دشمن بی نقص به قلم فاطمه سیاوشی
پارت سیزده :
نگاه تیز ابی اش را روی چشمانم میچرخاند و به لبانم نگاه میکند ....جلوتر می اید اما سریع عقب میکشد ...دست زیر زانوانم میگذارد و منی که دیگر چیزی نمیفهمم ...تن سردم محتاج گرمای تن اوشده است...از پله ها بالا میبرم و با ارنجش در اتاقم را باز میکند ... و من را روی تخت میگذارد ...داخل حمام میشود و منی که چشمانم در حال بسته شدن است...نمیدانم چقدر گذشته است اما کمکم میکند داخل وان اب گرم بشینم...
_ستو
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
M
4فرهاد چایی نخورده شوهر شده😂به نظرم ستوده آخرش با برسام باشه خیلییی بهتره،نمیدونم چرا وقتی برسام چیزی میگه همش حس میکنم بیچاره یه دردی داره که نمیخواد بروز بده☹
۴ سال پیشمبینا
0سلام فاطمه جان خوشحالم یه کسی پیدا کردم جوابم بده من رمان مینویسم ولی نمیدونم چطوری در این برنامه بزارم خواهش میکنم راهنماییم کن
۴ سال پیشس.
0آره خانواده کلا الکی گیر میدن بهت طوری که دوست داری جدا زندگی کنی و کسی نگه این کار و بکن اون کارو نکن
۴ سال پیشفرشته
4ستوده ضعیف شده که البته طبیعیه ولی بازم رو اعصابه فرهادم خیلی پرروعه دلم میخاد بزنمش
۴ سال پیشتعطیلم
1عجب
۴ سال پیش&
4سلام درمورد اینکه شما نویسنده ی قابلی هستید شکی نیت اما من حس میکنم یجاهایی رمان خیلی سر سری رد میشه و فوکوس روی قسمت هایی هست که خیلی ارزشمند نیست و در واقع جزء روتین ها بحساب میاد زنده باشید
۴ سال پیش
فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان
عزیز این رمان تا الان که پارت ۱۳ هستش ۱۴۳ صفحه هستش و کلا از موقعی که ستو برگشته هنوز به دوهفته ستو نرسیده چطور تند میگذره؟یا من کجا رو خوب توضیح ندادم؟بعد اصلا ما ادمها مگر در روز چقدر اتفاق برامون
۴ سال پیش
فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان
اگر جایی روی هر مسئله ایی زیاد کشش ندادم مثل داستان بی بی چون که قرارعه بعدا داخل رمان بیشتر بنویسم راجب یه سری مسائل چون اگر من الان بیشتر توضیح بدم داستانم لو میره ❤️و ممنون بابت نظرت.
۴ سال پیشدخـتـر شوکــولات
4چه خوب رمان لایکاش داره میره بالا💜✌🏻👍🏻
۴ سال پیشسیتا
4من هم ماه قلب من رو خوندم این رمان رو هم از زور اول پارت گذاری می خونم قشنگه تشکر نویسنده
۴ سال پیشفری
3میگم راستی خانم سیاوشی از شخصیت های ماه قلب من تو داستان هست چون گفتین قراره بزارین
۴ سال پیش
فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان
نمیدونم عزیزم تا حالا راجبش تصمیم جدی نگرفتم
۴ سال پیشفری
1میگم خان کیه؟؟ که گفتین فرهاد پسر خان؟؟
۴ سال پیشبنده خدا
3خان فکر کنم میشه شوهر خواهر بی بی اگر درست متوجه شده باشم وارباب ده بود که خواهر بی بی باهاش ازدواج کرد😌 واین فرهاد نیومده چه زود پسرخاله شد سر نزدیک میکنه به ستوده واینا ازدواج ومال خودمی و😜🤣🤣🤣
۴ سال پیش
فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان
اره بابا😂
۴ سال پیشنیایش
10آقا حق من ضایع شده من نصف پارتارو نفر اول میخوندم نظری ندادم من جایزمو میخوام😗
۴ سال پیشی بنده خدا
2فرهاد کیه من نفهمیدم؟!
۴ سال پیشدینا ضیایی
6از این به بعد سعی میکنم برای هر پارت نفر اول باشم😂
۴ سال پیشآخه یکی نیست
5نویسنده گلی لطفاً یکم روز های هفته زیاد کن آخه دو روز در هفته من جونم به این رمان وصله😭
۴ سال پیشدینا ضیایی
5آی حرف دل منو زدی☹️
۴ سال پیش
فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان
😢بخدا نمیتونم .تازه دارم پارت هفته ی بعدو مینویسم
۴ سال پیشدینا ضیایی
6میدونم عزیزم خیلی سخته☹️
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ستیا
0نفهمیدم خودشو میخواست بکشه؟ اصلا چرا یک فرد نامحرم باید آنقدر زود پسرخاله بشه؟ ای کاش اینطوری نبود لااقل این اول کار