردم با همین دید تو جامعه هرروز بقیه رو ناحق قضاوت میکنن
۴ سال پیشم
5دلارام وقتی قضیه شیوا وامیر علی بفهمه (چون دلیل بیماری امیر علی مرگ والدین هست باز عذاب وجدان) باعث میشه شیوا رو راضی کنه امیر علی ببخشه وبا اون ازدواج کنه وهمچنین ریماوفرهادو ببخشه وبره پیشه اونا
۴ سال پیش//
13والا این قضیه حسادت و رقابت بچه کوچیکا نسبت به بچه بزرگا همیشه بوده و هست.میدونم بدجنسی بود ولی اصلا تعجب نکردم.ولی شیوا علاقه هاش شرطیه نمیفهمم چه فرقی داره زن بابا کیه؟امیرعلی رو میخوای یا نه؟
۴ سال پیشتی تی
6کجا شرطی بود؟شیوا تا امشب نمی دونست زن باباش کیه.کی شرط گذاشت..بعدشم امیرعلی و شیوا خودشون ازعلاقه هم بهم باخبرن.شیوا که تو دوسه پارت قبلی تا اسم امیر علی میومد لبخند داشت الان نمی فهمم کجاش شرطی بود
۴ سال پیشمبین
10اولاً رفتار شیدا و شیوا کاملا طبیعی و اگر غیر از این بود جای تعجب داشت.هر چند که مادرشون نبوده ولی حس مالکیت به پدر و.... واقعا سخته ثانیاً شیوا هم حق داره چون توقع نداشت ریما باشه. عالی نگار عزیز♡
۴ سال پیشدخترای من
10شاید اگر ب بچه ها میگفت اینطوری دخترا اذیت نمیشدنداز شیوا انتظار این کار میرفت ولی از شیدا نه خیلی دلم برای فرهاد سوخت 🥺😔 واقعا حرفاش حقیقت داشت 😔
۴ سال پیش//
14اوخی باباها معمولا رو دختراشون حساسن.
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شفق
2تو بی نظیری نویسنده جان پایدار باشی گلم👌