پارت هفتاد و چهارم :

این همان غمی بود که از آن صحبت کرده بودم.
داشتم این تغییر ناگهانی‌اش را تجزیه و تحلیل می‌کردم که به حرف آمد.
- من همیشه هم نقطه امنت نیستم. یاد بگیر بی منم قوی باشی... من پشتتم اما... گاهی برای اطرافیانم خود خطر بودم.
گارسون رسید و قهوه‌ها را گذاشت.
تا رفتن گارسون سکوت کردم تا سبحان هم افکارش را جمع و جور کند.
سر کج کردم.
- چی شده؟
خودش را جمع و جور کرد.
- هیچی!
Ú

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • 35

    1

    سلام خانم نویسنده ی عزیز، لطف کنید پارت به موقع بزارید هیجان رمان داره بیشتر میشه اینجوری پیش بره باید برگردیم از پارت اول شروع کنیم

    ۴ سال پیش
  • رویا

    2

    لطفا پارت رو منظم بزارین رمان داره یادمون میره

    ۵ سال پیش
  • کبری قشنگه

    3

    تقریبا همه همون اول حدس زدیم که قتل عرشیا یه ربطی به سعید داره...چیزی که این رمان رو گنگ کرده شخصیت سبحان که از همه چی خبر داره خوب کی هستی لعنتی😑😂خانم آبدار لطفا روال داستان رو یکم هیجانی تر کن🤏🙏

    ۵ سال پیش
  • سارا

    3

    واقعا گاهی سروه میره رو مخم😑 و اینکه کدوم سند؟ من متوجه نشدم. میشه لطفاً یکی بگه داره کدوم سند رو میگه؟؟😬

    ۵ سال پیش
  • ---

    0

    تو پارت اول یا دوم ، سروه یه سند خونه رو تو خونه ی عرشیا میبینه. همین

    ۵ سال پیش
  • yeganeh...

    6

    کاش همه چیز زودتر روشن میشد خیلی پیچیده و خسته کننده شده

    ۵ سال پیش
  • ؟؟

    17

    چرا هر چی جلوتر میره پیچیده تر و گنگ تر میشه؟؟ اینطور اصلا خوب نیست بعد از ۷۴ پارت هنوز سروه خودش میچرخه و گیجه و این سبحان هم در حال پنهان کاری و ترسوندنش 😐 خسته کننده شده

    ۵ سال پیش
  • آتریسا

    2

    بسیار عالی بود نویسنده مثل همیشه گل

    ۵ سال پیش
  • //

    3

    یعنی حرفای اخر سبحان که با عصبانیت گف، تمام حرفای من بود تا الان. البته میدونم ول کردن و گذشتنم سخته و به سروه حق میدم ولی خب...مرسی.

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    8

    عالی بود ولی کی میخایم همه چیو بفهمیم کامل بالاخره از اون سندم یه چیزی گف

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️