پارت هفتاد و یک :
***
فرهاد و امیریل هر جایی که به ذهنشان میرسید را دنبال ریما گشتند. گاهی بحثشان میشد و گاهی سکوت میکردند. گوشی فرهاد شارژ تمام کرده و خاموش شده بود. ساعت نزدیک به یازده شب بود که گوشی امیریل زنگ خورد. امیریل ماشین را کنار خیابان متوقف کرد و فرهاد کنجکاو به او چشم دوخته و گوش به مکالمهاش تیز کرده بود تا بلکه خبری از ریما شود.
- الو... سلام.
اندکی مکث کرد و ابروهایش به هم گره
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
دخترای من
0وای شیوا چطوری فهمید 😤 فرنگیس و شیدا چطوری فهمیدن بیچاره فرهاد تو بیمارستانه 😤🥺
۴ سال پیشگل سرخ
1یعنی چه ریمافرهادآدم بزرگن مدیریت لازمه یعنی چه فرهادبچه داره ریماکه بچه نداره ریمااولین بارشه ازدواج کرده بچه می خواد
۴ سال پیش//
4نه منظورم این بود نباید سورپرایز شن. باید تصمیم بگیرن و درجریان باشن دارن بچه میارن.اگه ریما یهویی حامله شه میشه مثل رمانای دیگه جالب نیس. اینا جوون بیتجربه نیسن،تو این بلمبشو فعلا وقت حاملگی نی.
۴ سال پیشسیب
10من جای فرهاد بودم ترجیح میدادم حالا حالاها تو بیمارستان بمونم و بهوش نیام تا از غضبه بقیه در امان باشم🤣 بنده خدافرنگیس اینهمه بچهای فرهادرو تر وخشکشون کرد اونوقت باید تو بیمارستان واین وضعیت بفمه
۴ سال پیشتی تی
3منکه مغزم دیگه ارور میده..به قول بهتاش من دیگه رد دادم😂 حامله نباشه خواهشا چیه تا میره داستان به یه جا برسه زارت حامله میشن اون وقت میشه مثل رمانی دیگه..خدایی ریما بجا حرف نزد که هیچ بدتر گند زد😑
۴ سال پیشرها
2بیچاره فرهاد نویسنده جون این اخرین اتفاق بد براش باشه بعد این خوشحالش کن
۴ سال پیشسیب
5کی مثل من حدس میزنه دکتر سبز پوش نامزد سابق ریماست؟ از اونجاکه این رمان پر از بدبختی و گره تو گره هست میگم یکی نبود بگه ریما اصلا آدمی نیستی بجا حرف بزنی..آخه تو این وضعیت فرهاد وقت گفتن بود؟؟؟؟
۴ سال پیشسوزان
3اگر دکتر نامزد سابق ریما باشه که داستان جذاب تر و هیجانی تر میشه ولی ببخشید چرا میگید بجا حرف نزده بنظرم خوب کرد گفت الان فرنگیس و شیدافک نمیکردن این زن اون موقع شب اونم تو ماشین فرهاد چیکار داشته؟
۴ سال پیشگل سرخ
3یدفعه ای ریماداخل بیمارستان حالش بدبشه بفهمن حامله هست خیلی بدمیشه تازه فهمیدن ازدواج کردنه بعدابچه هم بیادوسط
۴ سال پیش//
4دکتر سبز پوش نامز سابق ریما؟ خب هرچی حدس زدیم غلط شد اینم روش ولی اخه بی انصافیه چن تا شوک تو یه صحنه....ریما هیچ وقت حامله نیس.مسخرس اگه باشه، اونو فرهاد ادمای خیلی بزرگین یعنی بلد نیستن مدیریت کنن؟
۴ سال پیشs
6بیچاره فرهاد مثال بارز یکی از در میخوره یکی از دیوار و ریما هم اومد ابروشو درست کنه چشمشو کور کرد،دیگه فرارت چی بود باید از زندگی حقتو بگیری با فرار چیزی درس نمیشه اگه درس میشد الان دلارام خوشبخت بود
۴ سال پیشم
5دلارام حداقل با رفتنش فرهادو بکشتن نداد این ریما کلا از زندگی ساقطش کرد از اول شوم بود
۴ سال پیش---
11من از اول رمان فکر میکردم فرهاد یطوریش میشه تا شیوا قدرشو بدونه. الانم فک کنم اوضاع اش انقد بد باشه که کل خانواده دلارام و ریما و اینا بیان بیمارستان همه با هم روبه رو شن.هیچی طبق برنامه پیش نمیره.
۴ سال پیشسوزان
15چقدر هیجانی شد ولی فکر نکنم فرهاد چیزش شه اگر فرهاد چیزیش بشه که هیچی همه بدبختن
۴ سال پیش//
13واقعا ام همه بدبخت میشن، حمایت مالی و یا احساسی رو دوش فرهاده.فرهاد نباشه همه اسیب میبینن منتها هیچکی فعلا قدر نمیدونه همه تو قیافن.
۴ سال پیشمهدیه
17بیچاره فرهاد چی فکر میکرد چی شد. کل مقدمه چینیاش و برنامه هاش به باد فنا رفت🤣
۴ سال پیش//
11فرهاد از زن شانس نیورده، هر دو از دم بچه و خودسر. والا تمام حرفاش درست بود.
۴ سال پیشSaghar
3ایموشنال دمیجججج
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

؟
1شخصیتای رمان همه ب نحوی بدبختن🤕