پارت دوازده :

اما من در ان واحد پر از حس کنجکاوی بودم ،خواستم از پله ها برم بالا که حس کنجکاوی یاهمون فضولی خودمون بهم غلبه کرد ،در ورودی که مشرف به حیاط امارت میشه رو باز کردم واروم اروم طوری که پشتش به من بود از پله ها اومدم پایین و قبل از این که منو ببینه پشت دیوار سمت استخر قایم شدم ‌.
گوشمو تیز کردم ....
_اره عزیزم
_چشم بگو ریحانه هرچی که دوست داری برات بیاره
_میام عزیزم
_باشه عشقم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • چشانا

    5

    جون سلطان حدسیات اومد😂دیدید گفتم بابای ستو با مامان برسام رفته😌🤭و یک نکته نویسنده جون شما خودتون میگیدکه دوست دارید رمان سریع پیش بره خب این خیلی خوبه امابه نظرم بایدقسمت های مهم ویکم طولانی ترکنید

    ۴ سال پیش
  • چشانا

    4

    مثلاً الان این صحنه آخریه صحنه احساسی بودو شما فقط گفتیدکه سرشو آوردجلو ولی یهوکشید عقب و درصورتی که می تونستیدکلی این صحنه رو فانتزی کنید😜و خدایی خیلی زوده اگه بخواداول کار فرهاد و ستو عاشق هم بشن☺️

    ۴ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    رمان کلکی نیست .اون لحظه چون ستو لباس تنش نبوده فرهاد از خود بیخود شده 😂که اینم طبیعی هست

    ۴ سال پیش
  • .

    3

    سلام گلم آره لطفا در روز های بیشتر پارت بزارید

    ۴ سال پیش
  • سمی

    5

    👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍💥اوه مای گاد براوو همینطوری ادامه بده فقط اگه پارت گذاری طولانی وتندتندباشه عالی ترمیش چون من شده تو۵ساعت ۲۰۰۰صفحه رمان خوندم انتظاربرام خیلی سخته بازم تشکر

    ۴ سال پیش
  • گل سرخ

    8

    یعنی می خواست بوسش پشیمون شدپسره بی حیاخودیگه کارت تموم می کردی نه پس می کشیدی 😂😉😜🤪😝😛😅

    ۴ سال پیش
  • مهدیه

    8

    این قسمت آخر خراب کرد. یعنی چی که جلو آمد و عقب کشید

    ۴ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    فرهاد بی ادبه 😂

    ۴ سال پیش
  • ساحلم

    7

    گاددددد خیلیییی گنگ بود خیلی خفن بود این پارت.

    ۴ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    ⁦❤️⁩🙏

    ۴ سال پیش
  • ثنا

    4

    مزخرفه....... تم تکراری دارع رمان

    ۴ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    عزیزم ممنون میشم بدونم تو کدوم رمان اینارو خوندی .واقعا انتظار دارید من چی بنویسم ؟

    ۴ سال پیش
  • آخه یکی نیست

    8

    جووونززززز فرهادووووو♥️🥳 ستو بزن ت کارش اگه نرفتی حس میکنم خیلی اس کلی🤣

    ۴ سال پیش
  • فاطمه

    5

    حالا که پارت جنجالی شده هیچ *** نیست🙄😐🙄

    ۴ سال پیش
  • ثنابانو

    6

    خوب بودعالی این همه انتظار ارزششوداره😍😍

    ۴ سال پیش
  • گل سرخ

    8

    چشم های فرهادابیه چشمای برسام سیاه

    ۴ سال پیش
  • اوین

    7

    عالی بود نویسنده جان قلمت پایدار ادم کیف میکنه نویسنده منظم وبا استعدادی مثل شما میبینه

    ۴ سال پیش
  • حناگلی

    16

    نویسنده جان بهتره فرهاد نقش اصلی مرد باشه تا داستان واقعی تر باشه اگه برسام دوباره پیش ستوده برگرده خیلی مسخرست 💜😘

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    6

    مرسی از فاطمه جون 👌🙏

    ۴ سال پیش
  • ساحل

    2

    رمان vip نداره؟

    ۴ سال پیش
  • زهرا

    9

    لطفا با جدیت رمانت را بنویس خیلی داری خوب پیش میری یکمی به رمانت فراز و فرود بده تاجذابیت داستانت بیشتر بشه قلمت پایدار عزیزم

    ۴ سال پیش
کپی شد!