پارت شصت و چهارم :

تماس قطع شده بود؛ جهانیار با حرص کنج لبش را می‌جوید و گوشی در دستش فشرده می‌شد. خسته از بلاتکلیفی و دوری شمیم، گوشی را روی تخت پرت کرد. چرا در این اوضاع و احوال نمی‌توانست کنارش باشد! نگاهش سمت ساعت رومیزی کشیده شد که عقربه‌هایش نزدیک به نه شب را نشان می‌داد. نفسش را پر صدا بیرون داد و از جا برخاست. پیراهنش را از روی جالباسی چنگ زد و پوشید. شلوار راحتی‌اش را با جین مشکی عوض کرد و همانطور

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تینا

    0

    آره رمان آقای مهراد خیلی عالی هستش موضوعشم متفاوت هستش تو بش رمان اولی ها

    ۵ سال پیش
  • مهراد

    3

    لطفا به رمان عطر رازقی که نوشته خودمه و مطمئنم مثلش رو نخودید رای بدید ممنون همه حالا فکر نکنید از خود راضی هستم

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    0

    کجایت این رمانت از کجا پیداش کنم

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    0

    ببخشید کجاست این رمان مهراد جان برم بخونمش

    ۵ سال پیش
  • ارام

    0

    قسمت رمان اولیها

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    0

    رمان اولی ها کجاست

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    0

    توی رمانای افلاین ک میری قسمت نظرات هر رمان با رنگ ابی مشخص شده تقریبا زیر اون ارسال نظر هستش رمان اولی ها اون قسمت ک بری رمان عطر رازقی و بقیه رو میتونی ببینی و بخونی 🙂

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    0

    ممنونم ازت مهرو ی مهربان 😘🙏❤

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    0

    خواهش میکنم عزیزم🥰🤍✨

    ۵ سال پیش
  • نفسم

    3

    جهان حق داره..انتظار وصبر دل ادم رو پیر میکنه..چرا اینقدر سنگ جلو پا عشاق میندازن...امیدوارم پدربزرگ بتونه راه چاره ای پیدا کنه..مرسی عشقم نگار..

    ۵ سال پیش
  • ‌

    2

    پارتا روز به روز آب میرن😀😀

    ۵ سال پیش
  • //

    1

    پ چرا ایموجی ذوق مرگی گذاشتی؟ :)) ... شمیم و جهانیار جفتشون مستقل و بزرگن و از والدین کم بهشون رسیده پس اگر سرخود کاری کنن من که گیر نمیدم بهشون.

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    3

    من دقت میکنم دوست عزیز تو همه نظراتی ک میدی همیشه در حال ایراد گرفتنی یا از رمان یا ب نظرات بچه ها گیر میدی خلاصه همیشه مخالفی فازت چیه اینجا قراره فقط درمورد رمان نظر بدیم نه چیز دیگ 🤷 ♀️

    ۵ سال پیش
  • //

    0

    بابا بیخیال چیزی نگفتم که، گفتارش و ایموجی هاش خندم انداخ :). دقت کردم تو خیلی حساسی مهرو :) ریلکس باش عزیز. (الان میاد دعوام میکنه) ....الان شک کردم با من بودی یا با اون ؟ :(

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    0

    اهم اکی مشکلی نیس،من ریلکسم عزیز👀 با تو بودم👆 دعوایی در کار نیست 🙃اتفاقا بشدت مخالفم ک تو نظرات بچه ها دعوا میکنن🤝اماخوب نظرم این بود ک اکثر نظرهایی ک میدی ساز مخالف میزنی(ازمنم گرفتی الان حساس..)

    ۵ سال پیش
  • گل سرخ

    0

    رمان عطررازقی کجانوشته شده؟

    ۵ سال پیش
  • ---

    0

    بخش رمان اولی ها

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    1

    منم گیر نمیدم بهشون، انشاالله به لطف خدا و خواست نویسنده زودتر عقد کنن، از مادر جهانیار و داداش شمیم و مادر و پدر شمیم و نریمان به شدت متنفرم

    ۵ سال پیش
  • آرام

    4

    این نسخه هم که بروز کردیم پر تبلیغاته😢

    ۵ سال پیش
  • اسرا

    1

    بنظرت اسدبه جهانیارمیگه قصه شویانه؟ ؟

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    1

    چرا نمیزارین این دوتا به هم برسن آخه گناه دارن 😔

    ۵ سال پیش
  • سیتا

    1

    چرا اینقدر کم بود وقتی دیدم پارت اومده چقدر خوش حال شدم چقدرکم قدر خوشحالیم هم نبود مثل نور اومدو رفت تمام 🤨🤨🤔🤔🤔😒☹😕😕 شد

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️