پارت شصت و سوم :

صادق پشت میز نشسته و با خشم روی برگه‌های مقابلش خط‌های نامفهوم و کج و معوج می‌کشید. ابروهایش در هم بود و کنج لبش را زیر لب می‌جوید. آزیتا در را باز کرد و از لای در سرک کشید:
- شام آماده‌اس!
صادق چشم‌های خشمگینش را از برگه‌ها گرفت و رو به آزیتا با لحن تندی گفت:
- میل ندارم.
آزیتا کلافه نفسی بیرون داد و سرش را عقب برد تا در را ببندد که صادق پرسید:
- شمیم هنوز توو اتاقشه؟

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یگانه

    1

    مثل همیشه عالیییی

    ۵ سال پیش
  • آمیتیدا

    1

    عالیییییییییی

    ۵ سال پیش
  • //

    0

    من خندم میگیره ملت میان مینویسن میگن طنزش کن، یعنی چی این حرف اخه بابا ژانر اش طنز نیست اگه ناراحت میشین نخونین. ضمنا سختی هایی که اینا میکشن، معموله چیز عجیبی نیست. شخص مهمی ام نمرده. غمگین نی، جدیه

    ۵ سال پیش
  • نفسم

    2

    بیچاره شمیم ..واقعا سخته تحملش😭مرسی نگارجون.مثل همیشه عالی

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    1

    رمانت عالیه، اما ژانرش خیلی بیش از حد غمگینه، افسردگی گرفتم. ولی بازم ممنون، قلمت پایدار

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    6

    من که از سوده متنفر نیستم...نویسنده ی مهربون😊لطفا جهانیار و شمیم رو بهم برسون و خوشبختشون کن...حداقل این دو تا جوون رنگ آرامش رو ببینن♥🌹لطفا خواهشاً🌸🙏🏻

    ۵ سال پیش
  • ..

    5

    تو این رمان همه بدبختن و با بدبختی میمیرن خداکنه حدائقل یکیشون خوشبخت بشه

    ۵ سال پیش
  • تینا

    6

    ممنون که به موقع پارت میذاری ولی کانلا معلوم همه چی غمگین پیش میره

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    3

    وای خیلی جالب داره میشه 👌 آره والا کاشکی زندگی خیزران خرابتر از این نشه 🙏

    ۵ سال پیش
  • آرام

    5

    خداکنه تو این رمان لاقل زندگی شاپور و خیزارن درست شه خیلی غم انگیزه🥺

    ۵ سال پیش
  • سیتا

    10

    فکر کنم سوده برای این که شاپور طلاق ندتش بهش میگه اردشیر زنده هست خیزارن گفته دورغ بگه اون موقه همه چیز برعکس میشه

    ۵ سال پیش
  • آریل

    7

    آره دقیقاا ممکنه من که اصلا از سوده خوشم نمیاد اولش دلم براش سوخت اما الان ازش متنفرممم

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️