شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت هفتاد و یک :
هشت مرداد. تهران
~ آرامش ~
یک صبح دیگر نیز آغاز شد.
نه با صدای گوش خراش آلارم گوشی، بلکه با حسی به نام عادت!
بعد از انجام کار های معمول اول صبح، پرده ی اتاقم را کشیدم.
کمی در حیاط چشم چرخاندم.
جمعه بود و روز استراحت.
هوس کردم کمی وقتم را در آنجا بگذارم.
نه به بطالت، بلکه مفید!
لباس هایم را با یک گرمکن و شلوار ست سفید عوض کردم.
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
9ارکان که خاطر خواه هستی هست ولی بقل علاقشم دختر بازی میکنه😅
۶ سال پیشترنم
0راست میگ منم همش باخودم میگم اینکه هستی و میخواست چیشد یهو؟؟؟
۶ سال پیشSamin
1دم حامی گرم🤐🤐🤣🤣
۶ سال پیشکپیدن قشنگو
11آهای دختر چوپون آهای دختر چوپون دله دیوونه رو کشوندی تو دشت و بیابون😐😂😂😂
۶ سال پیشالهه زندگی
11فقط آهنگای حامی ♫︎♫︎😂😂 و اون قسمت که حامی کفش آرامش رو پرت کرد طرفش 😃😄😆
۶ سال پیشآنیتا
6عالی بود عالی فقط پارت هارو اضافه کنید
۶ سال پیشجیگیلی
7وآآآآآآی خیلی خوبه داره طنز و خنده دار هم میشه دیگه هیچی منتظر پارت های بعدی هستم ولی تا اینجا که اتفاق خاصی نیفتاده ینی چنتا پارته ؟!
۶ سال پیشهلینا
16ای جوننننمممم من میخوام به حامی در راه خوانندگی کمک کنم 😂😂😂😂👨 🎤👨 🎤👨 🎤👨 🎤آی جانم آرامش جون ریلکس شدی گلممممم😂😂😂😂😂😡😡😡😂😂
۶ سال پیشنسرین
22نویسنده دستت درد نکنه مرسی...نمی دونم چرا هنوز عاشقانه نشده ؟؟رمان های دیگه سر قسمت 10 عاشقانه میشه اما شومینه الان پارت71 هستیم ولی هنوز انگار نه انگار 😈😈
۶ سال پیشNegarr
16خدایی فقط اهنگ هاش اهای دختر چوپون..... 😂😂😂😂بعد چند وقت کلی باهاش خندیدم
۶ سال پیشمحدثه
15فقط اونجاش که زد آرامشو خیس کرد 😂
۶ سال پیشدختر جنگل
8خوووب بود
۶ سال پیشباب اسفنجی
7باحال بود 💫
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

تینا
17نباید انتظار داشت عاشقانه شه خیلی زود همه پارتا رو هم تازه شاید بشن دو یا سه فصل ولی یه سوتی داره ارکان مگه هستی رو نمیخواست حامی میارش پیش ماهرو اصلا بهش بر نمیخوره مثلا خواهرشو میخواد