پارت سی و دوم :

ساعت رومیزی مربع شکل و مشکی رنگ، یازده و سی دقیقه‌ی شب را نشان می‌داد. ریما چمدانش را بست و کنار تخت گذاشت. حسی غریب و پر از استرس وجودش را گرفته بود. فردا با یک چمدان کوچک به اصطلاح راهی شهرستان و خانه‌ی دوستش می‌شد و در واقع وارد مسیر جدیدی از زندگی‌اش قرار می‌گرفت! برای ساعت ده صبح وقت آرایشگاه داشت. بعد از ظهر قرار محضر داشتند و بعد هم آتلیه می‌رفتند. شب را در خانه‌ی نقلی اجاره‌ای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    12

    خیلی خوب بود روند رمان عالی قلمت پایدار امید دورم که تا آخر این تا زوج با هم باشن دلارام مزاحم زندگیشان نشه

    ۵ سال پیش
  • فافا

    10

    روند رمان خوب داره میره جلو ،الکی کش نمیده نویسنده محترم تا اخر همینطور باشه.

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    6

    👍👍👍😂😂😂😘😘😘🥳🥳🥳🤵 ♂️👰 ♂️👏👏

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    12

    وای این فرهاد چقدر شیطون بوده ما خبر نداشتیم میگه نه موهاتو دیدم نه لباستو🤤😍😂فرزادم نگم عالی بود ضعف کردم از خنده😂 نویسنده قلمت پایدار اولین رمان انلاینی هست که اینجور نظرمو جلب کرده ♥♥♥

    ۵ سال پیش
  • ---

    16

    امیدوارم تا ته رمان همینجوری باشه. بدون کش دادن، بدون کلیشه و بدون لوس بازی داره میره جلو خوشم میاد.

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    12

    به جرعت میتونم بگم جزو بهترین رماناییه که تو این پنج سال خوندم

    ۵ سال پیش
  • زهراقنبری

    19

    سلام برنویسنده تواناعجب پارت پروپیمونی بود خیلی لذت بردم طوری نوشته بودی که من حس میکردم توی محضرهستم ودارم این عقدرومیبینم جذابیت داستانت خیلی خوبه همینجوری پیش بروواصلاازجذابیت داستانت کم نکن.......

    ۵ سال پیش
  • ...

    7

    😂 😂 😂 😂 😂

    ۵ سال پیش
  • ف

    0

    🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    16

    چ زیبا آفرین نگار جون 👌پایدار باشی 🙏

    ۵ سال پیش
کپی شد!