توپاز آبی به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت هفتاد و نهم :
همونطور با شوق و خوشحالی گفت:
- کدخدا میخواد بیاد خونهمون. با خانداداشت حرف زدن. گفته من گذشته رو نادیده میگیرم. نه منتی دارم، نه بعدها به خاطر گذشته ملامتش میکنم. رو چشمام نگهش میدارم. تو رو میگهآ!
لبهام از زور حرص، روی هم فشرده میشد و دندونام رو اونقدر محکم فشار میدادم که فکم درد گرفته بود. چین افتاد پای چشمهام و با غیظ گفتم:
- اون کفتار پیر میخواد منت چی رو
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه
0پارت شصت رمان یک عمر تاوان رو ببین، اونجا نگار پیام گذاشته. انگار کسالت داره و نتونسته پارت بذاره.
۵ سال پیششیرین
3سلام نگار جان پس چرا دودفعه اس پارت نمیزاری؟ مشکلی که براتون پیش نیومده؟
۵ سال پیشسیتا
9نریمان و همه مرد های ایرانی هنوز که هنوزه فکر میکنن عاشق شدن فقط برای مرد هاست اگه یه دختر عاشق بشه هرزه هست و گناه کرده و باید تاوان بده یا عاشق شدن یه دختر آبرو ریزی هستش
۵ سال پیش---
3اوضاع اینقدرم بد نیست ها. الان البته
۵ سال پیشs...
3بهتره توی نظرات همه رو با یه چشم نبینیم خوب وبد همه جا هس چه در مورد فرد مذکر چه مونث، حالا نریمان چنین نظری داره دلیل نمیشه همه مرد های ایرانی همچین آدمی باشن، لطفن به شور کسی توهین نکنیم 🙏
۵ سال پیشدخترای من
1وای چرا نریمان انقدر نفهمه غصه دار شدم ب خدا از دست کاراش بیچاره جیران 🥺 حالا زن اول ی پیره مرد چشم چرون مُرده که چی ب جیران چ ربطی داره دلم میگیره از این همه بی عدالتی 🥺😤
۵ سال پیش
4پارت جدید نیومد؟
۵ سال پیشآیما
10وایی من نریمان با دستایی خودم کفنش کنم من الان امتحان دارم ولی نشستم دارم سر این گریع میکنم دلم برای جیران خیلی میسوزه بیشتر از همه جیران ضربه دید
۵ سال پیش.
0همچ
۵ سال پیش//
1زن اول کدخدا آهو که نبود، بود؟ چه مامان بی غیرتی، گذاشت ذخترش خودشو براش قربونی کنه.نریمان بلوف میزد،اگرم میکشتش خانواده گلنسا نمیومدن برا خونبها؟ اونجوری شر نریمان کنده میشد.میدونم نظرم بیرحمانس
۵ سال پیشنفسم
1وای خدا بازم ی مصیبت ..دلم کبابه واسه جیران..هرچی بدبختی بود سراین دختر نازل شده بود😭😭
۵ سال پیششفق
5الهی بمیری نریمان اخه چقدر تو ظالمی😢
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نیلسا
0پس پارت جدید چرا نمی ذاری نگار جان😔