دشمن بی نقص به قلم فاطمه سیاوشی
پارت یازده :
هعی ...بلاخره پسر عمو خاستگاری کرد و باهم ازدواج کردیم....بابک من ...دستمون خالی بودو مجبور بودم کنار مادرم زندگی کنم ..هرروز دخالت میکرد تو زندگیم ...هر روز به بابک تهمت میزد ،یه روز میگفت دزدی کرده ...یه روز میگفت به خواهرام چشم داره ،چی بگم که ما یه روز خوش با مادرم نداشتیم....
بابام که از راه میرسید هر روز خدا یه بهونه میورد که بلاخره پیرمرد بیچاره رو مجبور کرد بابکو کتک بزنه ...
ی
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
ATENA
3خانم سیاوشی قلمت بسی عالیست❤️
۴ سال پیشATENA
6کارای برسام و نگاهاش متضاد همن،فک میکنم برسام مجبور بوده با اون دختره به قول ستو زرد انبو باشه و هنوز ستوده رو دوست داره🙃ادما تو نگاهاشون نمیتونن دروغ بگن حتی حرفه ای ترین دروغگو ها
۴ سال پیشFatemeh hd
1عالی نوشتی مثل همیشه رفیقممم😍🤍✨
۵ سال پیش
فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان
جان جانان
۵ سال پیشمهسا
5عالی بود دستت طلا مهربونترین نویسنده 😘😘❤
۵ سال پیشآخه یکی نیست
2و بالاخره🤤
۵ سال پیشثنا
9من هنوزم طرف برسامم😐🤍
۵ سال پیششایان
5عالی عالی حرف نداره بیصبرانه منتظره پارت بعدیت هستم نویسنده جونم.
۵ سال پیشدریا
6قلمتون عالی تر شده و رمان محشر تر💜بیش از اندازه مشتاقم برای ادامه اش💕آخه تا هفته بعد چجوری صبرکنیم😥
۵ سال پیشچشانا
15راستی فرهاد جونمم اومد😂🤭از الان فقط برسام فشار بخوره 😂بچه ها میگم من همه رمان هام ته کشیدن میشه یه چند تا رمان خوب معرفی کنید🙏🏻🙏🏻
۵ سال پیشn.a
6طنز میخونی؟؟؟
۵ سال پیشنفس
5سلام زیرک ، پارلا ، نفوذی ، ریما ، پسران بازی گوش
۵ سال پیشچشانا
5مرسی🙏🏻آره من همه ژانری میخونم تنها ژانری که نمی خونم پلیسی
۵ سال پیشتعطیلم
0عزیزم رمان طالع ساقی رو بخون تو سایت نودهشتیا پارت گذاری میشه و تو *** هم چنل داره به نام خود رمان چنل devil_0fff
۵ سال پیشتعطیلم
7نویسنده جان کی اوضاع رمان هیجانی میشه؟؟؟
۵ سال پیشنسترن
10واقعا داستان زندگی بی بی تون رو نوشتین فاطمه جونی؟ وااو،ماشاالله واقعا صبر بی بی تون خیلی زیاد بوده ببخشیدا ولی مادر بی بی خیلی خبیث بوده الان دارم نامادری سیندرلا رو تو ذهنم میبینم😂😐
۵ سال پیش
فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان
مادربزرگم وقتی درموردش حرف میزنه گریه میکنه .تازه من یه مقدار از داستانشو نوشتم
۵ سال پیشنسترن
12انشاالله بی بی تون ۱٠٠ سال دیگه به عمرشون اضافه بشه اگر هم خدایی نکرده زبونم لال،فوت شدن🥺😭روحشون شاد و منم فکر میکنم فرهاد و ستوده عاشق هم بشن نویسنده جون خواهشا توروخدا آخرش خوش باشه🙏🏻😘
۵ سال پیشایلین
12واییی خیلی خوبه فرهاد هم اومد اونم مجرد ، خوشتیپ😂😂ولی داستان بی بی خیلی غمگین مادرش خیلی ظالم من ک کلی باش گریه کردم 🥺
۵ سال پیشمهدیه
13امیدوارم فرهاد از اون مردای مغرور همه رمانا نباشه که عاشق شیطونیای ستوده بشه. بعد از اینکه یکیش میره توکما یا فراموشی میگیره به هم ابراز عشق کنن
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اتنا
2(فکر کنم خانم سیاوشی داره داستان زندگیه خودشو تعریف میکنه) اینجوری رمان جذاب تر میشه ✌🏻💜🤭😍