توپاز آبی به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت شصت و چهارم :
تماس قطع شده بود؛ جهانیار با حرص کنج لبش را میجوید و گوشی در دستش فشرده میشد. خسته از بلاتکلیفی و دوری شمیم، گوشی را روی تخت پرت کرد. چرا در این اوضاع و احوال نمیتوانست کنارش باشد! نگاهش سمت ساعت رومیزی کشیده شد که عقربههایش نزدیک به نه شب را نشان میداد. نفسش را پر صدا بیرون داد و از جا برخاست. پیراهنش را از روی جالباسی چنگ زد و پوشید. شلوار راحتیاش را با جین مشکی عوض کرد و همانطور
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهراد
3لطفا به رمان عطر رازقی که نوشته خودمه و مطمئنم مثلش رو نخودید رای بدید ممنون همه حالا فکر نکنید از خود راضی هستم
۵ سال پیشدخترای من
0کجایت این رمانت از کجا پیداش کنم
۵ سال پیشدخترای من
0ببخشید کجاست این رمان مهراد جان برم بخونمش
۵ سال پیشارام
0قسمت رمان اولیها
۵ سال پیشدخترای من
0رمان اولی ها کجاست
۵ سال پیشمهرو
0توی رمانای افلاین ک میری قسمت نظرات هر رمان با رنگ ابی مشخص شده تقریبا زیر اون ارسال نظر هستش رمان اولی ها اون قسمت ک بری رمان عطر رازقی و بقیه رو میتونی ببینی و بخونی 🙂
۵ سال پیشدخترای من
0ممنونم ازت مهرو ی مهربان 😘🙏❤
۵ سال پیشمهرو
0خواهش میکنم عزیزم🥰🤍✨
۵ سال پیشنفسم
3جهان حق داره..انتظار وصبر دل ادم رو پیر میکنه..چرا اینقدر سنگ جلو پا عشاق میندازن...امیدوارم پدربزرگ بتونه راه چاره ای پیدا کنه..مرسی عشقم نگار..
۵ سال پیش
2پارتا روز به روز آب میرن😀😀
۵ سال پیش//
1پ چرا ایموجی ذوق مرگی گذاشتی؟ :)) ... شمیم و جهانیار جفتشون مستقل و بزرگن و از والدین کم بهشون رسیده پس اگر سرخود کاری کنن من که گیر نمیدم بهشون.
۵ سال پیشمهرو
3من دقت میکنم دوست عزیز تو همه نظراتی ک میدی همیشه در حال ایراد گرفتنی یا از رمان یا ب نظرات بچه ها گیر میدی خلاصه همیشه مخالفی فازت چیه اینجا قراره فقط درمورد رمان نظر بدیم نه چیز دیگ 🤷 ♀️
۵ سال پیش//
0بابا بیخیال چیزی نگفتم که، گفتارش و ایموجی هاش خندم انداخ :). دقت کردم تو خیلی حساسی مهرو :) ریلکس باش عزیز. (الان میاد دعوام میکنه) ....الان شک کردم با من بودی یا با اون ؟ :(
۵ سال پیشمهرو
0اهم اکی مشکلی نیس،من ریلکسم عزیز👀 با تو بودم👆 دعوایی در کار نیست 🙃اتفاقا بشدت مخالفم ک تو نظرات بچه ها دعوا میکنن🤝اماخوب نظرم این بود ک اکثر نظرهایی ک میدی ساز مخالف میزنی(ازمنم گرفتی الان حساس..)
۵ سال پیشگل سرخ
0رمان عطررازقی کجانوشته شده؟
۵ سال پیش---
0بخش رمان اولی ها
۵ سال پیشنسترن
1منم گیر نمیدم بهشون، انشاالله به لطف خدا و خواست نویسنده زودتر عقد کنن، از مادر جهانیار و داداش شمیم و مادر و پدر شمیم و نریمان به شدت متنفرم
۵ سال پیشآرام
4این نسخه هم که بروز کردیم پر تبلیغاته😢
۵ سال پیشاسرا
1بنظرت اسدبه جهانیارمیگه قصه شویانه؟ ؟
۵ سال پیشدخترای من
1چرا نمیزارین این دوتا به هم برسن آخه گناه دارن 😔
۵ سال پیشسیتا
1چرا اینقدر کم بود وقتی دیدم پارت اومده چقدر خوش حال شدم چقدرکم قدر خوشحالیم هم نبود مثل نور اومدو رفت تمام 🤨🤨🤔🤔🤔😒☹😕😕 شد
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

تینا
0آره رمان آقای مهراد خیلی عالی هستش موضوعشم متفاوت هستش تو بش رمان اولی ها