پارت یازده :

هعی ...بلاخره پسر عمو خاستگاری کرد و باهم ازدواج کردیم‌....بابک من ...دستمون خالی بودو مجبور بودم کنار مادرم زندگی کنم ‌..هرروز دخالت میکرد تو زندگیم ...هر روز به بابک تهمت میزد ،یه روز میگفت دزدی کرده ...یه روز میگفت به خواهرام چشم داره ،چی بگم که ما یه روز خوش با مادرم نداشتیم‌....
بابام که از راه میرسید هر روز خدا یه بهونه میورد که بلاخره پیرمرد بیچاره رو مجبور کرد بابکو کتک بزنه ...
ی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اتنا

    2

    (فکر کنم خانم سیاوشی داره داستان زندگیه خودشو تعریف میکنه) اینجوری رمان جذاب تر میشه ✌🏻💜🤭😍

    ۴ سال پیش
  • ATENA

    3

    خانم سیاوشی قلمت بسی عالیست❤️

    ۴ سال پیش
  • ATENA

    6

    کارای برسام و نگاهاش متضاد همن،فک میکنم برسام مجبور بوده با اون دختره به قول ستو زرد انبو باشه و هنوز ستوده رو دوست داره🙃ادما تو نگاهاشون نمیتونن دروغ بگن حتی حرفه ای ترین دروغگو ها

    ۴ سال پیش
  • Fatemeh hd

    1

    عالی نوشتی مثل همیشه رفیقممم😍🤍✨

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    جان جانان

    ۵ سال پیش
  • مهسا

    5

    عالی بود دستت طلا مهربونترین نویسنده 😘😘❤

    ۵ سال پیش
  • آخه یکی نیست

    2

    و بالاخره🤤

    ۵ سال پیش
  • ثنا

    9

    من هنوزم طرف برسامم😐🤍

    ۵ سال پیش
  • شایان

    5

    عالی عالی حرف نداره بیصبرانه منتظره پارت بعدیت هستم نویسنده جونم.

    ۵ سال پیش
  • دریا

    6

    قلمتون عالی تر شده و رمان محشر تر💜بیش از اندازه مشتاقم برای ادامه اش💕آخه تا هفته بعد چجوری صبرکنیم😥

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    15

    راستی فرهاد جونمم اومد😂🤭از الان فقط برسام فشار بخوره 😂بچه ها میگم من همه رمان هام ته کشیدن میشه یه چند تا رمان خوب معرفی کنید🙏🏻🙏🏻

    ۵ سال پیش
  • n.a

    6

    طنز میخونی؟؟؟

    ۵ سال پیش
  • نفس

    5

    سلام زیرک ، پارلا ، نفوذی ، ریما ، پسران بازی گوش

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    5

    مرسی🙏🏻آره من همه ژانری میخونم تنها ژانری که نمی خونم پلیسی

    ۵ سال پیش
  • تعطیلم

    0

    عزیزم رمان طالع ساقی رو بخون تو سایت نودهشتیا پارت گذاری میشه و تو *** هم چنل داره به نام خود رمان چنل devil_0fff

    ۵ سال پیش
  • تعطیلم

    7

    نویسنده جان کی اوضاع رمان هیجانی میشه؟؟؟

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    10

    واقعا داستان زندگی بی بی تون رو نوشتین فاطمه جونی؟ وااو،ماشاالله واقعا صبر بی بی تون خیلی زیاد بوده ببخشیدا ولی مادر بی بی خیلی خبیث بوده الان دارم نامادری سیندرلا رو تو ذهنم میبینم😂😐

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    مادربزرگم وقتی درموردش حرف میزنه گریه میکنه .تازه من یه مقدار از داستانشو نوشتم

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    12

    انشاالله بی بی تون ۱٠٠ سال دیگه به عمرشون اضافه بشه اگر هم خدایی نکرده زبونم لال،فوت شدن🥺😭روحشون شاد و منم فکر میکنم فرهاد و ستوده عاشق هم بشن نویسنده جون خواهشا توروخدا آخرش خوش باشه🙏🏻😘

    ۵ سال پیش
  • ایلین

    12

    واییی خیلی خوبه فرهاد هم اومد اونم مجرد ، خوشتیپ😂😂ولی داستان بی بی خیلی غمگین مادرش خیلی ظالم من ک کلی باش گریه کردم 🥺

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    13

    امیدوارم فرهاد از اون مردای مغرور همه رمانا نباشه که عاشق شیطونیای ستوده بشه. بعد از اینکه یکیش میره توکما یا فراموشی میگیره به هم ابراز عشق کنن

    ۵ سال پیش
کپی شد!